« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 66)
آیا میدانید که هر انسانی « 2 نفر » است و یک « همزادِ منافق و داعشی » نیز دارد؟
از « حضرت آدم علیه السلام تا بعثتِ خاتم الأنبیاء » صلّی الله علیه و آله مردم یا « مؤمن » بودند یا « کافر »، اما با « بعثتِ خاتم الأنبیاء » صلّی الله علیه و آله، برخی از بنیإسرائیل به مردم گفتند: اول روز به آنچه به أهل ایمان نازل شده « ایمان » آورید و آخر روز به آنها « کافر » شوید تا مردم از اطراف پیامبر و اسلام برگردند:
وَ قَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ:
آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَ اكْفُـرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (آلعمران/72)
با این ترفندِ صهیونیستها، « بیماریِ تازهای » به نامِ « نفاق » در فرهنگ بشر پدید آمد و معلوم شد که « هر انسانی» یک « خودِ عقلانی یا انسانی » دارد و یک « خودِ نفسانی یا حیوانی » لذا « 2 نفر » است و میتواند « منافقانه 2 موضعِ متضاد » داشته باشد و با « إنکارِ قلبی »، خود را « مؤمن » بنامد:
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا: نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ:
إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ (1) ... (2) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُـوا ثُمَّ كَفَـرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ (منافقون/3)
(وقتی منافقین نزد تو آیند گویند: ما گواهی میکنیم که تو سفیرِ خدائی و خداوند هم میداند که تو سفیرِ اوئی اما منافقین (همة وجودشان) « دروغ » است ... زیرا ایمان آوردند سپس کفر ورزیدند و چون تفقّه نمیکنند خدا قلبشان را مسدود کرد ...)
پس هر انسانی با « هر سابقة درخشانی » ممکن است « بارها » موضعگیریِ « متضادّ » داشته باشد:
إِنَّ الَّذينَ آمَنُـوا ثُــمَّ كَفَرُوا ثُــمَّ آمَنُـوا ثُــمَّ كَفَرُوا ثُــمَّ ازْدادُوا كُفْراً ...(نساء/137)
پس « بلعم باعوار »،« 2 نفر بود »،« إبن ملجم » نیز « 2 نفر بود »،« شمر » نیز « 2 نفر بود » و « هر کدام از ما » نیز (با هر گذشتة خوب و هر سابقة افتخارآمیزی و با هر عملکرد مثبتی) باز هم « 2 نفریم » و این « اولین و مهمترین درسِ خودشناسی » برای « زندگی مؤمنانه » و « خداپسندانه » است.
لذا قرآن « 89 بار » با عبارت: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا » به ما میفهماند که « گذشته أصلاً مهم نیست » بلکه تلاش برای « به روزرسانیِ » مواضعِ ما « ملاکِ ارزیابی » و « بهشتی یا جهنّمی بودنِ » ماست:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا 1ـ بِاللَّهِ 2ـ وَ رَسُولِهِ 3ـ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ 4ـ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ 1ـ بِاللَّهِ 2ـ وَ مَلائِكَتِهِ 3ـ وَ كُتُبِهِ 4ـ وَ رُسُلِهِ 5ـ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً (نساء/136)
(اى أهل ايمان؛ به خدا و رهبر منصوبِ او و كتابى كه بر سفیرش جاری کرد و كتابى كه قبلا جاری نموده ایمان آوريد،
و هر كه خدا و ملائکة او و كتابها و سفیرانِ او و روز آخرت را (عملا) إنكار کند قطعاً دچار گمراهى دور و درازى شده است.)
« خدایا؛ بر عقلانیت، معرفت، عزم، ایمان و بصیرتِ ما بیفزا تا منافق و کافر و ضالّ نشویم. »