نمایش پرسش شما

باعرض سلام مجدد حضور استاد معز...

2026-06-21 06:10:29 بسته شده
شما

باعرض سلام مجدد حضور استاد معزز و ارجمند باعرض پوزش ازجنابعالی و گرفتن وقت شریفتون. استاد بنده چندین سؤال مشابه باکدهای پیگیری زیر براتون ارسال کردم. 5032641 7404631 4227310 5177235 8643988 ببخشید بابت پراکندگی ذهنم وپیگیری های مکررمم ازشماخواهش می کنم ،بااغماض پاسخ سؤالم راباکدجدیدی که امروز یکشنبه1405/3/31دریافت می کنم راهنمایی ام بفرمایید که سخت نیازمند راهنمایی بی دریغ شما هستم. 👇 🌸باعرض سلام وتحیت خداقوت استاد 🌺 آقاپسری که به خواستگاری دخترم اومده بود ،قبلا سر میزان مهریه ،قطع ارتباط کرد. تا اینکه دخترم با شماره ناشناس باهاش تماس گرفت و سوءتفاهم ها به ظاهر برطرف شد و دوباره برای تعیین میزان مهریه بادست پر باخرید منزل از پس انداز خودش وکمی کمک والدینش ،برای جلب رضایت مهریه ای باشه دانگ منزل و۷۶سکه و ۳۵مثقال طلا بدون کمک جهیزیه نوشتندو پسر اذعان کرد که من جهیزیه نخواستم ازشما. وپدرومادرشون گفتند درعوض این مهریه،ما دیگه جشن عقد و عروسی نمی گیریم !!!! فردای آنروز که پدرآقاپسرتماس گرفت و گفت ، بزرگترای فامیلمون می‌خواهند یک ساعتی تشریف بیارن منزل شماوعروس خانم را ازنزدیک ببینند،همسرم به آنها گفت باشه ،اما چون شما منزلی که خریدید، قولنامه ای هست وقراره ۲۰تیرماه بعدازعقد به اسم آقازاده سند بخوره وشماهم عجله دارید که ، قبل ازماه محرم عقد و محرمیت این دونفر انجام بگیره ،بهتره سه دانگ ازاین منزل هم بنام دخترم درقولنامه نوشته بشه وامضابشه که بعد از عقد دردفتراسناد...ثبت بشه . بعداز این صحبت همسرم،دیدارفامیل کنسل شد ولی تمام مراحل واقدامات قبل بطورکامل انجام شد . آقاپسرحتی محضرهم مشخص کرده بود که بروند قبل ماه محرم عقد کنند. بااینکه آقاپسر به دخترم اطمینان میداد که من هرکاری می کنم که ازدواج سرانجام بگیره وبه دخترم گفته بود که باپدرت صحبت می کنم ومشکل راحل می کنم وشماهیچ گمان نکن که من پا پس بکشم و بادست پر اومدم وخانه هم خریدم .دخترم هم به او اطمینان کامل پیداکرده بود . پس از پنج روز ورق برگشت واین با خود پدرداماد با همسرم تماس گرفت و گفت،پسرم می گوید چون شما سخت می گیرید وبه من اعتماد ندارید آرزوی خوشبختی برای دخترتون داریم وخداحافظ؟!!!!!!! بعدازهفت ماه آشنایی تمام ارتباطات بطور کامل قطع شد وحالا دخترم مات ومبهوت شده و انگار دربرزخ گیرکرده!! . دخترم دراین خصوص پدرش رامقصرمیداند که چرا چنین پیشنهادی را حالا مطرح کرده ونگذاشته با کسی که واقعا دوستش داشته ازدواج کنه !!!! اکنون ۱۳روز این ماجرا می گذرد آقاداماد هم ،مثل دفعه قبل فسخ همه چیز راکردورفت . دفعه قبل هم به دخترم می گفت من هیچ عذاب وجدان ندارم چون برای رسیدن به تو همه کارکردم . دخترم ازبس بی تابی می کرد پدرش راوادارکرد که با پدر آقا پسر تماس بگیرد اماایشون پاسخ تماس همسرم راندادند،باپیشنهاد دخترم ، همسرم باواسطه شون ،تماس گرفتند. ایشون گفت که آقاپسر گفته این خانواده به من اعتماد ندارند منم سعی می کنم همه چیز راازذهنم پاک کنم!!!!!. (اینو خدمتتون عرض کنم،شاید ربطی داشته باشه به عکس العمل آقاپسر. آقا پسر به دخترم گفته بود من و مادرم هرگز همدیگر را بغل نکردیم و هرگز کادویی برای مادرم هم نگرفتم .