هم به قطار شتر گفته میشود و
هم پوست گاوی که تبدیل به گاو صندوق شده را گویند که پر از طلا است.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 36)
انسان با « حرفِ مردم » اسیر میشود و به هیچ « عزّتی » دست پیدا نمیکند.
« حرفِ مردم » از مشکلاتِ « إجتنابناپذیر » در « زندگی اجتماعیِ انسان » است.
« مردم » با « أهداف مختلف » دائماً دربارة « گفتار و رفتار و مواضعِ » ما « اظهار نظر » میکنند و ما را با « فشارِ روانی » خود به « اسارت » خود در میآورند و به « ریاکاری » میکشانند.
متأسفانه « اکثرِ » افراد با « توهّم حفظ وجهة خانوادگی یا اجتماعیِ » و کسبِ « عزّتِ » برای خود بر « خلاف تشخیص عقلانیِ خود » و حتّی بر « خلافِ تعالیم الهی » و « خلافِ أحکام شرعی »،
« تحت تأثیرِ حرفِ مردم » قرار میگیرند و از « وظائفِ فردی » و « تکالیفِ شرعی » خود نه تنها « صرفنظر » میکنند بلکه حتی « گفتار و رفتارِ غیر مجاز » را مرتکب میشوند.
این « پدیده » آنقدر « شایع » و « خطرناک » است که « خداوند » در « قرآن » چند بار آن را به « رسول أکرم» صلی الله علیه و آله و به هر مسلمانی، « هشدار » میدهد و آن را « ممنوع » میکند:
فَلا يَحْزُنْكَ قَوْلُـهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ (یس/76)
« خداوند » تاکید میکند که « دهنبین بودن » هرگز انسان را به « عزّت » نمیرساند:
وَ لا يَحْزُنْكَ قَوْلُـهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ (یونس/65)
« خداوند » در « اقدام اول » به « مقاومت » در برابر « جنگ نرم بدخواهان » دستور میدهد:
اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ ... (ص/17)
و در « اقدام دوم » علاوه بر « مقاومت » به « تسبیحِ صبح و عصر با حمد » دستور میدهد:
فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ (ق/39)(طه/130)
اما خداوند در « اقدام سوم » هر « مسلمانی » را علاوه بر « صبر و مقاومت » به « اجتناب کردن » از « عوامل جنگ روانی » و « انواع رسانههایِ » آنها نیز دستور میدهد:
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُـــرْهُمْ هَجْــراً جَميلاً (مزمل/10)
از منظر خداوند « قومِ بهتر و برتر و محبوبِ خدا » که « وارث زمین » میشوند « 6 ویژگی » دارند:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا؛ مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ: 1ـ يُحِبُّهُمْ 2ـ وَ يُحِبُّونَهُ 3ـ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ 4ـ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ 5ـ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ 6ـ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَـةَ لائِـمٍ ... (مائده/54)
اى أهل ايمان اگر از دينتان برگردید به زودى خدا مردمى را مىآورد كه: 1ـ آنها را دوست دارد، 2ـ آنها عاشق اویند، 3ـ با مؤمنان فروتن، 4ـ بر كافران سختگیرند، 5ـ برای حاکمیت ارزشهای الهی در جهان جهاد مىكنند، 6ـ و از حرف و سرزنش هيچ ملامتگری نمىهراسند ...
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 52)
اینکه « جهنّم »،« هفت دروازه » دارد چه « پیام » و « هشداری » برای ما دارد؟
قرآن به صراحت میفرماید « جهنّم »، « هفت دروازه دارد »:
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعينَ (43) لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ (حجر/44)
و وعدهگاه « پیروانِ شیطان »،« دوزخ » است كه « 7 درب » دارد و از هر درى برخى از آنها وارد مىشوند.
و با اینکه « بهشت » نیز « درهای متعددی » دارد اما قرآن « تعدادِ » آنها را بیان نکرده است:
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ (ص/50) ... حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا ... (زمر/73)
و آنها كه حدودِ الهی را رعایت کردند گروه گروه به بهشت سوق داده شوند و چون به آن برسند و درهایش برایشان گشوده شود نگهبانانِ آنها به آنان گويند: سلام بر شما خوش آمديد و برای همیشه در آن درآييد.
قرآن میفرماید: « میان جهنّم و بهشت » نیز « دروازهای » است که « دو سوی متضاد » دارد:
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ (حدید/13)
آن روز مردان و زنان منافق به آنها که ايمان آوردهاند مىگويند به ما نگاه کنيد تا از نورتان کمی بهره ببريم گفته مىشود به عقب برگرديد و (در أعمال گذشتة خود) نورى را بجوئيد، پس ميان آنها ديوارى زده مىشود كه فقط « یک دروازه » دارد که « درونِ » آن « پُر از رحمت » و « بیرونِ » آن « پُر از عذاب » است.
