قرار دادن موقتی شخص يا چيزی در موقعيتی خاص.
مثل: نصب پرچم يا تابلو.
و مثل: نصب شهردار، فرماندار، استاندار. (که ممکن است یك روز باشند و يك روز نباشند.)
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره:16)
فرقِ « انسانِ کوثری » و « انسانِ کویری »:
« نقش مشتركِ » همة مخلوقات، « وساطت » و « سُنّت اصليِ » جهان، قانونِ « داد و ستد » است.
پس همة مخلوقات، به اندازة « ابراز و اظهارشان » و به اندازة « تجلّي أسماء و صفات و ارادة خالق »،
« طبقهبندی » میشوند. لذا « جمادات » در پائینترین و « گیاهان » و « جانوران » در مرتبة بالاتر،
و « انسان » با « بیشترین تجلّی » باید « بزرگترین آیتِ الهی » و در « صدرِ آفرینش » باشد.
اما همة مردم از نظر مقدار بروز و ظهورشان، در « دو گروه » قرار دارند:
گروه اول: فقط « دنیاطلب » اند که سرانجامشان « آتش » است:
مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ ... ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا ... (إسراء/١٨)
گروه دوم: در دنیا، « آخرتطلب » اند که قبول هم میشوند:
وَ مَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ ... فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا (إسراء/١٩)
با آنکه « هر دو گروه » از « عطای الهی » برخوردارند و « إمداد الهی »،« محدوديتي » ندارد:
نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَ مَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا (إسراء/٢٠)
و با آنکه خداوند « جبرانِ انفاق » را تضمین كرده: ... وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُـهُ .. (سبأ/39)
(تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد فوراً دهدت باز)(کشف دوره ابتدائی من)
اما آنها که با « نورِ عقل و نبوّت » نگاهشان « آخرتی » است « فورانِ کوثری و رحمة للعالمین » دارند و « إیتاء و عطا و إطعام و اکرامِ » آنها فقط برای جلب نظر خداست و « أجر و تشکر » نیز نميخواهند:
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً (انسان/9)
اما افرادِ « بیتعقلِ ظاهربینِ دنیازده و کوردل » از « ترس فقر » یا ازدواج نمیکنند تا بچهدار نشوند، یا فرزندانشان را « سقط » ميكنند و « میکُشند »: وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ ... (اسراء/31)
آنها چنان در « پيلة خودخواهی و جهالت » اسير و محبوسند که اگر مالكِ همة خزائن الهي هم باشند مثل « كويري تشنه » همه چيز را براي خود ميخواهند و چيزي به ديگران نميبخشند و از انفاق ميگريزند:
قُلْ: لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي، إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ ... (إسراء/100)(پناه بر خدا)
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 47)
هیچ « عاملِ محیطی » انسانِ « مختار » را به انجام کاری « مجبور » نمیکند:
شاید « اولین ویروس خطرناکی » که « جاهلین » برای جلوگیری از « رشد انسانیّتِ مردم » ساختند و افراد بشر را به « فلجکنندهترین بیماری »،« گرفتار » کردند « توهّم مجبور بودن » بود.
امروزه با « تلقین دائمی عوامل استکبار » در « رسانهها و مراکز آموزشی » و به خاطرِ « غفلت » از « خودشناسی » و « ضعف اراده و آگاهی و ایمان »، غالب افراد « بعد از هر تخلّفی » میگویند:
« مجبور شدم: دروغ بگویم، رشوه بدهم، توهین کنم، داد و کتک بزنم، تحقیر کنم و قانونگریز باشم ... »
قرآن میگوید: این « مستضعفین مقصِّر » در قیامت میگویند: « اگر دیگران نبودند ما مؤمن » بودیم:
..... يَقُولُ الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنينَ (سبأ/31)
قالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذينَ اسْتُضْعِفُوا:
أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى؟ بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمينَ (سبأ/32)
مستکبرین میپرسند: وقتی عوامل هدایت برایتان آمد آیا ما مانعِ هدایتتان شدیم یا شما « مُجرم » بودید؟
نکتة اول: « افرادِ از خودبیگانه » برای « فرار از تکالیف و مسئولیتها » و « توجیه تخلّفاتِ » خود بدون هیچ دلیل « عقلی و نقلی » خود را « مجبور » میپندارند و بارها میگویند: « مجبور بودم: .... »
نکتة دوم: « مستکبرین » در حالی که « سلطهگر » بودن خودشان را « انکار نمیکنند » اما به خاطر « مُختار » بودنِ مردم، « علّت اطاعت مستضعفین » از خود و « علّت هدایتناپذیری » آنها از عواملِ هدایت را در قیامت « دنیاپرستی » و « مُجرم » و « گنهکار » بودن « خود مردم » اعلام میکنند.
... وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ في أَعْناقِ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (سبأ/33)
... و ما « غُل و زنجیر » را به گردن همة خودخواهان کافر (مستکبر و مستضعف) قرار میدهیم،
آیا ما آنها را جز به خاطر « عملکرد خودشان » مجازات میکنیم؟
نکتة سوم: طبق سنّت الهی، « مجازات » متناسب با « عملکردِ » خود افراد و « تجسّم » عملِ آنهاست و « مستکبر و مستضعف » مجازاتِ خود را دارند و « توهّمِ جبر » مجازاتِ آنها را « تخفیف » نمیدهد.
نکتة چهارم: « جبّار بودنِ مستکبرین » با « مجبور پنداری مستضعفین » هیچ « فرقی » با هم ندارد زیرا کار هر دو گروه، نشانة « جهالت » و « کفر » و « خودخواهی » و « إنکار عقل و منطق » آنهاست.
پس عوامل بیرونی (حتی إبلیس) بر انسان « تسلّطی» ندارند: إنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ (حجر/42)
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 61)
باید خیلی مراقب خود باشیم تا با « دَمیدنِ شیطان »،« کفّ » نکنیم و « پوچ » نشویم.
از اسباببازیهایِ « پر طرفدارِ » کودکان، « کفساز » است. بچّهها با « دمیدن » در مایعِ صابونی آن، « حُبابهائی » را در فضا میسازند که لحظاتی بعد همه « بدون هیچ أثری » میترکند و نابود میشوند.
با اینکه بچّهها « ترکیدنِ حُبابها » را بارها میبینند اما باز هم با حُبابساز، خود را « سَر گرم » میکنند!
از « هنرهایِ شیطان » اینست که با تحریکِ « هوایِ نفسِ ما » با « ثروت، قدرت و شهرت » حتی با « حُبِّ جاه معنوی »،« توهّمِ بزرگ و مهم بودن » را در ما « میدمد » و آن را برایمان « جذّاب » و « تماشائی » میکند و با این « ترفند »، همة « عُمر و فرصتهای گرانقدر » ما را « میترکاند. »
لذا خداوند مهربان چندین بار در قرآن به ما « هشدار » میدهد که مراقب باشید « کفّ » نکنید. میفرماید:
... إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً (باطل نابودشدنی است.)(إسراء/81) قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعيدُ (سبأ/49)
« باطل » هر چیز « بیمحتوا »،« پوچ »،« بیارزش » و « ناپایداری » است که با پوششی رنگین!!! « حقّنمائی » میکند و « بدکاران » را (مثل بچهها) اول « سرمست » و بعد آنها را « دلمُرده » میکند:
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (أنفال/8)
« باطل » هر چیز « ناحقّی » است که یا « بجای خدا » و یا « بدون إذنِ الهی »،« خوانده » میشود:
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِـهِ هُوَ الْباطِلُ ... (حج/62)
پس هر که (مثل بچّهها) « خالقِ حکیم » خود را با این همه « نشانههای روشن و آثارِ عظیم » نبیند اما « حُبابهایِ تُهی » را « باور » کند و بخواهد با « باطل » برای خود « آینده » بسازد « زیانکار » است:
... وَ الَّذينَ آمَنُوا بِالْباطِلِ وَ كَفَرُوا بِاللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (عنکبوت/52)
علّتِ پیدایشِ کفّ چیست؟ وقتی باران (در زمین بایری که شیب إنحرافِ آن ؟؟؟) زیاد است میبارد و « سیل » جاری میشود، مقداری « کف و حُبابِ چرخان » روی آن « آب » و (إنقلاب و جریانِ حـقّ،) حتماً پدید میآید اما در پایانِ آن إنزال « آبِ حیاتبخشِ حقّ » میماند و کَفها و حُبابهای پوچ و چرخان « نابود » میشوند:
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً (کفی چرخان و رقصان و بالاآمده از سیل؟؟؟) ...
