درآمدهای بی زحمت و بادآورده
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 12)
« کسب (و توسعه) یا « إبراز (و رشد) » کدامیک انسان را به « آتش » میکشانند؟
حضرت موسی علیه السلام، برای « معرفی خداوند » به « فرعون » فرمود:
« خدای ما آنست که هر چه که میآفریند آن را (به کمال لازم نیز) هدایت میکند »:
قالَ (فرعون): فَمَنْ رَبُّكُما؟ ... قالَ(موسی): رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى. (طه/50)
پس خداوند علیم حکیم برای این منظور، به گیاهان و حیوانات و حتی به سلولها و الکترونها، « غریزه » داد تا « نقش » و « تکالیف » خود را (بدون کمترین اشتباهی در زمان مناسب بشناسند و نقششان را به درستی) ایفا کنند.
و خداوند برایِ انسان علاوه بر غریزه اول: « فطرتش » را قرار داد: (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ـ روم/30)، دوم: « قبل » از آنکه انسان را به دنیا آورد « قرآن » را در او قرار داد: (عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنْسانَ ـ رحمن/3)، سوم: « امکان تشخیصِ فوری فجور و تقوا » را به او « الهام » کرد: (فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ـ شمس/8)، چهارم: آنچه را انسان لازم داشت و نمیدانست به او « آموخت »: (عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ـ علق/5) چــرا؟
برای اینکه انسان « این توانمندیها » و « علم و فضائل فراوان » و « بالقوه » خود را (مثلِ أنبیا و أولیاء الهی و دانشمندانی مثل: ابوعلی سینا) به « فعلّیت » درآورد و « ابراز » کند و « راه کمال » را بیابد و بپیماید.
لذا « هیچ مخلوقی » خصوصا انسان (بر خلافِ إلقاء عوامل استکبار) مثلِ « لوح سفید » نیست و « تهیدست » به دنیا نمیآید و « بدون کسب از بیرون » حتماً راه کمالِ خود را میفهمد. (البته انسان به یادآوری نیازمندست.)
اما « عواملِ شیطان » برای « إغفالِ » مردم از « حقّ و بندگی خالق » و « استحمارِ آنها » در مراکز آموزشی و رسانهها بسیار مؤذیانه « کسب (از بیرون) » را به جای « طلب » (از درون) » شایع کرده و به مردم « إلقاء » میکنند که دستخالی به دنیا آمدهاند و جز « کسبِ علم، ثروت، قدرت، شهرت، احترام و اعتبار از مخلوق » هیچ چارهای ندارند و اینگونه آنها را از « رشد » (و خودشکوفائی و ابتکار و خلاقیت) باز میدارند و به « توسعه » (و واردات و مصرف) میکشانند تا آنها را با « آتشِ جهالت، تفاخر، تکبّر، فساد و فحشاء » بسوزانند:
إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ اطْمَأَنُّوا بِهَا
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ (٧) أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ الـنَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِــبُونَ. (یونس/8)
(آنها كه اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا دلخوش شده و به آن اطمينان يافتهاند و آنها كه
از آيات ما غافلند * آنها به کیفر آنچه « از بیرون کسب کردهاند » جايگاهشان « آتش » است.)
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 30)
هر انسانی « حاملِ قرآن » است پس باید « سبک زندگی » او « قرآنی » باشد.
از شگفتیها و زیبائیهای آفرینش اینست که خدای رحمان « بعد » از ایجاد و « قبل » از آوردن انسان به عالم خلق، « قرآن » را به او « تعلیم » نمود و « بالقوه » در او قرار داد و فرمود:
الرَّحْمَنُ (١) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (٢) خَلَقَ الإنْسَانَ (٣)
پس « قرآنی » که بر آخرین پیامبر الهی صلی الله علیه و آله « نازل » شد نامش « ذكر » و برای « یادآوری » است:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (حجر/9)
و خداوند علاوه بر تعلیم قرآن، « چگونگی تفهیم و تفهم و بیان و تبیین و ارائه » آن را هم به انسان آموخت:
عَلَّمَـهُ الْبَيَانَ (رحمان/٤)
پس هر انسانی اگر عاقل و بالغ باشد و فطرتش با ابرهای سیاه تمایلات غریزی و نفسانی محجوب نشده باشد:
اولا: « یادآوری مفاهیم قرآن » (و قرائت آن) برایش « بسیار آسان » است:
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ... (17) وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَلِلذِّكْرِ ... (22) ... فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ؟ (قمر/32)
ثانیا: چون « یادآوری » برای انسان آسان است لذا « تذکّر » نیز برایش « کافی » است و باید « مفید » باشد:
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ(غاشیه/21) وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ (ذاریات/55)
و او اگر عاقل باشد باید بتواند با « تذکر هر آیهای »، مفهوم آن را به « یاد » آورد و « به حقّ هدایت شود ».
