« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 27)
فقط « افرادِ سنگینوزن » لایق « بهشت » هستند.
مردم در « دنیا » معمولا دنبال « سبُکی » هستند و از « چاقی و سنگینی » گریزانند. مثلا: مسافر لاغر و سبک را به افراد چاق و سنگین، خواب سبک را به خواب سنگین، وسائل سبک را به وسائل سنگین و بدنة سبک هواپیماها و موشکها و پهپادها را به بدنه سنگین ترجیح میدهند و پزشکان چاقی و « وزن زیاد » را نوعی « بیماری » و « عامل بیماریهای » دیگر میدانند.
حال آنکه انسان در « آخرت » هر قدر « سنگینتر » باشد « رستگارتر » و « بهشتیتر » خواهد بود.
چرا؟ زیرا اولا: « ترازوي قیامت » (مثل ترازوهای وزنکشی)، فقط « یک كفه » دارد.
ثانیا: در قیامت « فقط حـقّ وزن دارد »:
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ... (أعراف/8)
لذا وقتی « گفتار، رفتار، أخلاق و مواضعِ » هر فرد در موقعیتهای مختلف زندگی دنیویش را روی ترازوی قیامت میگذارند، اگر آنها به « حقّ و مجاز » باشند و کفّه ترازوی قیامتی او « سنگین » شود، صاحبش را به « ستاد اسکان بهشت » حواله و « سوق » میدهند تا « بهترین پذیرائی » برایش انجام شود:
... فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (أعراف/8)(مؤمنون/102)
پس هر « مرد و زنی » كه « ترازوی قیامتی » او « سنگين » باشد، زندگى « رضایتمندانهای » دارد:
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ (6) فَهُوَ في عيشَةٍ راضِيَةٍ (قارعه/7)
اما اگر « گفتار، رفتار، سکوت، پوشش، خنده، شوخی و واکنشهایِ » انسان در دنیا با والدینش و همسرش و فرزندان و اطرافیانش (دوست یا دشمن) طبق موازینِ « حقّ و آیات الهی نباشند » و « خلافِ عقل و شرع » و « سبُک » باشند، او « ظالم و لایقِ مجازات » است و به سمتِ « جهنّم »،« سوق » داده میشود:
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ (أعراف/9)
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازينُـهُ ... في جَهَنَّمَ خالِدُونَ (مؤمنون/103)
پس « مؤمنین صالح » باید مراقب باشند که « وزن کم نکنند » تا در آغوشِ مادری آتشین قرار نگیرند:
وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازينُـهُ (8) فَأُمُّـــهُ هاوِيَةٌ (9) .... نارٌ حامِيَةٌ (قارعه/11)