« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 98)
با « فرو نشستنِ گرد و خاکِ مستکبرین » درخششِ « مستضعفین » نمایانتر میشود.
« عالمِ مادّه »،« « مُسطّح » است و هیچ « قلّه و پرتگاهی » ندارد و با اینکه مخلوقات با هم « فرق » دارند اما بر یکدیگر هرگز « برتری » ندارند لذا افرادِ بشر میتوانند با « فضائلِ » مختلف « درخشانتر » از بقیه باشند و با « تقوا »،« کریم » و « مفید » باشند اما هرگز نمیتوانند بر یکدیگر « عُلو » پیدا کنند:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى ... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ... (حجرات/13)
خداوند برای « آزمایش » و « غربالِ » افرادِ « عاقلِ حقیقتبین » از افرادِ « غافلِ ظاهربین » در این « شهرِ بازی دنیا »،« نردبانی خیالی » را قرار داده تا افرادِ ظاهربین با « توهّمِ برتری » از « ثروت و قدرت و شهرتِ فانیِ دنیا »،« بالا » بروند و دو قشرِ « مستکبر و مستضعف » را در جامعه پدید آورند.
لذا افرادِ « ظاهربینِ متوهّم »،« هر گوساله (حتّی سگِ) زردِ متحرّکِ پُر سر صدائی!!!؟؟ » را مینوشند و « امامِ خیرخواه و رهبرِ هدایتگر و بینظیرِ » خود را هم رها میکنند و به « إستضعاف » میکشانند:
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ ... قالَ ... إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني وَ كادُوا يَقْتُلُونَني ... (أعراف/150)
(وقتی موسى به نزدِ قوم خود بازگشت ... هارون گفت: ... اين قوم مرا ناتوان خواستند و نزدیک بود مرا بكشند ...)
هشدار: « هر نردبانی » در این « شهرِ بازیِ دنیا » به « سُرسُری » ختم میشود که « متوهّمین » خود را حتّی اگر قارونِ ثروتمند، یا فرعونِ قدرتمند، یا هامانِ حیلهگر، یا هر صهیونیستِ جنایتکاری باشند در زمانی کوتاه به « اسفلِ سافلین » میرساند. پس مستکبرینِ برتریجو در عرصههایِ اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی هر قدر از دوشِ مستضعفین بیشتر « بالا » بروند « سقوطِ » آنها دردناکتر خواهد بود.
سؤال: چرا خداوند در دنیا « اسبابِ بالارفتن » مستکبرین از گُردة مستضعفین را برای آنها فراهم آورده؟
پاسخ: تا « ظاهربینانِ متوهّمِ برتریجو » بتوانند « بُت » شوند و « صدایِ شکستن و سقوطِ » آنها « مردمِ استضعافپذیر » را از « خوابِ غفلت » و از « آرزویِ برتر بودن » بیدار کند و نجاتشان دهد:
... قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ ... (79) ... فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ ... (81) وَ أَصْبَحَ الَّذينَ تَمَنَّوْا مَكانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ: ... لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا ... (قصص/82)
لذا « سعادتِ در آخرت » فقط برای افرادِ عاقل و عارفی است که با نردبانهای دنیائی دنبال برتری نباشند:
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً ... (قصص/83)
خدایا؛ به ما بفهمان که در دنیا امکان برتری بر حیوان را هم نداریم تا با برتریجوئی خودمان را ضایع نکنیم.