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ ... (رعد/17)
متأسفانه اکثرِ مردم (مثل بچّهها) فقط « ظاهرِ » هر چیزی را « باور » و « باطن » آن را « إنکار » میکنند:
... أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ (مثل سگبازی، رباخواری، لذّتهای مجازی و ...) وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ؟؟؟؟ (نحل/72)
خدایا؛ ما را در مراقبتِ عاقلانه از خود یاری کن تا فریبِ زَبدهای رقصان را نخوریم و حقّ را رها نکنیم.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 71)
هشدار: « مواضعِ مؤمن » و « مواضعِ کافر » با بمب أتم هم « تغییر نمیکند »:
انسان از « بلوغ » تا « مرگ » با اختیار و انتخابِ « یکی » از « 2 گزینة »:« عقلانیت یا نفسانیت »،
« بیداری یا غفلت »،« بصیرت یا جهالت »،« صدق یا کذب »،« پاکی یا پلیدی »،« خیر یا شر » و « مجاز یا غیرِ مجاز » فقط در « یکی » از « 2 جبهة: حقّ یا باطل » و « ایمان یا کفر » قرار میگیرد.
و با اینکه هر انسانی در طول عمر خود میتواند بارها موقعیت و عضویت خود را در این دو جبهه تغییر دهد، اما « خصوصیاتِ ذاتی این دو جبهه »،« همیشه ثابت » اند و در هیچ شرائطی « تغییر نمیکنند. »
لذا یکی از « باورهای بسیار مهم » برای « هر مسلمانی » که قرآن بارها بر « فهمِ » آن « تأکید » دارد اینست که اگر انسان با انتخابِ « یکی » از « 2 گزینة: عقلانیت یا نفسانیت » در یکی از این دو جبهة « حقّ یا باطل » به طور ارادی « قرار » بگیرد و خصوصیاتِ آن جبهه در او « نهادینه و تثبیت » شوند، « موضعگیرهایِ » آن فرد دیگر در « هیچ شرائطی » و با « هیچ عاملی » قطعاً « تغییر نمیکنند. »
لذا قرآن به « هر فردِ مؤمنی » دستور میدهد که به « خودش » و به « کافرین » دائما بفهماند که:
قُــلْ: يــا أَيُّهَا الْكافِرُونَ (1) (ای آنهائی که کفر در شما تثبیت و نهادینه شده؛)
لا أَعْبُـــدُ مـــا تَعْبُدُونَ (2) (قطعاً من آنچه را که شما میپرستید، نمیپرستم.)
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ مــا أَعْبُدُ (3) (و شما آنچه را که من میپرستم هرگز قبول ندارید.)
وَ لا أَنــا عابِدٌ مـــا عَبَدْتُّمْ (4) (و من هرگز آنچه را شما پرستیدهاید، قبول ندارم.)
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ مـــا أَعْبُدُ (5) (و شما نیز آنچه را من میپرستم هرگز قبول ندارید.)
لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ (6) (شما آئین نفسانیِ خود را دارید و من أئین عقلانیم را دارم.)
پس کافر « هرگز » قرآن و هیچ حقّ، قانون، عهد و پیمانی را « قبول » ندارد و آنها را « رعایت » نمیکند:
وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ ... (سبأ/31)
(و آنها كه كفر ورزیدند گفتند: به اين قرآن و به کتابهایِ آسمانیِ قبل از آن « هرگز » ايمان نمیآوريم ...)
