« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 73)
« هدایتِ الهی » برای « چه افرادی نیست » و برای « چه افرادی هست؟ »
« هر مخلوقی » برای « زندگیِ دنیوی » خود از « هدایتِ اولیه یا هدایتِ تکوینی » برخوردار است:
قالَ: رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى (طه/50)
(حضرت موسی علیه السلام به فرعون) فرمود: خدایِ ما آنست كه هر چيزى را آفریده سپس آن را هدايت کرده است.)
خداوند علاوه بر هدایتِ ذاتی و تکوینی، توسطِ « أنبیاء و أولیاء » خود، برای « انسان » هدایت دیگری به نام « هدایتِ تشریعی » قرار داده تا او بتواند « آخرت » خود را « ببیند » و به « لذّت جاودانه » برسد.
البته « ظالمین، فاسقین، کافرین، کاذبین کَفّار، مُسرفین کذّاب و خائنین » چون « جاهلانه » پیرو « نفسانیّت » خویشند و « مقصدِ عاقلانهای » ندارند و « سفیرانِ الهی » را « تکذیب » میکنند و در واقع « قابلیتِ هدایتپذیریِ » خود را از دست دادهاند، از « جریانِ هدایتِ تشریعی، محروم » هستند:
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ * .... الْفاسِقينَ * .... الْكافِرينَ *
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ * مُسْرِفٌ كَذَّابٌ * كَيْدَ الْخائِنينَ *
و بسیار « جالب » و « امیدبخش » است که قرآن « جریانِ هدایتِ تشریعی و حیاتبخشِ الهی » را به « مؤمنین، مسلمین، مصلّین، متقین، عابدین، زاهدین و أقشار دیگر » هرگز « منحصر نمیکند » بلکه « 10 بار » میفرماید: « هر فردی اگر خودش بخواهد » میتواند از « هدایتِ الهی » برخوردار شود:
« ... وَ اللَّهُ يَهْدي مَـــنْ يَشاءُ ... »
(خداوند هر لحظه هر لایقی را که مشتاق باشد ـ به حقّ و به نور ـ هم راهنمائی و هم رهبری میکند.)
(بقره/142ـ213ـ272)(یونس/25)(إبراهیم/4)(نحل/93)(نور/46)(قصص/56)(فاطر/8)(مدثر/31)
نکتة اول: « أراد » فقط « إبرازِ خواستِ فاعل » است، اما « شاء » به « إقتضاءِ مفعول » توجّه دارد.
(مثلا وقتی پزشک میگوید: میخواهم برایت دارو بنویسم یعنی: بیماری تو آن را میطلبد.)(نه تمایل منِ پزشک.)
نکتة دوم: « فاعلِ يَهْدي »،« ضمیرِ مستترِ هو » و « مرجعِ » آن « اللَّهُ » است و « فاعلِ يَشاءُ » هم « ضمیرِ مستترِ هو » است اما « مرجعِ » آن « مَـــنْ » (که مفعولِ يَهْدي است) میباشد. (اما اللَّهُ نیست.)
پس « انسان » با « هر سابقهای » هر لحظه « میتواند » (مثلِ حر بن ریاحی) « عاقلانه و عاشقانه » به « خالق خود » برگردد و با « هدایت و حمایت و نصرتِ همهجانبة الهی » به « رستگاری » برسد.
لذا یک پیام عاشوراء اینست که: « سرنوشت » را عاقلانه، مؤمنانه و با اطمینان میتوان از « سرنوشت. »