سلام و رحمت خداوند بر شما استاد بزرگوار .. خانم چهل ساله هستم چند سال پیش به خاطر نداشتن خودشناسی طرفین زندگی مشترکمان به جدایی ختم شد و الان مجردم ... در این مدت به نیروی خداوند با قرآن و صحبتهای قرآنی شما آشنا شدم .همسرم در همان زمان با زنی ازدواج کردند که پای سریال های ترکی مینشیند و متاسفانه خودشناسی ندارند .همسر سایقم دختر دوازده ساله مان را به همراه برادرش که نزد خودش هست گاهی پیش من می آورد مثلا در ماه رمضان .. یا مدتی در تابستان ... دخترمان بسیار سرزنش شده و به درک تکلیف نرسیده .. بسیار مستاصل م .. آیا در سن چهل سالگی که هستم مجاز هستم چند سال دختر مان را نزد خود نگه دارم که از آن شرایط پر استرس دور باشد یا خیر؟ چون پدر هم از عهده ی همسرش بر نمی آید و اقتدارش حفظ نمیشود .
سلام و رحمت الهی بر شما. شما قطعا نسبت به فرزندتان هیچ تکلیف مستقیمی ندارید و چون باید خود را برای ازدواج آماده کنید پس او نباید سربار شما باشد. اما میتوانید با توکل به خالق مهربانی که قلبها را به هم پیوند میزند، مؤمنانه و هنرمندانه همسرتان را مجذوب خود کنید و دوباره با ایشان ازدواج کنید و با یک تیر به سه هدف برسید: دنیا و آخرت خود را تأمین کنید، با جهاد همسرداری ایشان را از هر لغزش و سقوطی حفظ کنید، دخترتان را مورد حمایت خود قرار دهید.
با سلام مجدد و سپاس فراوان از پاسخ حکیمانه و پدرانه تان...استاد بزرگوار همسر سابقم مهریه سنگین زدن و از همسر جدیدشان صاحب فرزند هستند .. و فرزند دختر را صرفا جهت اینکه وقتشان از آن سمت آزاد شود و به آنها رسیدگی کنند نزد من می گذارند و من آمدن دخترم را از طرف خداوند مهمان میدانم .... حال که فرصت برگشت و جبران گذشته نیست به خداوند اعتماد کنم و فرزند را به فرمایش قرآن به پدرشان بسپارم ؟
سلام و رحمت الهی بر شما. با توجه به اینکه همسرتان بالاخره باید نفقه دختر را به شما بپردازد پس به گمانم بهتر است هنرمندانه و با توکل به خدا اعلام کنید با کمترین مهریه یا بدون مهریه و با این قرار که مزاحم زندگی شوهرتان با همسر دومش نمیشوید از ایشان بخواهید ابتدا با هم محرم شوید و بعد دخترتان را تحت ولایت او در کنار خود نگهدارید.