هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 124)
«عواملِ » رهائی از « سختی » و « آسان شدن زندگیِ متعالی » کدامند؟
کودکان با زحمت از پلههای سُرسُره بالا میروند تا با سُر خوردن به زمین « برگردند » ورزشکاران نیز با
وسائل بالابر از کوه پر از برف بالا میروند و با إسکیکردن به « موقعیتِ قبلی » خود « بازمیگردند».
ظاهرا « فراز با سختی و فرود به آسانی » ترجمه درستی برای « عُسْر و يُسْر » در آیات متعددِ قرآن نیست. « عُسْر» شرائطِ ظاهراً سختی است که توانائیهایِ انسان را شکوفا و او را « بر موانع مسلّط » میکند و
به مرحلة « يُسْر» میرساند تا او بتواند در میان « مخلوق» باشد اما (مثلِ فضاپیمائی که از اسارتِ جاذبة زمین رها شده) « بقیه عمرش » را در مسیری هموار و « رو به تعالی » و « تقرّب به خالق » إدامه دهد.
پس « عُسْر » مثل: « والَّذين جاهدُوافينا » و « يُسْر » مثل: « لنهْدِينَّهُمْ سُبُلنا » ... (عنکبوت/)69
لذا خداوند با « علم و قدرتِ تفکّر، تعقّل و بصیرتی » که در اختیارِ هر انسانی قرار داده او را « مکلّف »
کرده تا از « مخلوق » به سختی « قطعِ علاقه کند » و هر روز به راحتی « به خالق، نزدیکتر » شود:
لايُكلِّفُ اللَّهُ نفْساً إِلاَّ ما آتاها سيجْعلُ اللَّهُ بعْد عُسْرٍ يُسْراً (طلاق/)7
زیرا خدا « زندگیِ متعالی » را برای « مسلمین » میخواهد و توقّف در « رنج » را برای آنها نمیخواهد:
... يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْر و لا يُريدُ بِكُمُالْعُسْر ... (بقره/)185
اما أکثرِ مذهبیها به خاطرِ « ظاهربینی و تعلّقاتِ نفسانی » رفتارهایِ مادی و معنویِ « متضاد » دارند:
إِنَّ سعْيكُمْ لشتَّى (لیل/4)
لذا قرآن « 3عامل » رسیدن به « زندگیِ متعالی آسان » را به هر انسانی معرفی میکند که عبارتند از:
عامل اول: « منْ أعْطى » او باید عاقلانه موحّد شود و « آنچه دارد » را أمانتِ الهی و برای « آزمایشِ »
خود ببیند تا « وارسته » شود و برای « وساطتِ بیشترِ خود » برای همه بزرگوارانه « بخشنده » باشد،
زیرا « إعطا »، « بخششی کریمانه » و متناسب با « شأنِ إعطاکننده » است نه « گیرندة عطیه ».
عامل دوم: « و اتَّقى »: او باید مانند آنکه در میدانی « پُر از خار یا مینگذاری » شده راه میرود، همیشه
« مراقب » باشد تا جذابیتهایِ فانیِ دنیا او را « کور » نکنند و بتواند « حدودِ الهی » را با دقت رعایت کند.
عامل سوم: « و صدَّق بِالْحُسْنى » او باید هر نوع « زیبائی پیدا و پنهانی » را در هر فرد و در هر چیز، « شناسائی و تأئید » و در خود « متجلّی » کند تا خداوند « زندگیِ سالم » را برایش « آسان » سازد: فأمَّا منْ: 1ـ أ عْطى و 2ـ اتَّقى (5) و 3ـ صدَّق بِالْحُسْنى (6) فسنُيسِّرُهُ لِلْيُسْرى (لیل/7)
« خدایا؛ یاریمان کن تا وارسته شویم و بخیل نباشیم و با دقّت حدودِ تو را رعایت و هر حُسنی را تصدیق کنیم. »