سلام استاد وخداقوت، استاد عزیزمادرشوهرمن، خیلی زندگی سختی داشتن و الان هم دارن، شوهرم مایل هستن مادرشون رو بیارن پیش خودمون تا یه کم آرامش داشته باشن، من هم باهاشون موافقم و همه جوره سعی میکنم احترامشون رو نگه دارم،ولی مادرشوهرم بشدت اهل غیبت هستن، هرچقدر هم من سعی میکنم با پرسش های مختلف و استفاده از تجربیاتشون اوقات فراغتشون رو پرکنم که فرصت برای غیبت نباشه ،باز هم از کوچکترین روزنه ای استفاده میکنن برای صحبت پشت سراین و اون، همسرم هم اغلب اوقات نیستن با این قضیه مشکلی ندارن ولی من خیلی معذبم، چه راه حل دیگه ای وجود داره؟ چندبارهم با مهربونی گفتم (مامان بقیه رو ول کنید، ارزش نداره شما خودتون رو ناراحت کنید) تا مثلا بدون اینکه ناراحت بشه غیبت کردن رو ترک کنه، ولی تا یه ساعت اثر داره، دوباره غیبتا شروع میشه
سلام و رحمت الهی بر شما. از اینکه حرمت مادر سببی خود را حفظ میکنید بسیار قابل تحسین هستید. معمولا افرادی که انس روزانه با قرآن ندارند و أهل تفکر و تعقل و آخرتنگری نیستند هر قدر مسنتر میشوند حافظه کوتاهمدت آنها کاهش پیدا میکند و حافظ بلند مدت آنها فعال میشود و لذا خاطرات گذشته خود را دائما با خود مرور و ضعفهای خود را با غیبت از دیگران پشت عیوب احتمالی آنها پنهان میکنند. پس باید در مصاحبت با مادر سببی خود صبور باشید و با طرح پرسشهای مناسب نگاه ایشان را تغییر دهید و بدون اینکه ایشان را از عیبت کردن منع کنید، ایشان را به بیان تجربیات موفقشان در زمینههای مختلف آشپزی، خیاطی، بچهداری، همسرداری، مهمانداری، کارهای هنری، قرآنی و غیره بکشانید گاهی در حالی که مشغول ظرف شستن یا آشپزی هستید از ایشان بخواهید قرآن یا دعای هر روز یا دعاهای دیگر را برای شما بخوانند و ترجمه کنند و توضیح دهند. لطفا از وضع ایشان برای آینده خود عبرت بگیرید و بکوشید انس روزانه با قرآن و دائما ذاکر بودن و یادآوری آخرت را فراموش نکنید.