یعنی: هیچ نقص و نیاز و حاجتی ندارد و به غیر خود بی نیاز است.
چرا خداوند به غیر خود بی نیاز مطلق است؟
چون غیر از خدا اصلا چیزی نیست.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 52)
اینکه « جهنّم »،« هفت دروازه » دارد چه « پیام » و « هشداری » برای ما دارد؟
قرآن به صراحت میفرماید « جهنّم »، « هفت دروازه دارد »:
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعينَ (43) لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (حجر/44)
و وعدهگاه « پیروانِ شیطان »،« دوزخ » است كه « 7 درب » دارد و از هر درى برخى از آنها وارد مىشوند.
و با اینکه « بهشت » نیز « درهای متعددی » دارد اما قرآن « تعدادِ » آنها را بیان نکرده است:
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ (ص/50) ... حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا ... (زمر/73)
و آنها كه حدودِ الهی را رعایت کردند گروه گروه به بهشت سوق داده شوند و چون به آن برسند و درهایش برایشان گشوده شود نگهبانانِ آنها به آنان گويند: سلام بر شما خوش آمديد و برای همیشه در آن درآييد.
قرآن میفرماید: « میان جهنّم و بهشت » نیز « دروازهای » است که « دو سوی متضاد » دارد:
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ (حدید/13)
آن روز مردان و زنان منافق به آنها که ايمان آوردهاند مىگويند به ما نگاه کنيد تا از نورتان کمی بهره ببريم گفته مىشود به عقب برگرديد و (در أعمال گذشتة خود) نورى را بجوئيد، پس ميان آنها ديوارى زده مىشود كه فقط « یک دروازه » دارد که « درونِ » آن « پُر از رحمت » و « بیرونِ » آن « پُر از عذاب » است.
چون « همة تخلّفات و گناهانِ » همة مردم از « حواسِ پنجگانه » و « 2 قوّة شهوت و خشمِ » آنها سرچشمه میگیرند و انسان را به حدّ « چهارپایان » و حتی « پَستتر » از أنعام میکشانند پس مطمئناً این « 7 توانائی ارزشمند » اگر « عاقلانه » مدیریت نشوند همان « 7 دروازة جهنّم » خواهند بود:
إنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (أنفال/22) صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (بقره/171)
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ؟ (یونس/42)
... لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ... (اعراف/179)
و این « 7 توانائی » اگر با « عقل، مؤمنانه مدیریت شوند » طبق روایات « 8 باب بهشت » هستند.
پس انسان « باید » با « مدیریتِ عاقلانة حواسّ و شهوات و خشمِ » خود « درهای جهنّم » را به روی خود « ببندد » و با « بصیرتِ مؤمنانه » بکوشد « ابوابِ بهشتِ جاودانه » را برای خود بگشاید.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 54)
« پاداش » أبرار که همة « إفطاری » خود را به مسکین، یتیم و اسیر میدهند چیست؟
« أبرار » در « سورة انسان » با « 3 خصوصیت » معرفی میشوند:
إِنَّ الْأَبْرارَ ... (5) ... (6) اول: يُوفُونَ بِالنَّذْرِ، دوم: وَ يَخافُونَ يَوْماً ... (7) سوم: وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً (إنسان/8)
لذا خداوند این أبرار بزرگوار را با « 3 نعمت بسیار ارزشمند » مورد لطف خود قرار میدهد:
اول: فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ، دوم: وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً، سوم: وَ سُرُوراً (إنسان/11)
و خداوند علاوه بر آن « سه نعمت »،« 2 پاداشِ بزرگ » دیگر نیز به آنها میدهد:
وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا اول: جَنَّةً، دوم: وَ حَريراً (إنسان/12)
مترجمین کلمة « حَرير » در این آیه را {احتمالاً به خاطر آیة: « ... وَ لِباسُهُمْ فيها حَريرٌ (حج/23)} به « پارچة نازک (و بدننما!!!؟؟) و لطیف » ترجمه کردهاند که با « بهشتِ قربِ الهی » هیچ تناسبی ندارد.
در حالی که به نظر میرسد « حَريراً » چیزی « هم شأنِ جَنَّةً » و حتّی « با ارزشمندتر » از آن است.