چون « همة تخلّفات و گناهانِ » همة مردم از « حواسِ پنجگانه » و « 2 قوّة شهوت و خشمِ » آنها سرچشمه میگیرند و انسان را به حدّ « چهارپایان » و حتی « پَستتر » از أنعام میکشانند پس مطمئناً این « 7 توانائی ارزشمند » اگر « عاقلانه » مدیریت نشوند همان « 7 دروازة جهنّم » خواهند بود:
إنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ (أنفال/22) صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (بقره/171)
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ؟ (یونس/42)
... لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ... (اعراف/179)
و این « 7 توانائی » اگر با « عقل، مؤمنانه مدیریت شوند » طبق روایات « 8 باب بهشت » هستند.
پس انسان « باید » با « مدیریتِ عاقلانة حواسّ و شهوات و خشمِ » خود « درهای جهنّم » را به روی خود « ببندد » و با « بصیرتِ مؤمنانه » بکوشد « ابوابِ بهشتِ جاودانه » را برای خود بگشاید.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 57)
چه « آفتی » است که « همة أعمالِ صادقانه و عباداتِ انسان » را « إبطال » میکند؟
قرآن، « انجام » یا « ترکِ 89 موردی » را به مذهبیها « هشدار » میدهد که اگر رعایت نشوند آنها را از جمعِ أهل ایمان « إخراج » و « همة تلاشهایِ مذهبی و عبادی » آنها را « بیارزش » میکند و باعث « مجازاتِ سنگین » آنها میشود که مهمترین آنها « بعد از شرک »،« منّت گذاشتن » است:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا؛ لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى
كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ... وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (بقره/264)
(اى أهل ايمان؛ کارهای صادقانة خود را با منّت و آزار، بیارزش نكنيد، مثلِ آنكه مالش را براى خودنمايى به مردم، انفاق مىكند و خدا و حسابرسی آخرت را باور ندارد ... زیرا خدا، مردمِ كافرِ خودخواه را راهنمائی و رهبری نمىكند.)
چرا؟ زیرا آنکه « منّت » میگذارد و به مردم « آزار » میرساند و « ریاکاری » میکند به این معنی است که او « مخلوقیتِ خود » و « خالقیتِ خدا » و « حسابرسی آخرت » را (شاید بداند اما) « باور » ندارد و خود را « مستقل » میپندارد و گرفتارِ توهّم « خودبزرگبینی » است و کارِ خود را « زیاد » میشمارد.
پس انسانِ عاقل و صادق، « توفیقِ مسلمان » و « أهلِ ایمان » بودنِ خود را نیز « لطفِ الهی » میداند و هرگز به خود « إجازه » نمیدهد « مسلمانیش » را به « نمایندة منصوبِ الهی »،« منّت » بگذارد:
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا !!! قُلْ: لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ
بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (حجرات/17)
« منّت » گذاشتن آنقدر « خطرناک » و آنقدر « شایع » است که خداوند در « اولین لحظاتِ بعثت » به « نبیّ أکرم » صلی الله و علیه و آله و سلّم که بشر را از « ظلماتِ جاهلیت » رهانید و عاملِ « هدایتِ » آنها به سمتِ « نورانیت » و « سعادت جاودانه » شد (و به رهبرانِ منصوب بعد از ایشان که نبیّ نیستند اما رسولند،) « هشدار » میدهد که « نباید » به خاطر « انجام مأموریتِ الهی » خود « منّت » بگذارند:
وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ (مدّثر/6)(با فزونطلبی، منّت نگذار.)
« منّت »،« مختصّ خداوند » (و سفیرِ منصوبِ او) است که از « جانِ » انسان (یا جنّ) « حفاظت » میکند:
وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى (37) إِذْ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّكَ ما يُوحى (طه/38) (نجاتِ حضرت موسی علیه السلام از کشته شدن.)
وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلى مُوسى وَ هارُونَ (114) وَ نَجَّيْناهُما وَ قَوْمَهُما ... (صافات/115)(نجاتِ حضرت موسی و هارون و قومِ آنها.)
وَ الشَّياطينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ (37) ... (38) هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ ... (ص/39)(رهاسازیِ أجنّه توسط حضرت سلیمان.)
