نمایش پرسش شما

سلام و احترام. بنده مردی هستم...

2026-04-21 00:17:31 بسته شده
شما

سلام و احترام. بنده مردی هستم ۳۰ ساله که حدودا ۱۰ سال پیش (با خانمی که دوستش نداشتم به دلایل اشتباهی) ازدواج کردم و تا الان هر چه تلاش کردم نتوانستم انس بگیرم. مشاور رفتیم و ایشان در اتحام دادن تمرینات همراهی نمی‌کنند. من بسیار در عذابم. دوست ندارم خانه بیایم. افسرده شدم و از کارهایم عقب مانده‌ام. ( ۳ سال است که میخواهم جدا شوم اما یک نعمت الهی، دختری ۴ ساله دارم و یک خانواده سنتی که نمیخواهند من جدا شوم و همچنین همسرم میخواهد با همین وضع ادامه دهد. سه سال است تنها ارتباط ما با هم سلام کردن است و گاهی به ضرورت درمورد امور خانه و فرزند. حتی همدیگر را لمس نمی‌کنیم. همسرم حتی میگوید من بروم ازدواج دیگر کنم و میگوید فقط و فقط بخاطر دخترمان مانده است.) استاد محترم بنده بسیار تحت فشارم. زندگی برایم جهنم شده و طرف مقابلم هم به همین جهنم راضی است. ایا من میتوانم طلاق بگیرم؟ با طلاق به همسر فعلی خود ظلم نمی‌کنم؟ (سه سال است تمام زندگی‌ام بخاطر این عذاب وجدان تحت‌الشعاع قرار گرفته. نه میتوانم درست فعالیت کنم، نه روابط اجتماعی‌ام خوب است، نه انگیزه‌ای دارم…) ایا باید همین وضع را تحمل کنم؟ لطفا متن‌هایی که در پرانتز هست را به صورت عمومی منتشر نفرمایید؛ سپاسگزارم

پاسخ استاد غفرانی

سلام و رحمت الهی بر شما آقای محترم. 1ـ لطفا بفرمائید از ابتدا چرا همسرتان را دوست نداشتید؟ کدام خصوصیت ایشان برای شما خوشایند نبود؟ چه زمانی فهمیدید که اشتباه انتخاب کرده‌اید؟ 2ـ لطفا بفرمائید الآن چه بانوئی را با چه مشخصاتی برای زندگی کردن مناسب می‌بینید؟

شما

سلام بر شما و سپاس از پاسختان ۱- ابتدائا ایشان به بنده علاقه‌مند شدند و من آن زمان احساس کردم چون ایشان مرا دوست دارند گناه دارند که من با شخص دیگری ازدواج کنم و وقتی خدا مهر من را به دلشان انداخته پس باید با ایشان ازدواج کنم. پس شروع این ارتباط از سمت ایشان بود. بنده از ابتدا احساسی نسبت به چهره ایشان نداشتم، خانواده‌هایمان متفاوت بودند و در همان دوران عقد حتی هفته‌ای یکبار هم ما همدیگر را نمی‌دیدیم، از سمت من کششی نبود. در دوران عقد مشاوره‌هایمان شروع شد و به ما پیشنهاد طلاق دادند چون تفاوت‌هایمان بسیار است. تیپ و ظاهرشان در من کششی ایجاد نمی‌کند با اینکه می‌دانم ایشان زن زیبا و خوبی برای همه تلقی می‌شوند. چند سال است که در تلاشم اما این احساس تصحیح نمی‌شود. از همان دوران عقد احساس کردن اشتباه است ولی چون جسارت تصمیم‌گیری ندارم و همیشه و همیشه خانواده‌ام برایم تصمیم گرفته‌اند و در زندگی‌م دخالت کردند (مثل همین کاری که در بحث جدایی‌ام می‌کنند)، اقدام نکردم و گفتم احتمالا درست می‌شود و حتی مشاور گفت با این وضع زندگی بچه‌دار نشوید و به اصرار خانواده‌ها ما بچه دار شدیم و زندگی‌مان بدتر شد. ۲- الان خانمی را می‌شناسم و ویژگی‌های ایشان را می‌پسندم. میخواهم با ایشان ازدواج کنم. خواستم چند جلسه همدیگر را بشناسیم و بعد من مساله‌م را مطرح کنم و ببینم نظر ایشان و خانواده‌ش چیست. ایشان را خیلی دوست دارم، مومن و مهربان است و عفیف. علاقه‌مند است به علوم دینی و کتاب میخواند. حالم با ایشان خیلی خوب است، صدایش آرامم میکند و دوست دارم هر روز ببینمش. خیلی خوب مرا درک میکند و به من اهمیت میدهد. در چندماهی که با هم محرم بودیم من رشد عجیبی در کارها و پروژه‌هایم دیدم. وقتی دیدارمان تمام میشود چشمانم اشک میزند و نمی‌دانم این زن را خواهم داشت یا نه. دوست ندارم هیچ مرد دیگری با او ازدواج کند و بخاطر شرایط یه لنگ و پا در هوایم نمی‌توانم کاری کنم. فعلا با من ارتباطی ندارند تا وضعیتم مشخص شود. خیلی سر دو راهی مانده‌ام: نمی‌دانم بخاطر فرزندم و اینکه به همسرم فعلیم ظلم نکنم باید این زندگی کذایی را تاب بیاورم یا خودم را رها کنم و با زنی که واقعا زن است و دوستش دارم ازدواج کنم و شکوفا شوم.. التماس دعا دارم

پاسخ استاد غفرانی

علیکم السلام. 1ـ برادر محترم؛ شما هر روز با چه وسیله‌ای به محل کار خود می‌روید؟ اگر خودروی شخصی شما خراب باشد چه می‌کنید؟ اگر مترو هم نباشد چه می‌کنید؟ آیا بنزینی یا گازی یا برقی بودن تاکسی برایتان مهم است؟ اگر تاکسی نباشد آیا از اتوبوس یا ماشینهای شخصی یا موتور هم استفاده می‌کنید یا آن روز را تعطیل و به محل کار خود نمی‌روید؟تنها مقصد انسان عاقل مؤمن در همه اعمالش، تقرب به بارگاه خالق است و چون خداوند فقط زوج‌ها را به حضور می‌‌پذیرد لذا مهمترین تکلیف هر مجردی ازدواج اسلامی است. 3ـ پس همسر وسیله تقرب است و خودش مقصد نیست. لذا انسان اگر عاشق لقاء الله باشد با هر همسری خوب یا بد، زیبا یا زشت، مهربان یا خشن، مؤمن یا مشرک، أهل یا ناأهل، و دلربا یا منزجرکننده می‌تواند (مثل: حضرت نوح، حضرت لوط و امام حسن مجتبی صلوات الله علیهم) بهترین همسر باشد. 4ـ برادر عزیزی که مردانگی شما قابل تحسینی دارید لطفا آیه 21 سوره نساء را بخوانید و بفهمید که شما با همسر محترمتان میثاق غلیظ بسته‌اید و باید مثل یک مرد عاقل و مؤمن به پیمانتان پایبند باشید و مؤمنانه از هر ذهنیت غیر مجاز و از هر نامحرمی بپرهیزید و نگذارید شیطان با آنها نفسانیت شما را بر عقلانیت و ایمان شما غالب کند و شما را از بهشت رضوان الهی به جهنم سوزان بکشاند. 5ـ دائما به خودتان یادآوری کنید که هر لجظه ممکن است أجل و مهلت شما به پایان برسد و با هر وضو به خودتان تفهیم کنید که نباید در پیشگاه الهی روسیاه باشید پس لطفا گذشته را اصلا مرور نکنید و هر روز با یک هدیه مناسب به منزل برگردید و به همسر محترمتان به اندازه معرفت و ایمان و بزرگواری خود احترام بگذارید، محبت و نوازش کنید و از کوچکترین زحماتی که ایشان در همه روز متحمل شده صادقانه و با جملات دلچسب تشکر کنید ..... خیلی زود خواهید دید که چه زیبا خالق مهربان مودت و رحمت و محبت و عشق علاقلانه را به شما هدیه می‌دهد و شما را به چنان تفاهم و همدلی برساند که حاضر نباشید ایشان را با هیچ زن ظاهرا خوشگلی معاوضه کنید.

خانه
مقالات
دوره ها
اطلاعیه ها
ورود
به آسمان نگاه کن ورود به سایت