ایشون اذعان کرده بود که رفتارمادرم باپدرم بسیار سرد وبی روح است و دربرابر اظهار محبت پدرم دائم او را پس میزند ولی پدرم به مادرم بسیار احترام می گذاره وبه اصطلاح خوبند باهم .) آقاپسرهم فقط باپدرشون وبا واسطه گر که یک آقایی است که دوست خانوادگی شونه مشورت می کنه وپدرشون را هم همه جوره قبول دارند. این پسر خیلی خیلی به دخترم اظهار محبت می کرد و بارفتارواخلاقش دخترم را جذب خودش کرده بود و همه جوره دخترم اورا قبولش داشت ومی گفت این همون کسی هست که می‌تونیم باهم به آرامش برسیم ،اما آقاپسر براحتی دخترم را رها کردورفت!!!!!! حالا دخترم مانده وهزارامید برباد رفته !!!! .قابل ذکر است که دخترم از پدرش محبت ندیده وتابحال به هیچ خواستگاری دل نبسته بودو تااین مرحله پیش نرفته بود وایشونو ازهر لحاظ مناسب خود می دید وحالاتمام باورهایش نسبت به مردها شکسته شده ونمیتونه به هیچ مردی اعتماد کند و می‌گوید ازاین به بعد هیچ مردی را برای همسری نمی توانم بپذیرم چون اعتمادش شکسته شده وایشون هم براحتی پشت پا زد به تمام حرفهاو قولش. اونم سرماجرای مهریه که قراربود باهمسرم حرف بزنه و اصلاصحبت نکرده تمامش کرد. دخترم می گوید او در تمام کارهایش اذعان می کرد که خودش تصمیم گیرنده است. ولی حالا می فهمم که تحت تأثیرحرف کسی این رابطه را تمام کرده !!! استاد واقعانمیدونیم ، چکارکنیم. قبلاً مشاوره غیرحضوری آنلاین هم گرفتند ولی فکرمی کنم فایده نداشته..!!!!! لازم بذکره که دخترم با پسرهردو زیر سی سال سن دارند وهمسن هستند . دخترم با باواسطه، حرف زد و با صحبت بایک مشاور حرم امام رضا ع با آقا پسر تماس گرفت. ایشون خیلی سرد گفته بود که تو وپدرت به من اعتماد ندارین و شرایط رابرای من سخت کردین و میخواستید قبل ازعقد،سه دانگ منزل به اسمتون بزنم؟!؟!!آخه چه کسی این کار را می کنه ؟؟.شما برای من نقشه کشیدید!؟!! الان هم اگر میخوای با شرایط جدید وکم کردن مهریه،خودمون دوتا باهم حرف بزنیم و طرف حساب من باید فقط خودت باشی نه بابات !! اینبار تو باید اعتماد منو بدست بیاری . چون بابات با پیشنهادسه دانگ قولنامه زدن ، قبل از عقد به نام تو اعتماد منو نسبت به شما صلب کرده و ایندفعه تو تلاش کن و اعتمادمنو با کم کردن مهریه و پذیرفتن تعداد۱۴سکه ویاکمتر و،سه دانگ منزل، به دست بیار

پاسخ استاد غفرانی

سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ فرصت و امکان مراجعه به پیامهای قبلی برایم فراهم نیست. 2ـ پیام بلند به درددل شبیه است و پرسش مشخصی را بیان نمی‌کند. 3ـ با اطلاعات یکطرفه شما من إجازه ندارم خواستگار دخترتان را قضاوت کنم، ضمن اینکه آینده هیچ انسانی (غیر از معصومین صلوات الله علیهم) قابل پیش‌بینی نیست. 4ـ لطفا به عنوان مادر در أمر پدر و دختر دخالت نکنید و بگذارید آن دو نفر عاقلانه تکلیف خود را تشخیص دهند.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت