« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 40)
آیا میدانی « الحاقّه » چیست و « الحاقّة » ما کی « مُحقّق » میشود؟
« دنیا »،« باغِ پرندگان و چرندگان و خزندگان و درندگان و آبزیان » و « سیرک بازیگران » و از منظر دیگر « دارِ حرکت » و « دارِ شکفتگی » و « نمایشگاهِ رویشها و فلقها » است. لذا: « والدین، فلقِ ظاهری فرزندانِ » و « اساتید و معلّمین، فلقِ ظاهری دانشآموزان و دانشجویان و طلاب » و « کشاورزان و باغداران، فلقِ ظاهری گیاهان » و « دامداران، فلقِ ظاهری دامها » را میبینند.
و « دنیا » از منظر دیگر، « زندانِ واقعیت » و محلِ وقوعِ « وقایعِ مادی و محسوس و فانی » است.
اما قرار است « انسان » در این « باغ جانوران و سیرک بازیگران و حوادثِ واقعی » در « درونِ » خود « حقیقتِ پنهان » در « پُشتِ این حرکتها، شکفتگیها، رویشها، فلقها و وقایعِ مادی و فانی » را « بیابد و ببیند و بفهمد و قلباً آن را « باور » کند و در « هر شرائطی »،« حامی حقیقت باشد. »
لذا « همة مردم » در « دنیا » در « دو گروه » قرار میگیرند:
گروه اول: « اکثریتِ مردمِ اسیرِ ظاهربینی و سطحینگری وقایعِ دنیا » هستند که « حقیقتِ پنهان » در « پُشتِ هر حرکت و شکفتگی و رویش و فلق و واقعة مادی و فانی » را « نمیببیند » و یا خود را به « کوری » میزنند و نه تنها از « حقّ حمایت نمیکنند » بلکه با آن « ضدّیت » هم دارند.
گروه دوم: « أقلیتِ عاقلی » هستند که « حقیقتِ پنهان » هر چیزی را « مییابند و میبینند » و به آن « ایمان » میآورند و « مؤمنانه و عاشقانه » خود را از « زندانِ وقایع دنیا »،« نجات » میدهند:
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
گروه اول: مثلِ « قوم ثَمُودُ وَ عادٌ و فِرْعَوْنُ وَ قبلیها وَ الْمُؤْتَفِكات » در دنیا گرفتار « هلاکت » و در آخرت گرفتار « عذاب ألیم و مهین و عظیم » میشوند: ... وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ (غافر/45)
اما گروه دوم: در « آخرت »،« نامة أعمالشان » را با دست راست میگیرند و به آن افتخار میکنند و در « زندگی سراسر رضایت در بهشت » قرار میگیرند و در آن به زیبائی « متنعم » میشوند.
پس « الحاقّه » روزی است که « حبابِ دنیائی انسان » محو میشود و « میزانِ حقّشناسی او معلوم » و « صورت حقیقی » او برای خودش و برای همه « نمایان » و او « بهشتی » یا « جهنّمی » میشود.
خدایا؛ ما را از ظاهربینی و سطحینگری برهان و از واقعیت به حقیقت برسان و در « حقّشناسی » موفّق فرما. »