سلام و عرض ادب وقتتون بخیر از استاد راهنمایی میخواستم..من از دوران نوجوانی همیشه ترس و استرس داشتم که تو جمع صحبت کنم یادمه وقتی دیر میرسیدم سر کلاس از ترس توجه بقیه به من وارد کلاس نمیشدم..بعدا تو دوران دانشگاه استرس از ارائه دادن خیلی اذیتم میکرد.. با وجود توانمندی هایی که دارم زمان ارائه به خاطر ترس و اضطراب از نگاه بقیه لرزش صدا و دست مانع میشد بتونم مطالبم رو به خوبی ارائه بدم. سعی کردم تو جمع های کوچیک اظهار نظر کنم و تا حدودی موفق هم بودم ولی هنوز ترس ارائه و سخن گفتن تو جمع همیشه همراهم هست به طوری که خیلی از مسئولیت ها رو که توانایی انجام اونها رو دارم تنها به خاطر اینکه باید تو جمع صحبت کنم قبول نمیکنم از ترس اینکه دستم و یا صدام بلرزه .. یه خاطره بد هم دارم خیلی سال پیش که تو جمعی اومدم حرف بزنم اتفاق بدی افتاد و همیشه میترسم که نکنه دوباره اتفاق بیفته.. همیشه حسرت میخورم که چطور همکارانم بدون استرس صحبت میکنن و من نه.. نمیدونم علتش چیه؟ میخواستم استاد کمکم کنن..
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ تقریبا همه کودکان شاد هستند. چرا؟ زیرا هیچ توجهی به بیرون و محیط و اطرافیان خود ندارند. بسیاری از بانوان موقع کار کردن در منزل با خود زمزمه دارند و بسیاری از افراد در حمام برای خود آواز میخوانند اما همانها در حضور دیگران ساکتند و خجالت میکشند. تقریبا همه بانوان عشایر طبیعی و برای خودشان زندگی میکنند و اکثر زنان شهری، گفتار و رفتار تصنعی دارند و برای دیگران کلاس میگذارند و إنگاز نگاه و نظر دیگران را گدائی میکنند و بیشتر کارهایشان را فقط برای جلب نظر دیگران انجام میدهند. 2ـ لطفا بکوشید عقلانیت و خودشناسی و خداباوری خود را تقویت کنید و با کلام الله انس روزانه داشته باشید و حسابرسی دقیق آخرت را باور کنید و بفهمید که بدون همسر بیش از نیمی از توانمندیهای شما ناشکفته میمانند و بیش از نیمی از نیازهای شما برآورده نمیشوند و نیمی از دین و عشق ذاتی شما به خالقتان تکمیل نمیشود و لذا در معرض فساد و تباهی و پوچی قرار میگیرید و ترس شما از بیرون پایانی نخواهد داشت. پس عاقلانه باید هر چه سریعتر خود را از هر نظر برای ازدواج اسلامی آماده کنید تا زنده شوید و بتوانید مؤمنانه زندگی را شروع کنید و به بندگی عاشقانه برسید و از رشد و شکوفائی و تلاش هر لحظه خود لذت ببرید.