با سلام خدمت استاد عزیز من امسال میرم نهم خیلی کمال گرا هستم دوست دارم همه چی عالی و درجه یک باشه و میخوام خودمم عالی باشم بدون هیچ عیبی. اصلا اعتماد به نفس ندارم و فکر میکنم دارم برای مردم زندگی میکنم نه خودم؛میخوام مورد تایید هم سن و سالام باشم . تا حالا یادم نمیاد به خاطر یک چیزی خدا رو شکر کنم همیشه منفی فکر میکنم و قسمت خالی لیوان رو میبینم و تا حالا قسمت پر لیوان رو ندیدم . میشه راهنماییم کنین که اعتماد به نفسم بره بالا و نعمت هام رو ببینم
سلام و رحمت الهی بر شما نورچشمی عزیز. 1ـ منظور شما از کمالگرا بودن و اینکه همه چیز؟ برایتان عالی باشد برایم روشن نیست. احتمالا ذهن فعالی دارید و گرفتار خیالبافی و اوهام هستید و به واقعیتهای زندگی هنوز توجه پیدا نکردهاید. مثلا اگر بخواهید نمرات هر درس شما بهترین باشد واقعیت اینست که جز درست درس خواندن و خوب آن را فهمیدن هیچ راه دیگری وجود ندارد. یا اگر بخواهید مؤدبترین، خوشاخلاقترین، نجیبترین و با حیاترین دختر باشید واقعیت اینست که راهی جز غلبه عقلانیت شما بر نفسانیت شما نیست. هر قدر عاقلتر و بالغتر و خودکارتر و خودإنضباطتر باشید قطعا از همسالان خود در إنسانیت موفقتر خواهید بود. 2ـ اینکه میخواهید هیچ عیبی نداشته باشید، اگر یک خواست عاقلانه باشد خیلی خوب است. در آن صورت باید با انس روزانه با هر مقداری از کلام الله ببینی خالق شما چه چیزهائی را به شما امانت داده و چه وظائف و تکالیفی را از شما انتظار دارد. باید با خودشناسی عاقلانه در آینه قرآن به خودسازی بپردازید تا بتوانی هر روز عاقلتر، با إرادهتر، آگاهتر، مؤدبتر، مؤمنتر، باحیاءتر، شادابتر و مشتاقتر از دیروز خود باشید. زیرا عیوب و نواقص انسان تمام شدنی نیست. افرادی که در خیال و ذهنشان خود را بینص و عالی میپندارند، کودکانی نابالغ و غافل و جاهلی هستند. 3ـ دخترم؛ انسان نباید به نفس حیوانی خود إعتماد کند زیرا خواهشهای نفسانی و غریزی هیچ خط قرمزی ندارند و هر تخلفی را برای خود مجاز میپندارند. انسانی که مخلوقیت خود را خوب فهمیده و باور کرده باشد با مراجعه دائمی به رسول باطنی و به عقل و مراجعه عاقلانه به رسول ظاهری و سفیر و حجّت الهی در هر زمان و در هر مکان فقط و فقط به خالق خود اعتماد میکند. اعتماد به نفس اصطلاح غلطی است که غربزدهها در جامعه رواج دادهاند و به معنی خودخواه و مغرور و لجوج و خودسر و متکبر بودن است که در شأن انسان عاقل و آگاه و فهیم نیست. این همه انواع إعتیاد، تخلف جرم، جنایت، خیانت، خباثت، رذالت و شرارت در جهان از افرادی سر میزند که به نفس علیل و ذهن معیوب خود اعتماد دارند. 4ـ اینکه میخواهید مورد تأئید همسالان خود باشید هیچ أرزش و فایدهای ندارد و شما را به هیچ موفقیتی نمیرساند. زیرا غالب مردم به فرموده قرآن، فقط ظاهربین و سطحینگر هستند و درکی از حقیقت پشت صحنه افراد، أشیاء و حوادث ندارند لذا قضاوت آنها بیدلیل و غیر منطقی است. اما اگر عاقل و با اراده و منضبط و مؤمن و منظم و با أدب و با حیاء و نجیب باشید مثل همه أنبیاء و أولیاء الهی و خوبان قهرمان جهان، محبوبِ خدا میشوید و مردم عاقل شما را اسوه خود قرار میدهند. اگر بتوانی داستان مناظره دختر خانمی هم سن خود را به نام بیبی حُسنیه با هارون الرشید در انتهای کتاب حلیه المتقین بخوانی (که مستقلا هم چاپ شده) میبینی که یک دختر خانم نوجوان عاقل و مؤمن چگونه توانسته است قلههای معرفت را فتح کند و محبوب خوبان شود. 5ـ خدا را بسیار شکر کن که خود لیوان زندگی را و بخش خالی آن را میبینی زیرا فراوانند افرادی که لیوان خود و لیوان زندگی و لیوان هر چیز و فقر و بیچیزی خود و مخلوقات را نمیبینند و مثل کودکانی که با حبابساز سرگرمند خود را با حباب فانی ثروت، قدرت، شهرت، شهوت، فریب میدهند. إن شاء الله تعالی شما دختر خانم عزیز بخش پُر لیوان زندگی را هم که از جنس نور است کم کم با انس با قرآن خواهی دید و با کشف مأموریت الهی خود و انجام تکالیف عقلی و شرعی خود از لحظه لحظه رشد و تکامل و تعالی و تقرب خود لذت خواهی برد. 6ـ برای تقویت إراده عاقلانه خود تنها راه اینست که هر روز انجام یک تکلیف عقلی و شرعی را با خودت قرار بگذاری و در طول روز انجام آن را مراقبت کنی و در پایان هر روز خودت را محاسبه و ارزیابی کنی و برای موفقیت خود به خودت جایزه بدهی و برای غفلتهای خود خودت را عاقلانه تنبیه نمائی. انجام به موقع نماز و تلاش برای فهم کلمات و حرکات آن و درست انجام دادن مراحل آن بهترین راه تقویت إراده* است.