لذا در کربلا یزیدیان از هیچ خباثتی خودداری نکردند و آمریکا و صهیونیسمِ متجاوز و جنایتکار نیز هیچ قانون عقلی و هیچ پیمان جهانی را باور ندارند و از ظُلم به مردم خود و چپاولِ مردمِ جهان سیر نمیشوند.
خدایا؛ ما را در ایمان عاقلانه چنان یاری کن تا به ورطة بیبازگشتِ کفر و نفاق سقوط نکنیم.
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 117)
« مسافرِ بهشت » باید دائماً مراقبِ « چمدانِ » خود باشد تا از بهشت محروم نشود:
خداوند « قلبِ » انسان که ارتباط او را با « غیب، حقیقت و خالق » برقرار میکند و « فؤاد » که انسان را با « ظاهر، واقعیت و خلق » مرتبط میکند در « چمدانی » به نام « صدر یا سینه » قرار داده است.
« صدر » مثلِ « بایگانی و چمدانی بزرگ »،« همة إطلاعات، خاطرات و تجربیات گذشتة » ما را در خود حفظ میکند لذا هر قدر « وُسعت و شرح صدرِ ما » بیشتر باشد از محیط کمتر آسیب میبینیم.
نکته مهم: « صدرِ حاملِ قلب و فؤاد » با « خطراتِ زیادی » مواجه است که مهمترین آنها عبارتند از:
1ـ« صدر » بطور دائم در معرضِ « وسوسههایِ نامرئی » و « فریبندة شیاطین جن و إنس » است:
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ (4) الَّذي يُوَسْوِسُ في صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (ناس/6)
2ـ« صدر » نیازمندِ « مراقبتِ دائمی » است تا در أثرِ إصطکاکِ با « افراد، أشیاءِ و حوادثِ محیط » (مثلِ چمدانِ در قسمتِ بارِ وسائل باربری) « آسیب » نبیند و « فؤادِ در آن » به « بُغض و حِسادت و عداوت » و « غِــلّ » که « ریشة » آنها است گرفتار نشود و ما را از رسیدن به « بهشت »،« محروم » نسازد.
« غِل »،« حقد و کینهای » است که از « بیرون » واردِ « چمدانِ صدرِ » ما میشود و « توجّه » ما را از « خالق به مخلوق »،« منحرف » و از « مسافر » بودن « غافل » و به « خودسوزی » میکشاند.
قرآن میفرماید: « چمدانِ صدرِ افرادِ لایقِ بهشت » هرگز نباید دارایِ « موادِ محترقه و آتشزا » باشد:
.... أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (42) وَ نَزَعْنا ما في صُدُورِهِمْ مِنْ غِــلٍّ .... (أعراف/43)
3ـ انسانی که « خشم و کینه و غلّ » در « سینة » او « متراکم » شده نمیتواند « کینهتوز » نباشد، او مثلِ « بمبی » آماده و مثلِ عاملِ « إنتحاری » با هر « بهانهای »،« منفجر » و « شعلهور » میشود و « خود » را « میسوزاند » و دیگر نمیتواند به « مقصدِ » خود بیاندیشد و برای خودش « زندگی » کند.
افرادِ « از خودبیگانه و کینهتوز » قطعاً « حقپوش، حقگریز و حقّستیزند » و به هر حقّی « کفر » میورزند و « نورِ خالقِ خود » را نیز تحمّل نمیکنند و أبلهانه به خاموش کردنِ آن با « پُفِ » خود مشغولند.
هر که در « صدرِ » خود « غِل » دارد « گردنِ او » حتماً « غُل » دارد و هرگز نمیتواند اطرافش را ببیند:
وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا ... (سبأ/33)
4ـ « حقستیزانِ اسیرِ حقد، کینه و غلّ » در هر شغل و مسؤلیتی حتماً « غَل، غشّ و خیانت » دارند:
... وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ... (آلعمران/161)(هر كه خيانت کند در آخرت با همان خيانت محشور شود.)
