سلام علیکم در مورد حضرت ابراهیم میخواستم بپرسم که ایشان اگر ضبه فرزندشون رو امر خدا دونستند چرا با فرزندش مشورت کرده امر خدا که مشورت نداره باید انجام میشد حال اگر بگوییم از نظر عاطفی بوده پس چرا در مورد بردن هاجر و اسماعیل به بیابان مشورت نکرد و چرا اگر که ما میگوییم اینها حقیقت وباطن را میبینند چگونه است که فرشتگان را نشناخته و ترسیده خیلی ممنون
علیکم السلام. 1ـ رسولان الهی و مسئولین نظام اسلامی و والدین براى رشد و شخصيّت دادن به مردم و فرزندان باید در کارهائی که به آنها مربوط میشود با آنها مشورت کنند: وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ (آلعمران/159) 2ـ مشورت به معنی کسب تکلیف نیست بلکه: تلاشی برای إستخراجِ رأیِ و رفتارِ صحیح برای انجام یک کارِ جمعی از نظراتِ مجریانِ آن کار است: وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ (شوری/38) (مانند مشورت حضرت رسول أکرم صلی الله علیه و آله در جنگ أحزاب با مردم و پیشنهاد حفر خندق توسط حضرت سلمان علیه السلام) 3ـ حضرت إبراهیم صلوات الله علیه ذبح فرزندشان را أمر خداوند میدانستند اما چون فرزندشان در إجرای این فرمان سهیم بود باید با او مطرح میکردند. این نظرخواهى، براى روشن شدن ميزان آمادگى فرزندشان لازم و مفيد بود. 4ـ با این مشورت، عقلانیت، معرفت، ایمان، صلاحیت و صبر بر إطاعت و میزان بندگی حضرت إسماعیل علیه السلام إثبات و برای من و شما معلوم شد که برگزیدگان الهی (بر خلاف غالبِ منتخبین مردم دنیا) قطعا سالمترین و بهترین مردم هستند. (که متأسفانه مردم ظاهربین و جاهل همه آنها را کشتند و میکشند.) 5ـ شماره همه مخاطبین شما و إطلاعات زیادی در گوشی شما موجود است و شما هر لحظه میتوانید به آنها رجوع کنید. أولیاء الهی نیز اگر لازم باشد میتوانند باطن همه افراد و أشیاء را بدانند اما چون مأمور به ظاهر هستند تا ضرورتی نباشد کاری به باطن افراد و أشیاء ندارند. (حضرت خضر یا حضرت ذوالقرنین صلوات الله علیه مأمور به باطن خواهند بود.)