« حَرير » از « حرّیت و آزادگی » است و به نظر میرسد « لطافتِ آزادی مطلق » را بیان میکند زیرا « بهشتی » که قرآن در « قربِ الهی » وعده میدهد فقط با « آزادی مطلق »،« تناسب » دارد. چون:
اولا: « وسعتِ » آن بهشت به اندازة « آسمان و زمین » است و از هیچ طرف « محصور » نیست:
... وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ... (حدید/21)
ثانیا: در بهشت « حکومتی » نیست که « أمر و نهی و باید و نباید » کند زیرا « يَوْمِ الدِّينِ » است و « بهشتیان » خودشان « حاکمِ بر خویشتن » هستند و « دینِ فطریِ » خود را اطاعت و إجرا میکنند.
ثالثا: در بهشت « احتیاج » وجود ندارد و بهشتیان از هر قید و بند و اسارتِ درونی و بیرونی « آزاد » اند و هرگز « گرسنه، تشنه، سرد، گرم، عریان » نمیشوند: إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَ لَا تَعْرَى (طه/118)
رابعا: آنها « هر چه بخواهند » دارند: لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ (فصلت/31)
پس در بهشت « هیچ مقایسه، حسادت، حرص، بُخل، تکبّر، دروغ، خشونت و رذیلتی » هم « نیست » زیرا بهشتیان « عاقلانه » بر « نفسِ خود »،« غلبه » دارند و از « بندهایِ نفسانی » نیز « آزاد » هستند.
خدایا؛ در رسیدن به این « عقلانیت و ایمان و تدیّن » ما را یاری کن تا از این « أبرارِ بهشتیِ » باشیم.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 95)
« آزمایشِ انسان »،« عبور از شهربازیِ دنیا » است.
انسان از « بهشتِ نخستین » به هر دلیلی « إخراج » و برای « مدتی کوتاه » در « دنیا » قرار گرفت،
تا « شوقِ عاقلانة » او برای « بازگشت به بهشتِ رضوانِ الهی » موردِ « آزمایش » قرار گیرد:
قالَ اهْبِطُوا ... وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حينٍ (أعراف/24)(بقره/36)
خداوند برای اینکه افرادِ « عاقل و بصیر و آخرتنگر » از افرادِ « ظاهربین و دنیاطلب » تفکیک شوند،
« ظاهرِ دنیا » را با « مال و فرزند و زُخرفات » زینت بخشید و آن را به صورت « شهربازی » دراورد:
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا ... (کهف/46) وَ زُخْرُفاً ... (زخرف/35)
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ ... حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ اِزَّيَّنَتْ ... (یونس/24)
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ... (حدید/20)
اما خداوند إعلام فرمود که « دنیا » را « شهربازی » قرار دادیم تا « میزانِ تعقّل » شما معلوم شود:
وَ ما أُوتيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ (قصص/60)
و خداوند میفرماید: « أهل تعقّل » حتماً « آخرت » را به این « شهربازیِ وهمأنگیز » ترجیح میدهند:
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (أنعام/32)
و خداوند میفرماید: این « شهربازی » فقط برای « آزمایشِ رفتارهایِ زیبایِ افرادِ بشر » است:
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (کهف/7)
و خداوند میفرماید: اگر مؤمنانه و با تقوا از این « شهرِبازی » بگذرید به شما « پاداش » میدهد:
إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ ... (محمّد/36)
و خداوند میفرماید: از این « شهربازیِ فانی » باید صرفنظر کنید تا به « حیاتِ جاودانه » برسید:
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ... (عنکبوت/64)
اما متأسفانه « أکثر مردم » در این « شهربازیِ فریبنده » چنان « فریبِ ظواهر » را میخورند که حتی « رفتارهای مذهبی » را هم به « بازی » میگیرند و از « آخرتِ خود » غافل میمانند:
وَ ذَرِ الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ... (أنعام/70)
الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ... (أعراف/51)
« خدایا؛ ما را از ظاهرپرستی برهان تا از این شهربازی بگذریم و خود را به قرب تو برسانیم. »
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 104)
« 2 فریبِ خطرناکِ دنیا » کدامند؟
مراکز « إمداد » برخی از « سگها » را برای « یافتن موجود زنده » آموزش میدهند و دانشمندان نیز برخی از « رباتها و پهپادها » را برای « یافتن موجود زنده » مجهّز میکنند و از آنها برای نجات افراد زیر آوار در أثر « زلزله یا انفجار یا آتشسوزی » استفاده میکنند یا آنها را در چنان جاهائی میآزمایند.
