سلام نهمین و آخرین فرزندخانواده هستم همه خواهرام وخواهرزاده هام بهم لطف دارندودرهمه خیروشرهاومشکلات خانوادگی اول محرم وپناهگاه ومشورتشون بامن وهمسربنده است وبیشترازهمه بامارفت وآمددارند،همسرم هم مردمتدین ومهمانداروخوبی است ماسه دخترداریم ۱۴و۱۵ و۳ساله وهمسرم تک پسراست ویک خواهرداردومسولیت بردن به خیروشرهاوکارهای پدرومادرهمسرم هم باایشون است،زندگی خوبی داریم الحمدلله،تمام تلاشم اینه که آسیب یاتنشهای اطرافیان روی دخترانم تاثیرنگذاردیارسیدگی به مشکلات اطرافیانمان مارواززندگی وتوجه به همدیگه دورنکنه،امابعضی مشکلات عزیزانمون اثربدی توی روح وروانمون میذاره اخیرااحساس میکنم خیلی نشاطم گم شده وعصبی شدم،چون ۳سالی هست برای خواهرزاده ام مشکل خیلی بدی پیش آمده بود(همچنان مشکل باقی است)که همش پناهگاهش خونه مابودحتی به مشاوروروانشناس وبزرگان دیگه ای رجوعشون دادیم امابازهمچنان ازماکمک میخوان،همسرمم میگن ماکمک میکنیم وقت میذاریم تاخدام برای ماجبران کنه انشاالله،میخواستم ببینم حدوحدوداین کمکهاتاکجاست؟چگونه مدیریت کنم تاخدایی نکرده ازفرزندان وهمسرم ورسیدگی به خانواده خودم غافل نشم چون مدام اطرافیان این مسله که مبادابااینهمه رسیدگی به اموربقیه ومهمان داشتن ازخانواده خودت غافل بشی،راتذکرمیدهند. یکسال ونیم پیش دخترخواهرم که ۳سال بودازدواج کرده بودبه همسرش خیانت کرد،بعلت اقتصادضعیف وخواهش خواهرم درکنارخانوادش کمکش کردیم تاجهیزیه تهیه کنه وبساط رفتن سرخونه زندگیش اماده شدوزندگی کرد،متوجه شدیم باپسری دیدارمیکنه چت میکنه همسرش فهمیدبرادرم، خواهرم(که متاسفانه خواهرم جایگاهی برای شوهرش مشخص نکرده ونمیکنه تومشکلاتش به این واون پناه میبره ولایت واحترام واین گزینه های همسرداری که شماهمیشه میگین بشدت توش ضعیفه، همیشه مردی بی عرضه وپدری بی مسولیت جلوه داده ایشون روبرای همه)همه خانواده فهمیدندوبعدهاپسره ادعاکردکه حتی رابطه جنسی داشته دخترشمابامن!!که خواهرزاده ام تکدیب نکرداین قضیه رو،باهزارتنبیه ودعواوکش مکش و۶ماهی قهردوباره همسرخواهرزادم بخشیدوباهم حرف زدند،دراین بین خواهرم خونه خواهرزادم روتخلیه کردواثاث دخترش بردبه خونش،بعداشتی کردن این زوج که دزگه خونه نداشتن خونه خواهرم میموندن،تازگیاباپادرمیونی وکمک گرفتن ازهمسرمن بلخره دامادخواهرم تونست یه خونه رهن کنه، وتاچندرواینده میخان برن تحویل بگیرن خونه رو،خونه اشون اوردن نزدیک خانه ما،من متوجه شدم که همچنان خواهرزاده من که داره باهمسرش دوباره میره زیریک سقف باهمون پسره که آتیش زندگیشه همچنان چت میکنه حرف میزنه ویدیووعکس بهم میفرستن،اینودخترامم میدونن،من واقعادیگه دوست ندارم بااین خانواده رفت وامدکنم،همسرم این موضوع رونمیدونه وهمچنان ازسردلسوزی وکمک میخادکه اینابرن بعدیک سال ونیم بی خونه بودن سرزندگی خودشون،اماخواهرزادم که نمیدونه ماازادامه داشتن ارتباطش خبرداریم همش تورفتارش نشون میده که من بخاطرمشکلاتم افسرده ام ونمیدونم کاردرستی میکنم برم باززیریه سقف یانه(درحالی که مدام پیش هم هستن باهمسرش فقط خونه خواهرم یامادروهرش،فقط الان خونه مستقل دارن میگیرن برای خودشون)،احتمال اینکه نتونیم زندگی کنیم بالاست،امادامادخواهرم بشدت دوستداره مستقل باشه وزندگیشون دوباره شروع کنن اماخبرنداره زنش همچنان بااون پسردرارتباطه،من واقعانمیدونم کاردرست چیه؟باخودخواهرزادم حرف بزنم ونصیحت کنم وبگم توبه کنه وزندگیش رودوباره شروع کنه یابه همسرم بگم که زیادتلاش نکنه براشون چون ممکنه این خیانت مجددمشکلسازبشه وهمسرش اینبارنبخشه وموجب جدایی بشه،اومدنشون نزدیک رفت وآمدشون بیشتشرشدن برای من هراس ایجادکرده،نگران دخترامم،متاسفانه خشم بدی ازخواهرزادم درمن ایجادشده بخاطرخیانتش وظاهرسازی که مثلاهیچی نیست ،هرچندکه بروزش نمیدم پیش خودش! میشه کمکم کنیدبگین کاردرست چیه؟دوری ازشون،کمک کردن بهشون وگوشزددادن وباخواهرزادم حرف زدن وگفتن که من میدونم این ارتباط روتوقط کن وبزندگیت سروسامان بده؟یابی توجهی وتغافل وکنترل رفت وآمدهاوتوجه بزندگی خودم(دراین صورت احتیاج هست که به همسرمم بگم که کمرنگ کنه ارتباطش رو چون دامادخواهرم خیلی عمسرم دوستداره وهمش باهم درارتباطن وهمسرم ازخیانت خواهرزادم خبرداره امافکرمیکنه تموم شده و تلاش میکنه بزرگتری کنه اینابرن زیریه سقف وحواسشون بزندگیشون باشه درحالی که ارتباط اشتباه خواهرزادم همچنان ادامه داره وهمسرم نمیدونه) ممنون میشم پرسشم محرمانه بین شمااستادعزیزاقای غفرانی وبنده بماندودرهیچ گروهی ارسال نشود
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ نامه شما به خاطر طولانی بودن پاسخ داده نمیشود. 2ـ فقط به شما توصیه میکنم در امور همسر محترمتان کمترین دخالت مستقیمی نداشته باشید و فقط به جهادهمسرداری خود بپردازید و در ارتباط با دیگران هم خود را فقط با نظر همسرتان هماهنگ کنید.