« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 58)
« مهمترین خطر » و « عاملِ اصلیِ » گرفتاریها و « تنگناهایِ » زندگیِ انسان چیست؟
با این همه پیشرفتهایِ علمی و صنعتی و فعالیتهایِ فرهنگی و هنری و افزایشِ سواد، کتاب، مقاله و سخنرانی، متأسفانه « مشکلاتِ خانوادگی، نابسامانیهایِ اقتصادی و تنشهای اجتماعی، سیاسی و نظامی در جهان » نیز هر روز « بیشتر و عمیقتر و پیچیدهتر » میشوند.
به نظر شما علّت چیست؟
پاسخ قرآن اینست که مردم « از یادِ خدا، رویگردانند » و به « هشدارهایِ » خدا « توجّهی ندارند »:
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى (طه/124)
(و هر كه از ياد من دل بگرداند زندگى تنگ و سختى خواهد داشت و روز قیامت نابينا محشورش مىكنيم.)
فردی « غرقِ در مشکلات » از رویِ « عادت » و بدون « درک و فهمی » لب میجنباند. « پیری » از او پرسید: چه میکنی؟ او گفت: « ذکر » میگویم تا مشکلاتم برطرف شوند. پرسید: « ذکر چیست؟ » او گفت یعنی: « یاد. » پیر پرسید؟ « که را یاد میکنی؟ » گفت: « خدا » را یاد میکنم. پیر پرسید: مگر او را دیدهای؟ و خدا را میشناسی؟ یا بدونِ اینکه او را دیده باشی او را « یاد » میکنی؟ او پرسید: مگر خدا را میتوان « دید؟ » پیر گفت: اگر ندیدی پس « تصوّرات و توهّماتِ ذهنت » را « مرور » میکنی.
پرسید: « ذکر چیست؟ » پیر گفت: اینکه از « « توجّه به خود و مخلوق، صرفنظر » کنی و تحت تأثیرِ « ظاهرِ » چیزی قرار نگیری تا « حقّ » برایت « نمایان » شود و خود را « فقط با خدا » طرف ببینی.
در آن صورت آسمان، زمین، همسر، فرزند، دوست، دشمن و همة مخلوقات را « آیتِ خدا » و مشکلات را « آزمون الهی و رحمت و فرصتِ رشدِ خود » و همه چیز را « زیبا » میبینی و با هر چیزی « ذاکر » میشوی و در هر شرائطی مثل حوادثِ عاشوراء و مقابلِ یزید، « احساسِ تنهائی و ناتوانی » نمیکنی و صدایِ « حقطلبانة » تو برای گفتنِ « یابنَ الطُلقاء » به جنایتکارِ پلیدی مثلِ یزید، « نمیلرزد » و قدمِ تو برای « حمایت از حقّطلبان » در هیچ شرائطی « نمیلغزد » و هیچ « أخم، لبخند، تطمیع، تهدید، تمسخر، إستهزاء، تحریم و توطئههای فریبندة دشمن » نیز در تو کمترین تأثیری نخواهد داشت.
پس « عبادات » باید ما را به « خداباوری عملی » برسانند زیرا « ششهزار سال عبادتِ بیتوجّه »، انسان را « ذاکر » نمیکند و (مانند إبلیس) از جهنّم سوزانِ مقایسه، حسادت، حرص و سایر رذائل نمیرهاند.
خدایا؛ بعد از یکماه « إمساک » و « إحیاء » ما را از هر « تنگنائی » برهان و به « قلّة ذاکرین » برسان.