... فَیا ذَالْمَنِّ وَ لایُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَکاکِ رَقَبَتى مِنَ النَّارِ فیمَنْ تَمُنُ عَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 80)
باید از « سراب دنیایِ خودساخته » عبور کنیم تا به « بهشتِ جاودانه » برسیم:
حضرت آدم و جناب حوا با « هبوط » از « بهشت نخستین » در « زمین » مستقر شدند:
... وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ ... (بقره/36)
انسان با استقرار در زمین در معرضِ « دو کشش متضاد درونی » به نام « عقلانیت و نفسانیت »،
و « دو کوششِ متضادِ بیرونی » به نام « حق و باطل » قرار گرفت.
هر فردی که از « روشنگری عقل » فاصله بگیرد و « تابع نفسانیّت » خود شود قطعاً گرفتارِ « تاریکیِ إبهام » و « اسیرِ توهّمِ منیّت، مالکیّت و استقلال و حُبابهایِ ذهنی فانی و باطل » میشود و با انواعِ آرزو، خیالبافی، نزاع، طمع، رقابت، حسادت، مزاحمت، شرارت و رذالت » خود را « نابود » میکند.
چون « فقط خدا خالق و مالکِ جهان » است پس « حقّ او » است و « توهمِ کفّار، باطل » است:
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ ... (لقمان/30)
و در « نظامِ حکیمانة الهی » هیچ چیزِ « بیهوده و پوچ و باطلی » أصلاً « وجود » ندارد:
ما خَلَقْناهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ ... (دخان/39) وَ ما خَلَقنَا السَّماءَ وَ الأَرضَ وَ ما بَينَهُما باطِلًا ... (ص/27)
پس « أهلِ باطل » (با هر ثروت، قدرت و شهرتی) چون به « مبدأ هستی » متصل نیستند « فانی » اند.
اما اگر انسان با « عقل و منطق و وجدان »،« مخلوقیتِ » خود و در « محضرِ خالق بودنِ » خود را باور کند در همین « آزمایشگاهِ دنیا » واردِ « عالَم حقّ و عالَم یکپارچگی، وحدت و آرامشِ حقیقی » میشود و به خاطرِ « طهارت » و « آیتِ حقّ » بودن « افتخار جاودانگی » را از اینجا به دست میاورد.
پس « هر که دنبالِ باطل باشد »،« کافر » و « هر که دنبال حق باشد »،« مؤمن » است:
ذلِكَ بِأَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ .... (محمّد/3)
نکتة مهم: خداوند با « تکثیرِ انسانهایِ عاقل » و با « مجاهدتِ مؤمنینِ صالح » و با « حوادثِ » مختلف « دائماً » زمینة « شناخت و تجلّی حقّ » را در « مردم » و أسبابِ « نابودیِ أهلِ باطل » به دست « خودشان » و « برافراشته شدن پرچم نورانیِ حقّ » را در « سراسر جهان » مهیا میکند:
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُــهُ ... (أنبیاء/18)
(بلكه حق را بر باطل فرو مىافكنيم پس آن را در هم مىشكند.)
.. وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ .. (شوری/24) .. وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (أنفال/8)
« خدایا؛ ما را در شناخت و تبعیت از حقّ و پرهیز از وهم، خیال، آرزو و تبعیت از باطل یاری فرما. »
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 88)
آیا همة « افرادِ بشر » مظهرِ « نفخة الهی » و لایقِ « سجدة ملائکه » هستند؟
از کلماتِ مهمِ « شرط » در قرآن، کلمة « إذا » میباشد که در فارسی با عبارتِ: « هر وقت، هنگامی که، چنانچه و اگر » ترجمه میشود و « رویدادهایِ مکرر در آینده » را بیان میکند. مانند:
« إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ » (هرگاه ـ در آینده ـ حمایت الهی و پیروزی برسد.)
« إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا » (هنگامی که ـ در آینده ـ زمین به شدت لرزانده شود.)
« فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ » (پس هرگاه ـ در آینده ـ فرمانِ خداوند جاری شود.)
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي » (اگر بندگانم ـ در آینده ـ دربارة من از تو بپرسند.)
اما کلمة « إذ » با ترجمه « وقتی که » یا « یاد کن » به « رویدادهائی در گذشته » إشاره دارد.
