سلام حاج آقا من پسری دارم 19سالشه دوسال پیش میره باتورمسافرتی شمال همونجا عاشق یه دختری میشه که ازمشهدخودمون هستش از همون موقع بااین دخترخانم درتماس بودند ومادرخوداین دخترخانوم درجریان این مسئله بوده مادراین دخترخانم به پسرم گفته این طورفایده نداره بیاین خانواده اون وما باهم آشنا بشیم بالاخره دردسرتون ندم ماهم رفتیم خونشون دیدمش دوسال ازپسرمن بزرگتره این دخترخانوم بعدحجابشونم مثل ما چادری نیستن ولی به پسرم گفته که هرطو که بگی من همینطور راه میرم یعنی شمادوست داشته باشی باحجاب باشم باحجاب میشم مشکلی ندارم ولی حاج آقا من مادرم باخودم میگم ایناالان عاشقن آیا فراهم همینطور عاشق هم هستند و پشیمون نمیشوند پسرمم میگه یاهمین دختریاهیچکس دیگه دامادهم نمیشم اون دخترم همینه به مادرش گفته من این پیاموفک کنم اشتباهی جای دیگه هم فرستادم الان دخترم گفت بایدمامان توپیوی خود حاج آقا بفرستی
علیکم السلام. 1ـ خداوند انسان را مختار آفریده و سرنوشت او را به خودش سپرده پس لطفا به انتخاب او احترام بگذارید و نظر خود را به او تحمیل نکنید. 2ـ فرزند تحت ولایت پدر است و به نفع اوست که خود را با پدرش هماهنگ کند و از تجربیات ایشان استفاده کند اما مادر چنین ولایتی بر فرزندانش ندارد لذا جز تشویق نکات مثبت فرزند به نحوی که عقلانیت، اراده، ایمان و تعهد او را تقویت کند، مادر نباید در کار فرزندانش دخالت کند. لطفا به خالق فرزندتان توکل و ازدواج او را به او و پدرش واگذار کنید.
سلام جناب استاد ممنونم
علیکم السلام. امیدوارم عاقبت بخیر باشید.