ثالثا: انسان با شنیدن هر آیه از آیات قرآن (اگر درست قرائت شود) باید بتواند محتوای آنرا « تصدیق » کند و بگوید:
« صدقَ اللهُ العلیّ العظیم. »
رابعا: اگر افرادی با « شنیدن ذکر »،« حرف ناسزائی » بزنند، حتماً « خودخواه » و « کافر » شدهاند:
... الَّذينَ كَفَرُوا ... لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ: إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ (قلم/51)
{آنها که کفر ورزیدند، اگر یادِ (آیات قرآن و نام أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه) را بشنوند، میگویند: او دیوانه است.}
خامساً: « أهل تقوا » در مواجهه با « وساوسِ شيطان » با « یادِ (مفاهیم نورانی قرآن) » فوراً « بينا » میشوند:
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ (أعراف/201)
پس روخوانی، صوت، لحن، علم تجوید و دهها رشتة علوم قرآنی به عنوانِ « مقدمه » خوبند اما « ثواب اصلی » در اینست که قرآن « آینة خودشناسی » و « آئین خودسازی » و « چراغ راه زندگی » ما باشد زیرا: قطعاً ما قرآن را برای « یادآوری (و بیدارکنندگی و حیاتبخشی و چراغ راه زندگی بودن) » آسان قرار دادیم، آیا « پندپذیری » هست؟
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ؟ (قمر/32)
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 53)
شکوه و عظمتِ « ضیافتِ » ماهِ مبارکِ « رمضان » در چیست؟
در « ماه مبارک رمضان » حوادثِ مهمی رخ داده که به فرمودة قرآن « نزولِ قرآن » مهمترین آنهاست:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي: أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ .... (بقره/185)
« قرآن »،« کلامِ قطعی خالقِ » جهان و همة مخلوقات و مجموعهای « جامع و تمام و کامل » برای « قرائت شدن » است که خداوند « قبل از ورودِ انسان به دنیا » آن را « بالقوه » به او « تعلیم » نمود:
الرَّحْمنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنْسانَ (رحمن/3)
با « بعثت خاتم الأنبیاء » صلی الله علیه و آله بشر به « بلوغ » رسید و در « ضیافتِ ماه مبارک رمضان » بشر با« نزولِ قرآن » به عنوان « الذّکر » موردِ « یادآوری » قرار گرفت تا آن را از خود « ظاهر » کند:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الـذِّكْـــرَ .... (حجر/9)
پس بشر در « ضیافتِ با شکوه رمضان » لایق شد « قرآن بالقوة » خود را با « الذّکر » به یاد آورد و با « فعّال » کردنِ « تفکر و تعقل و بصیرتِ » خود آن را عاقلانه و مؤمنانه و آگاهانه « قرائت » کند تا « اندیشه و نگاهی حیاتبخش » در « جوارحِ » او « جاري » شود و او را به « حیاتِ طیّبه » برساند.
لذا خداوند به هر انسانِ عاقل و خواهانِ « سلامتِ همهجانبه و سعادت جاودانه »« فرمان » میدهد:
فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ... فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ (مزمل/20)(هر قدر میتوانید قرآن را قرائت کنید.)
« قرائتِ قرآن » (ترازکردن باورهای قلبی خود با قرآنِ صامت) برای زندگی انسان چه « ضرورتی » دارد؟
خداوند میفرماید: « اولین خاصیّتِ » قرآن، « مقصدنما و موقعیتیاب بودنِ » آن برای همگان است:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي: أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ ... (بقره/185)
و « دومین خاصیّتِ » قرآن، « روشنکننده بودنِ حدودِ مجاز راه زندگیِ سالم » (برای مؤمنین) است:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي: أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى ... (بقره/185)(نمل/2)
و « سومین خاصیّتِ » قرآن اینست که « تفکیککنندة حق و باطل و خیر و شر » (برای متّقین) است:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي: أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ ... (بقره/185)(أنفال/29)
خدایا؛ در این ضیافت با شکوه به ما توفیقِ « قرائتِ » قرآن را عطا کن تا حقّ و باطل را در هر زمینهای از
زندگی درست بفهمیم و فقط « حقّ » را بخواهیم و « خیر » را بجوئیم تا لایقِ « ظهور همة حقّ » شویم.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 93)
« اینجا »،« کجا » است؟
« حضرت أمیرالمؤمنین » صلوات الله علیه فرمودند: خداوند رحمت کند فردی را که با تلاش بفهمد: از کجاست؟ در کجاست؟ و عازمِ کجاست؟ « رَحِم اللهُ مَن عرف مِن أین؟ فی أین؟ و إلی أین؟ »
پس بیائید با هم از « کلام الله » بپرسیم: « خدایا؛ ما الآن کجائیم؟ »
قرآن میفرماید: (همانطور که شما هواپیما، موشک را توانمند میسازید و بعد از زیر زمین یا زیر آب و در شرائط مختلف جوّی آن را « پرتاب و آزمایش » میکنید تا معلوم شود با چه سرعتی از زمین جدا میشوند و چقدر ارتفاع میگیرند و چقدر « دقیق » عمل میکنند،) « ما » نیز « انسان » را با « بهترین مقوّمها » برای پرواز آفریدهایم، اما او را برایِ « آزمایشِ » در « أسفل سافلین » (پائینترین سطحِ وجود)(کنار جماد و جانور و مخلوق) قرار دادیم:
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ (تین/5)
چرا؟ تا « عاقلانِ مؤمن راستگو » را از « جاهلانِ دروغگویِ خودخواه » مشخّص و از هم غربال کنیم:
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ (عنکبوت/3)
... وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنينَ (166) وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ نافَقُوا .... (العمران/167)
وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقينَ (عنکبوت/11) وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ كَفَرُوا (نحل/39)
پس « اینجا »،« کفِ جهنّم » و همان « خسران » است و « همة ما واردِ آن » هستیم:
هذِهِ جَهَنَّمُ ... (الرحمن/43) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ (2) وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها ... (مریم/71)
لذا قرآن به افراد بشر با نهیب هشدار میدهد که: اول « خود را بشناسید » تا « انسانیّت بالقوّه » شما بروز و ظهور پیدا کند، دوم: (مثل جانوران، در زمین دنبال غذا نباشید بلکه) « رزق » خود را در « آسمان » بجوئید، سوم: « عاقلانه ازدواج کنید »، چهارم: برایِ آغوشِ « خالقِ » خود (از دنیا و ما سوی الله) « فرار » کنید:
وَ في أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ؟ (21) وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ ... (22)
... وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (49) فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ ... (ذاریات/50)
لذا « فقط » به بشرِ « قعرِ جهنّمِ فراغ » میگویند به « آغوشِ آمرزشِ خدایت » بشتاب و پرواز کن:
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ (آلعمران/133)
« خدایا؛ در خودشناسی، دنیاشناسی، مقصدشناسی یاریمان کن تا به نزدِ تو پرواز کنیم. »
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 94)
آیا « جهنّم »،« اینجا » است؟
اولاً: « جهنّم و بهشت » قطعاً « وجود دارند »: وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتي أُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ (آلعمران/131)
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ (آلعمران/133)
ثانیاً: خداوند، فقط « انسان » را برای « آزمایشِ » (و مانند نطفهای که در رحم مادر قرار میگیرد) در « دنیا » و در « أسفل سافلین » (پائینترین سطحِ وجود و در کنار جماد و جانور) و در معرضِ « زیانکاری » قرار داده است:
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ (تین/5) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ (عصر/2)
در واقع « همة افرادِ بشر » به « جهنّمِ ظاهربینی » وارد شدهاند: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها ... (مریم/71)
تا افرادِ « عاقلِ صادقِ مؤمن و طیّب » از افرادِ « دروغگو، خبیث، کافر و منافق »،« معلوم » شوند:
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ (عنکبوت/3) وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقينَ (عنکبوت/11) وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ كَفَرُوا (نحل/39) حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ (آلعمران/179)
پس « اینجا، جهنّم نخستین » است و « جهنّمِ برزخی و آخرتی »،« تجسّمِ أعمالِ دنیوی » ماست.
پس طبقِ آیاتِ متعددِ قرآن عبارت: « هذِهِ جَهَنَّمُ » (الرحمن/43) « هشدار به مردمِ دنیاست » به عنوان مثال:
1ـ إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ... أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ (بقره/174)(کُفارهمینجا آتش را میخورند.)
2ـ أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ ... فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ (بقره/175)(کافرین همین جا آتشخوار میشوند.)
3ـ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ (بقره/221)(زنان و مردانِ مشرک اینجا همسرانِ خود را به آتش دعوت میکنند.)
4ـ وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ ... (آلعمران/103)(شما همینجا در لبِ پرتگاه آتش هستید.)
5ـ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ (هود/113)(با تکیه به ستمگران، در همینجا آتش میگیرید.)
6ـ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ (قصص/41)(مسئولینِ ناأهل مردم را اینجا به آتش دعوت میکنند.)
7ـ ... أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ (زمر/19)(کافرین و منافقین در آتش اینجا، هیچ نجاتدهندهای ندارند.)
8ـ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعيراً (نساء/55)(کافرین و منافقین، همینجا جهنّمی میشوند.)
9ـ وَ الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ ... (فاطر/36)(کافرین و منافقین در همینجا لایقِ آتش جهنّم میشوند.)
10ـ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ * مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ ... وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (جاثیه/10)(مجازات، سه سطح دارد.)
11ـ « جهنّم » الآن بر « کافرین، إحاطه » دارد: وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَـةٌ بِالْكافِرينَ (توبه/49) يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ (عنکبوت/54)(کفّار طالبِ عذاب فوریند حال آنکه بر آنها إحاطه دارد.)
12ـ در آخرت « همه به جهنّم و بهشت رانده » میشوند: وَ سيقَ الَّذينَ (زمر/71 ـ73) لذا به تابلو « اینجا جهنّم است!!! » نیازی ندارند.
«تسبیح» رو به صفحه اصلی گوشیت اضافه کن تا سریعتر بهش دسترسی داشته باشی
راستی، نصب اپلیکیشن ممکنه کمی طول بکشه