باسلام و احترام . استاد گرامی همسر بنده از پدر و بخصوص از مادرش خیلی خشم داره (بخاطر خاطرات کودکی و تحقیرها و کتک هایی که از انها خورده ) و بعضی از مواقع پشت سرشان خیلی پیش من بدگویی میکنه و میگه که حلالشون نمیکنه بخصوص مادرش را . از طرفی مادرش خیلی خودشو سرزنش میکنه که رفتار درستی با بچه هاش نداشته و همش در عذابه و در حال حاضر همه جوره به بچه هاش احترام میزاره و سعی در جبرا ن گذشته داره . ولی شوهر من راضی نمیشه و این کینه از دلش بیرون نمی ره . در صورتی که به نظر من همه پدر و مادرهای ما همان رفتارها را با ما داشته اند و در حال حاضر ما هیچ گله گی از آنها نداریم و جونمون هم براشون در میره . ولی همسر من خیلی حساسه و میگه باعث بدبختی من پدر و مادرم هستن . ( همسر م خیلی کمال گرا هست ) من چطور میتونم به همسرم کمک کنم که اینقدر نسبت به والدینش بدبین نباشه . البته در ظاهر باهاشون خوبه ولی پشت سرشون بدگویی میکنه . من دلم خیلی به حال اونها میسوزه چون واقعا آدمهای خوبی هستن و به نظر من و خیلی از اطرافیانم بهترین پدر شوهر و مادرشوهری هستن که تا بحال دیدم . واقعا وقتی همسرم پشت سرشون حرف میزنه حالم بد میشه هم بخاطر خودش و هم بخاطر والدینش . خیلی دوست دارم به نحوی کمک کنم . لطفا در صورت امکان راهنمایی بفرمایید . ممنون ازجنابعالی
علیکم السلام. لطفا فقط برای خودتان و همسرتان نگران باشید زیرا طبق آیات قرآن در قیامت همه نسبتها برداشته میشود إلا نسبت زن و شوهری زیرا باید با هم زوج شده باشند. لطفا به جای حمایت از والدین سببی و دیگران و تکذیب کلام ایشان از همسر محترمتان بخواهید همانطور که از خداوند برای خودش طلب آمرزش دارد خود او هم والدینش را بیامرزد. بگوئید بخشش از بزرگان است. لطفا به همسر محترمتان بفرمائید: از خداوند بخواه که خود ما به فرزندانمان جفا نکنیم نکند که آنها هم ما را نبخشند. امیدوارم با هنر هدایت نامحسوس خود بتوانید نگاه ایشان را از گذشته به آینده سوق دهید.