سلام استاد.تسلیت میگم این روزها را. استاد خانواده همسرم متاسفانه خیلی خوشحال اند از شهادت آقا. شب شهادت از خانواده همسرم قبل اخبار فهمیدم البته اون شب گفتم شایعه است. ولی با هلهله ای که زدند . استاد دردم اومد نمی تونستم اشک هایم را هم جاری کنم. همسرم می گفت باید تقیه کنیم . فقط رفتم خوابیدم و دست رو دهانم گذاشتم و زار زار گریه کردم. خیلی غریبانه است. یاد غربت حضرت زینب افتادم و خودم را یه جوری،آرومکردم که زن مگه تو بالاتر از حضرت زینب هستی. استاد چکار کنم بین همه .... فقط،می خندند و شادی می کنند. حتی حق ندارم یه مشکی بپوشم همسرم میگه باید سکوت کنی. دارم دق می کنم بین این همه آدم .... فقط،الان پناه بردم به قرآن و دعا به بهونه ماه رمضان. استاد باورتون میشه نماز شب هم می خوانند ولی،شادی می کنند. نکنه روز،ظهور هم همینجوری بشه. اون موقع آیا اجازه طلاق دارم. یا باز باید از همسرم تبعیت کتن
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ همه إبتلائات برای رشد استعدادهای افراد بشر است و همه فتنهها برای غربال و تفکیک شدن مردم است. 2ـ ما باید نگران خود باشیم که مبادا در فرصتها رشد نکنیم و یا جهت خود را گم کنیم. 3ـ لطفا بجای فاصله گرفتن بکوشید با روش موافق درمانی و طرح پرسشهای هنرمندانه به جهاد تبیین بپردازید. سیاه پوشیدن یا نپوشیدن شما هیچ مشکلی را حل نمیکند. اما اگر بتوانید متناسب با اطرافیانتان این پرسش را مطرح کنید که اگر زمام امور کشور در دست فقیه نباشد پس باید در دست کی باشد؟ 4ـ لطفا از آنها بپرسید آیا جهان مال کیست؟ اگر خالق جهان فقط خداست پس متولی امور مردم باید یا در دست منصوب الهی یا در دست مقبول مردمی باشد. کدام عاقلانه است؟ 5ـ لطفا به نحوی مناسب توجه آنها را به ترجمه آیه 247 سوره بقره (و چند آیه قبل) جلب کنید و درباره آن آیه از آنها کمک بگیرید. باید شهادت بینظیرترین رهبر را کلاس درس و عبرت بدانیم و فرق علی یا معاویه، حسن یا معاویه، و حسین یا یزید و مشروع یا مقبول و فقیه یا سفیه، را (که اکثر صحابه، طلحه و زبیر و اکثر فرماندهان امام حسن مجتبی صلوات الله علیه ، عمر سعد، منتظری، هاشمی .... نفهمیدند را) بفهمیم.