منظومه قرآني شماره (6): { سوره: کافرون (109) آيه: 1 تا 6 }
* بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * قُلْ: يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ (1)
بگو: اى خودخواهانِ (خودپرستی که حقّپوشی، حقّگریزی و حقّستیزی در شما نهادینه شده)؛
ـ « مؤمنین » باید بدانند که همیشه و در هر شرائطی موردِ تهاجمِ « کافرانِ درونی » (مثل: حسادت، کینه، نفاق، ریا) و « کُفارِ بیرونی » (مثل: ظالمین، فاسقین، منافقین، مجرمین) هستند و « إعلام برائت و تبرّی » از آنها « واجب » است.
ـ قُلْ: مؤمن « باید » باورِ عقلی و موضعگیری قلبیِ خود و عبد و مأمورِ مطیعِ خدا بودنش » را عملاً « إعلام » کند.
ـ كافِر: به خاطرِ « خودخواهی و تکبّر » اولاً: شناختِ عقلیِ خود را باور ندارد: ... فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا، كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرينَ (بقره/89) ثانیاً: « مخلوقیّتِ خود و خالقیتِ خدا » را نیز قبول ندارد: هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ... (تغابن/2) ثالثاً: « بخیل و مروّجِ بُخل » است و « توانمندیهایِ خدادادیش را کتمان میکند »: الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهيناً (نساء/37)
لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ (2) وَ لا أَنْتُمْ عابدُونَ ما أَعْبُدُ (3)
من نمىپرستم آنچه را شما مىپرستيد * و شما پرستندة آنچه را که من مىپرستم نیستید.
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ (4) وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ (5)
و من پرستندة آنچه را شما پرستيديد نیستم * و شما پرستندة آنچه را من مىپرستم نیستيد.
ـ عناصرِ متضاد مثل: سفیدی و سیاهی، شوری و شیرینی، پاکی و پلیدی، خیر و شر، زیبائی و زشتی، کنارِ هم قرار میگیرند اما هرگز در « یک فرد و یکجا » جمع نمیشوند، لذا « مؤمن، کافر » و « کافر، مؤمن » نیست.
ـ تذکّر: « مؤمن و کافر » تا عقلانیت و نفسانیت را کنار نگذارند هرگز به « وِفاق » نمیرسند و « متّحد » نمیشوند.
ـ « مؤمنِ مُوحّد »،« 2 خصوصیتِ بارز » دارد: 1ـ با مراقبتِ عاقلانه از گفتار و رفتارِ خود هرگز « خودخواهی » ندارد و هیچ مخلوقی را بندگی نمیکند = لا أَعْبُدُ، 2ـ به خاطرِ إیمانِ خود هرگز خودپرست نیست = لا أَنا عابِدٌ.
اما « کافر » چون « عاقل » نیست و « بردة هوایِ نفس » است لذا هرگز « حقّپذیر نیست = وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ »
ـ « نفرتِ ذاتی مؤمنین » نسبت به « کفر و کافر » باید چنان « روشن و شفاف » باشد تا با « خدعة گفتاری »، « مکرِ رفتاری »،« حیلة ابزاری » و « نیرنگهایِ سیاسی، اقتصادی و رسانهایِ کافرین »، هرگز « فریب » نخورند.
لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ (6) آئینِ (نفسانیِ) شما براى شما و آئینِ (عقلانیِ) من براى من است.
ـ لَكُمْ ... وَ لِيَ ... : یعنی: انسان قطعاً « مختار » است و « نحوة رفتارِ او » فقط به « اختیارِ خودِ او » بستگی دارد.
ـ دين: «مجموعة عشقِ انسان به: خیر، خوبی، زیبائی، پاکی و حقّ، و نفرت او از: شر، بدی، زشتی، پلیدی و باطل» و همان « أنگیزة زندگی » است. انسان با « 2 أنگیزه » زندگی میکند: 1ـ شهواتِ نفسانی، 2ـ نیازهایِ فطری.
ـ شریعت: « راه رسیدن به آب »، و « مجموعة حدودی » هستند که فقط با « رعایتِ دقیق و همیشگیِ » آنها زندگیِ انسان « شروع » میشود و مانندِ « شارع و خیابانی روشن » او را به « مقصدِی حیاتبخش » میرسانند.
ـ اگر انسان « خواستههایِ نفسانی و غریزیِ » خود را « مبنایِ » رفتار خود قرار دهد به « ظاهربینی و دنیاطلبی » گرفتار و « گمراه و بیمقصد » و از « حیوان، خوارتر » و به « قهقراء » کشانده و « جهنّمی » میشود، اما اگر « فطرتِ فاطرجویِ » خود را « مبنا » قرار دهد با « رُشدِ هر روزش » به « کمال » نزدیکتر و « بهشتی » میشود.
« خدایا؛ ما را از هر گونه شرک، کفر و نفاق حفظ فرما و در برائت دائمی از مشرکین و کافرین موفّق ساز. »