« خدایا؛ عقلانیت، معرفت و ایمانی به ما عطا کن تا از کینه بپرهیزیم و خودسوزی نکنیم. »
« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 120)
« ریشة اصلی همة انحرافات، گناهان، تخلّفات و رذالتهای بشر چیست؟
« همة کودکانِ » جهان فقط « مُشکلِ علمی » دارند یعنی « ناآگاهند » و دربارة مسائلِ زندگی چیزی « نمیدانند »،
اما « أکثرِ بزرگترهایِ » جهان « مُشکلِ عملی » دارند یعنی « آگاهند » و « إطلاعاتِ زیادی » را از مسائلِ مختلفِ زندگی در « سرِ » خود « جمع » کرده و در سینة خود « أنباشتهاند » اما آنها را با « تعقّلِ قلبی »،« باور » نکردهاند.
برخی از این مردمِ آگاه !!! وقتی دربارة مسائلِ دنیا حرف میزنند « رهبرِ برگزیدة خدا » را هم به « تعجّب » وامیدارند اما خودشان آن حرفها را « باور ندارند » و بر « خلافِ » آن « حرفهایِ قشنگ » با هر حقّی، « دشمنی » میکنند:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما في قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ (204)
افرادی که « سرشان » از إطلاعاتِ: قرآن، نهج البلاغه، احکام شرعی، قوانین بینالمللی، حقوقی و أخلاقی پُر است اما نسبت به آنها « التزامِ عملی » ندارند، مانند « الاغهای حمّالی » هستند که از بارِ علمی خود « هیچ نفعی » نمیبرند:
مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ... (جمعه/5)
آنها که « سرشان » با « قلبشان » در یک « راستا » نیست و با خود « صداقت » ندارند « تانکهایِ قدرتمندی » را میمانند که هر چند « رانندگانِ آگاهی » دارند اما « فرمان » و « فرمانبرداری » ندارند لذا اگر « حرکت » کنند و در هر زمینهای « مدیریتی » به دست آورند با « خودسریهایِ » خود « همه چیز » را « ویران » میکنند:
وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ (بقره/205)
لذا از نظرِ قرآن « ریشة إختلافاتِ » همة مردم در مشاغل مختلف فقط « ناآگاهی » و « نادانی » نیست بلکه آنها وقتی دروغ میگویند، سیگار میکشند، به وطنشان خیانت میکنند، احتکار، دزدی، إختلاس، کمفروشی، گرانفروشی و تقلّب یا حقی را کتمان میکنند و از قانون میگریزند ... این « بیتعهّدی » و « تخلّفات » آنها فقط به خاطر اینست که « علمِ » خود را « باورِ عقلی و قلبی » ندارند و به آن احترام نمیگذارند و لذا « مراجعه » نمیکنند:
... وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (نحل/38)(یوسف/21 و 40 و 68)(روم/6 و 7 و 30)(سبأ/36)(غافر/57)(جاثیه/26)
قرآن ابتدا میفرماید: « بینا و نابینا، زنده و مُرده، پاک و پلید و أهل بهشت و جهنّم » با هم برابر نیستند:
وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ (19) وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ ... (فاطر/22) قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبيثُ وَ الطَّيِّبُ ... (مائده/100) لا يَسْتَوي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ... (حشر/20)
آنگاه برای فعال شدنِ « تعقّلِ ما » قرآن از ما میپرسد: آیا « آنهائی که به علمشان مراجعه میکنند » با « آنهائی که به علمشان رجوع نمیکنند » با هم « برابرند؟ » (یعنی: رجوع نکردن به علمِ خود = نابینا، پلید، مُرده و أهلِ جهنّم بودن):
... قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ ... (زمر/9)
« خدایا؛ ملتمسانه از تو میخواهیم به ما توفیق بده به علمِ عاقلانة خود احترام بگذاریم و به آنها عمل کنیم. »
«تسبیح» رو به صفحه اصلی گوشیت اضافه کن تا سریعتر بهش دسترسی داشته باشی
راستی، نصب اپلیکیشن ممکنه کمی طول بکشه