« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 92)
« شرطِ أصلی ظهورِ وارث أنبیاء الهی وآخرین مُنجی بشریت » چیست؟
وقتی « حضرت زکریا » علیه السلام به سنِ « کهولت » رسید از اینکه به خاطر « نازا » بودن همسرش فرزندی نداشت تا « متولّی » امور مردم باشد نگران شد و این مسئله را « پنهانی » با خداوند مطرح کرد و از خداوند تقاضا نمود « وارثی » برای « نبوّتِ خود و خاندانِ حضرتِ یعقوب » علیه السلام مقدّر فرماید:
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا (2) إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا (3) قالَ: رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا (4) وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائي وَ كانَتِ امْرَأَتي عاقِراً فَهَبْ لي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا (5) يَرِثُني وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا (مریم/6)
(گفت خدایا استخوانم سست و مویم سپيد شده و هرگز در دعا نااميد نبودهام و بعد از خود برای مردمم نگرانم و زنم نازاست لذا از نزدِ خود وارثى به من بدهتا نبوّت را از من و از خاندان يعقوب ارث بَرَد و او را خدایا؛ محبوب گردان.)
خدا تقاضای آن حضرت را پذیرفت و به او فرمان داد تا به « مردم » بگوید « صبح و شام منزّه شوید »:
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ: سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا (مریم/11)
از این فرمان الهی معلوم میشود که اگر مردم بخواهند « لایقِ ظهورِ مُنجی رهائیبخش » شوند و در پیروزی « حقّ » علیه « باطل » سهیم باشند باید « دائماً » و فقط « خود » را « منزّه و پاک » کنند.
زیرا « ذهنِ آلوده و دستخوردة » بشر پذیرایِ هیچ « حقیقتی » نیست و هیچ « زایشِ نابی » ندارد.
امروز « ذهن » افراد بشر مورد تهاجم اوهام و تخیّلاتِ پوچ و إلقائات نفسانی و زبالههای شیطانی است، لذا مردم با این ذهنِ « آلوده و آشفته » هرگز نمیتوانند « مدافِع حقّ » و « لایقِ ولی الله الأعظم » باشند.
پس أمر « سَبِّحُوا » (تسبیح کنید) خطاب به « مردمِ تشنة ظهورِ وارثِ همة أنبیاء » است زیرا در « پاکیِ » خداوند شکی نیست اما این مردمِ ظاهراً منتظرند که باید خود را « پاک » و با پاکی او « هماهنگ » کنند.
لذا « منتظرینِ ظهور » باید هر صبح و شام (زمانی که خلق را نمیبینند) « زبالههایِ ذهنی » را از خود دور و از هر « ناحقّی » خود را پاک کنند و « جدید » شوند تا خداوند آنها را به « مقامِ باکره بودن » برساند:
إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً (35) فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً (واقعه/36)
(ما آنها را به شکلِ « جدیدی » پدید آوردهايم * و آنها را دست نخورده و پاک قرار داديم.)
جالب اینکه « رزقِ بهشتیان » نیز در زمانِ « بُكْرَةً » که ریشه در « باکره » بودن دارد إفاضه میشود:
... وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا (مریم/62)
« خدایا؛ ما را در مسبّح بودن و مبارزه با همة آلودگیها یاری فرما تا لایق ظهور آخرین حجتت باشیم. »