خداوند نیز به انسان « توانائی تفکّر، تعقّل و بصیرت » داد تا « حقّطلب و حقیقتیاب » باشد و برای اینکه « افرادِ حقّطلب » را برای بهشتش « تفکیک » کند بشر را در « شهربازی دنیا » مستقر و برای آنها به شکلهای مختلف « معلوم » نمود که: دنیا فقط « محل فریب » و برای « آزمایش » آنهاست:
... وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ ... (بقره/36) اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ
وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ... وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (حديد:20)
لذا هر که به « تفکّر، تعقّل و بصیرتِ » خود بیإعتنائی کند، « دنیا » او را حتما « فریب » میدهد:
... غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ... (أنعام/70)(أنعام/130)(أعراف/51)
« دنیا با انسان چه میکند؟ »
دنیا « در ابتدا » برای « حقیقتِ » هر چیز « ظاهری جذاب میسازد » تا ما از « آن » غافل شویم:
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ ... (یونس/24)
(زندگی دنيا مثلِ آبى است كه از آسمان میبارد و با آن گياه میروید و مردم و دامها از آنها مىخورند و زمين آنقدر جذاب میشود که « اهلِ دنیا » با ظاهر آن « مغرور و مست و غافل » میشوند و ما یکدفعه آن را نابود میکنیم.)
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ (روم/7)
دنیا « در اقدامِ بعد » به افراد بشر « إلقا » میکند که: خداوند، حقیقت، غیب، ملائکه، عقل، شعور، آخرت، امواج مغناطیسی، رادیوئی، تلویزیونی ... چون « دیده نمیشوند » پس « وجود ندارند »،
اما « شانس، خرافه، سحر، سراب، سایه، تاریکی، شرّ، ... را (که توهّمند) میگوید: « وجود دارند. »
در نتیجه « غالب مردم » به خاطرِ « ظاهربینی »،« واقعیت » را به إشتباه « حقیقت » میپندارند و بر مبنای واقعیت، « قضاوت » میکنند و با خود، با همسر، با والدین، با یکدیگر و با کلام الله و أولیاء الهی درگیری دارند ....
« خدایا؛ در این ضیافت با شکوه رمضان ما را از ظاهربینی و دنیاگرائی برهان و به حقطلبی برسان. »
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 121)
« أهلِ ایمان » (پیروِ آئینِ هر پیامبری) چگونه « منافق » و « خائن » به مردمِ خود میشوند؟
« دنیا » دارِ « تضاد » است لذا « همة افرادِ بشر » بر مبنایِ « توجّه » به « خالق » و « إطاعت » از « تعالیمِ الهی »، در 2 جبهة « ایمان و کفر »،« حق و باطل » و « هدایت شده و گمراه » قرار دارند:
هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ... (تغابن/2)
... مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ ... فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ... (بقره/253)
... وَ جَعَلْنا في ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ (حدید/26)
بنابراین « مؤمنین » برای « حفظ و إثباتِ إیمانِ خود »، عقلا و شرعاً « موظّف » هستند:
اولا: تحتِ « ولایتِ کُفار و در جبهة باطل » قرار نگیرند و « کارگزار و مزدور و عملة » آنها نباشند:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذينَ كَفَرُوا .... (آلعمران/156)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ ... (نساء/144)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ ... (ممتحنه/1)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ... (ممتحنه/13)
ثانیاً: مؤمنین عقلاً و شرعاً باید از « تقلیدِ روشها و رفتارهایِ کفارِ حریمشکن » نیز « بپرهیزند »:
... فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ... (بقره/256)
وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ... (نحل/36)
وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ (زمر/17)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ ... (حجرات/12)
... فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ (حج/30)
جالب اینکه « همة جانورانِ » (تکاملیافته) نیز از « دشمنِ » خود میگریزند یا با آنها « درگیر » میشوند و « گلبولهای سفید » نیز در مواجهه با هر چیزی دنبالِ « کُدِ غریبه » میگردند تا با آن « مبارزه » کنند و « پدافند » نیز « کُد معرّفِ هواپیما » را شناسائی میکند تا اگر « دشمن » باشد آن را « دفع » کند.