قرآن این دو کلمه را در « دو آیه » زیر با هم آورده و میفرماید:
وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (حجر/28)(ص/71)
« یاد کن وقتی را که خداوند به ملائکه فرمود که من آفرینندة بشری از گِلی تیره و بدبو هستم. »
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي، فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ (حجر/29)(ص/72)
« پس هرگاه (این بشر، عاقلانه به قالب خاکی و بدبوی خود سرگرم نشد و با قلبش به من توجّه کرد و) من او را در حالتِ « تسویه » قرار دادم و (او در راستای حق قرار گرفت) و من از روحم در او دمیدم، برایِ او سجده کنید. »
طبق این دو آیه (با تکرار در دو سوره) « همة مردم بالقوّه حالتِ تسویه » دارند: « وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها » (شمس/7) و میتوانند « مظهرِ روح الهی و لایقِ سجدة ملائکه » باشند اما بین « دو گزینه » مختارند:
گزینة اول: اینکه آنها در « ظاهرِ مادّیِ » خود توقّف کنند و به عنوانِ « حیوانِ ناطق » و مثلِ هر چرنده یا خزنده یا درّندهای دنبالِ « غرائز و قوایِ شهوانیِ خود و کالأنعام » باشند و « وحشیانه » زندگی کنند.
گزینة دوم: اینکه بکوشند همة گفتار، رفتار، اخلاق و مواضعِ خود را « در هر شرائطی » با « فطرتِ عقل و قلب از درون و مظاهرِ حقّ در بیرون » (مثل: قرآن و أولیاء الهی) « تراز » کنند و مراقبِ « تسویة عقلانی و تعادلِ انسانیِ خود » باشند تا « تجلیگاهِ روحِ الهی » باشند و « لایقِ سجدة ملائکه » شوند.
پس « مردم » میانِ « عقلانیّت و در راستایِ حقّ بودن » و « نفسانیّت و در راستایِ أنعام بودن »، مخیّر هستند و میتوانند « مظهرِ پاکی و لایقِ سجدة ملائکه » یا « مظهرِ رذالت و حزبِ شیطان » باشند.
« خدایا؛ یاریمان کن تا معرفتِ عقلانی و إرادة إیمانیمان را تقویت کنیم تا مظهر أسمآء و صفاتِ تو شویم. »
+« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 113)
« هشدار » به مردان و زنانی که « کارهای صادقانه و خوب » انجام میدهند:
« همة افرادِ بشر » بدون إستثناء به « دو دسته » تقسیم میشوند:
گروه اول: أکثریتی که به « مبدأ و آخرتِ » خود « توجّه ندارند » و « دنیا » را « مزرعه » و « خود » را در حالِ « آزمایش » نمیدانند و آفرینشِ آسمان و زمین و عناصرِ میانِ آنها را « بیهوده » میپندارند لذا « عاشقِ افراد، أشیاء، ثروت، قدرت، عناوین، حیواناتِ دنیا » میشوند و « همة تلاشهایِ » خود را برای رسیدن به آنها صرف میکنند که به خاطر « هدر » دادنِ سرمایههایِ خود با « آتش » مجازات میشوند:
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً
ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (ص/27)
(ما آسمان و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد را بیهوده نیافریدهایم، این توهّمِ افرادِ حقگریز و حقستیز است.)
گروه دوم: أقلیتی هستند که « خدا و آخرت » را « قلباً باور » دارند و خود را « در حالِ آزمایش » میدانند و میکوشند « کارهای صادقانه و شایستة » خود را با « نیّتِ قربه إلی الله » انجام دهند.
قرآن با « هشدار » به این « أهلِ ایمانی » که « کارهایِ شایسته و زیبا » انجام میدهند میفرماید: ای أهل ایمان؛ (در عرصة خانواده، اجتماع، سیاست، إقتصاد، امورِ خیریّه و غیره) مثلِ افرادی که برای دیدنِ مردم إنفاق میکنند و خدا و آخرت را باور ندارند، « کارهای صادقانة » خود را با « منّت و أذیت »، « باطل » نکنید زیرا از « کافران » محسوب و از هدایتِ الهی محروم میشوید. مثل اینکه « بر سنگِ صاف خارا دانه بکارید » و با « رگبار » یا « بادی شدید » از بین بروند و همة زحماتِ شما « باطل » شود:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ؛ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَ الأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَ اللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (بقره/2 64)
شاید همة مردم در امورِ درسی، تحقیقی، خانوادگی، حسابداری و زمینههای دیگر، « تلخی باطل شدن » زحماتشان را بارها « تجربه » کرده و چون تلاششان را به موقع « ثبت » نکردهاند « حسرت » خوردهاند.
راهِ باطل نشدن همة تلاشها چیست؟
قرآن میفرماید: ای أهل ایمان؛ اگر « مطیعِ » تعالیمِ خداوند در قرآن و « مطیعِ » سبکِ زندگیِ رهبرِ الهی در هر زمان باشید، « هیچیک از تلاشهایِ شما » هرگز « باطل » و « بیارزش نمیشود »:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ (محمّد/33)
«به آسمان نگاه کن» رو به صفحه اصلی گوشیت اضافه کن تا سریعتر بهش دسترسی داشته باشی
راستی، نصب اپلیکیشن ممکنه کمی طول بکشه