با عرض سلام خدمت استاد محترم برادرم بخاطر اعتیاد دستگیر و راهی زندان شده اما همسرم هروقت میاد خونه مون یا میاد دنبالم چون عقد هستیم، مدام از من سراغ برادرم رو میگیره و میگه کجاست چرا پیداش نیست من هم چون از این اتفاقی که افتاده خجالت میکشم و چون همسرم خیلی ضعیف بودن خانواده مو تو سرم کوبیده قبلا، ازش پنهان کردم گفتم رفته به یک شهر دیگه سرکار ولی خیلی میترسم این جریان لو بره و همسرم از من دلخور بشه یا منو متهم به پنهانکاری کنه و بگه چرا منو محرم خودت نمیدونی و ... دلیل من فقط حفظ آبروی خودم و خانواده م بوده اگر دروغم آشکار بشه و همسرم دلخور بشه چیکار کنم استاد ؟ چطوری نذارم این مسئله ، و کلا مسائل مربوط به خانواده م روی ارتباطمون اثر منفی بذاره؟ آیا لازمه همسرم در جریان مسائل خانوادگی من قرار بگیره؟ آیا کارم اشتباه بوده؟ ممنون که پاسخ میدین و منو از این همه فکر آزاد میکنین و یادم میدین این موضوع رو چگونه در زندگی مشترکم مدیریت کنم سردرگمم
سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی محترم. لطفا با پدر محترمتان مطرح کنید و ببینید نظر ایشان چیست. اگر آزادی او به زودی رخ میدهد شاید پنهانکاری شما مجاز باشد اما اگر قرار است به مدت طولانی در حبس بماند بالاخره همسر شما خواهد فهمید و احتمالا دلخور میشود. لطفا برای خودتان و خانواده روشن کنید که داماد مانند پسر خانواده است. البته لازم نیست همه سفره خانواده را نزد او باز کنید اما پنهانکاری مسائل مهم ضرورت ندارد. ضمنا بکوشید ابتدا خودتان باور کنید و بعد به همسرتان هنرمندانه بفهمید که وضعیت افراد دو خانواده، هیچ ربطی به روابط شما دو نفر ندارد و نباید در روابط شما تأثیر منفی بگذارد. لطفا با هر ترفند عاقلانهای تلاش کنید دوران عقد را حتی یک ساعت کمتر کنید تا پیوند مقدس شما از انواع اصطکاکها مصون بماند.