هشدار: اگر افرادِ « مذهبی » با « کُفار » ارتباط پنهان یا آشکار برقرار کنند و « عملة طواغیت » شوند و « أهدافِ پلید » آنها را « علیه ملّتِ » خود « پیاده » کنند، « منافق » و از کافر « بدتر » خواهند بود.
« خدایا؛ معرفت، عقلانیت و ایمان ما را چنان تقویت کن تا از کُفار بگریزیم و منافق نباشیم. »
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 126)
هر انسان عاقلی باید « سگِ خود » را با آنچه خدا به او آموخته « آموزش » دهد:
قرآن در پاسخ به این پرسش که چه چیزهائی « طیّب » و خوردنِ آنها « مُجاز » است میفرماید:
... قُلْ: أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَريعُ الْحِسابِ (مائده/4)
{... بگو پاكیها برایتان حلال است و آنچه را که خدايتان (در قرآن) به شما آموخته و شما به سگهاىِ شكارى میآموزيد (و آنها برایِ شما میآورند حلال است) پس از آنچه آنها براى شما گرفتهاند (و از دندانزدن و تجاوز و تصرّف آن خودداری میکنند،) بخوريد و معیارهایِ الهی را (در خوردنِ خود) به یادآورید و حدود الهی را رعایت کنيد زیرا خداوند حسابرسی سریع است.}
پرسش اول: خداوند چه چیزهای خاصی را فقط به انسان آموخته است؟ (= عَلَّمَكُمُ اللَّهُ)
خداوند « علمِ لازم » را در « ذاتِ هر مخلوقی » (حتی در هر الکترون، سلول و ریزترین حشرات) قرار داده تا آنها بتوانند « نقشِ خود » را دُرست إیفا کنند و به « انسان » نیز آنچه را برای زندگی لازم داشته آموخته است:
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ (علق/5)
اما خداوند علاوه بر آن علمِ ذاتی، « علومِ خاصّی » را نیز با « قرآن » فقط به انسان آموخته است. مثلا:
فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ (أنفال/40){بدانید که فقط خدا آقایِ شماست.} وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ {خدا أبرقدرته و شما نمیتوانید او را عاجز کنید.} أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرينَ (توبه/2) {خدا، حقّستیزان را ذلیل میکند.} اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ {همیشه سفیرِ خدا در میان شماست.} وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ (حجرات/7) {او حقّگریزی و ترکِ ولایت و نافرمانی را نمیپذیرد.} اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (حدید/20){زندگی دنیا، بازیها و سرگرمیهای کودکانه و موقتی و از بینرفتنی است.} وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (بقره/203) {قطعاً برای حسابرسی به نزد او حاضر میشوید.}، وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ (أنفال/28) {بدانید اموال و أولاد شما فقط برای آزمایش شماست.} ....
پرسش دوم: خداوند چرا این همه نکاتِ مهم را فقط به انسان میآموزد؟
چون « قرآن » برای « همه و همیشه » است و « شکارچیانِ » جهان اندکند، پس « مخاطبِ » آیه بالا « آحادِ بشرند » و احتمالا منظور از « سگ » در آن، « نفسِ » انسانست که اگر عاقلانه « مهار » نشود، با توهّمِ « مالکیت » هر نعمتی را به خود نسبت میدهد و مشرک و کافر میشود و حلالها را نجس میکند.
ظاهراً خداوند میخواهد افرادِ عاقل با « قرآن » به « نفسِ » خود بیاموزند که هیچ چیزی را « مالِ خود » نپندارند و آنرا « أمانت » بدانند و بدونِ « خودخواهی » و طبقِ نظر خالقشان آنرا به « أهلِ » آن برسانند.
« خدایا، یاریمان کن تا مفاهیم نورانی قرآن را بفهمیم و نفسانیتمان را مهار کنیم و هیچ طیّبی را نجس نکنیم. »
«تسبیح» رو به صفحه اصلی گوشیت اضافه کن تا سریعتر بهش دسترسی داشته باشی
راستی، نصب اپلیکیشن ممکنه کمی طول بکشه