« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 8)
« از خودبیگانگی »،« أم الفساد » و « خودشناسی »،« مهمترینتکلیف » است:
« مردمِ جهان » به خاطرِ « سلطة جاهلین و ظالمین » از « تعالیم نورانی أنبیاء الهی »، « دور » مانده و لذا غالبِ آنها « بیشترین انرژی » خود را (در خانواده و جامعه) برای « شناختِ دیگران » و « مراقبت از دیگران » و « اصلاح و آدم کردنِ دیگران » صرف میکنند.
لذا متاسفانه غالب مردم از شناخت، مراقبت، اصلاح، رشد و هدایتِ « خود »،« غافل » مانده و به خاطر « تصوّر غلط از خودشان » به بیماری: « خودبزرگ بینی » و « خودکم بینی » و « سّلطهگری » و « سُلطهپذیری » و « انواع رذائل » آلوده و گرفتار شدهاند.
در حالیکه أنبیاء و أولیاء الهی و قرآن، مردم را به « خداشناسی » هم دعوت نکردهاند و با اینکه قرآن، « تکالیف زیادی » را برای مردم « واجب » نموده، اما مردم (و خصوصا مسلمانان را) برای اینکه به « خودنشناسی » نمیپردازند « بازخواست » میکند و میفرماید:
وَ في أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ؟ (ذاریات/21)(چرا با دقت در خود نمینگرید و خود را کشف نمیکنید؟)
قرآن « مبلّغین » را برای « از خودغافل » بودن (و تقدّمِ ارشادِ دیگران به اصلاح خود) « مذمّت » میکند و « ترجیحّ هدایتِدیگران » بر « إصلاحِ خود » را نشانة « بیتعقّلی » میداند:
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ .... أَ فَلا تَعْقِلُونَ؟ (بقره/44)
(آیا مردم را به نیکی فرامیخوانید اما خود را فراموش میکنید؟ پس چرا تعقل نمیکنید؟)
قرآن « سرنوشت » و کارنامه، هدایت، ضلالت، خوشوقتی، بدوقتی و سعادت یا شقاوت و بهشتی یا جهنمی شدنِ هر فرد را فقط به اختیار و انتخاب و عملکرد خود او نسبت میدهد و أهل ایمان را به « خودشناسی » و به « مراقبت و إصلاحِ فقط خودشان » فرامیخواند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا؛ عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ... (مائده/١٠٥)
{ای أهل ایمان؛ فقط به (شناخت و هدایت و مراقبت) از خود بپردازید، (زیرا) اگر هدایت شده باشید، هیچ گمراهی، به شما زیان و آسیبی نمیرساند ....}