بعد از ۵ سال زندگی شیرین همسرم ۶ ماهه باهام سرد و خشن شده اهل خیانت نیست میدونم یکدنده و لجبازه زندگیمون سرد شده و عشقمون به نفرت تبدیل شده هرچقدر باهاش حرف میزنم نمیخواد گوش کنه و مدام بحث داریم اما راضی به جدایی هم نمیشه نمیدونم چیکار کنم راهکارتون چیه چطور زندگیمو حفظ کنم؟ دوستش دارم نمیخوام جدا شم بچه هم نداریم
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ احتمالا تا کنون هیچ فردی با حرف إصلاح نشده و خداوند زبان را برای نصیحت کردن، غر زدن، ایرادگرفتن، بازجوئی کردن به زنان نداده است. 2ـ به خاطر اینکه فرق ویژگیهای زن و مرد و فرق ازدواجهای رایج با ازدواج اسلامی را نمیدانستید و وظیفه خود را برای جهاد همسرداری نمیشناختید گولِ رفاقتهای فریبنده اول ازدواج را خوردید و نتوانستید نقش خود را به عنوان مهمان درست ایفا و از ایشان دلربائی کنید و نتوانستید با تشویق نکات مثبت ایشان، عقلانیت و اراده و ایمان او را تقویت کنید و خلاصه به تفاهم و همدلی پایدار نرسیدید و ظاهرا با پُرحرفی، فضولی، بازجوئی و نصایح مادرانه خود ناخودآگاه باعث تحقیر همسر محترمتان شده و او را خسته و از خود منزجر کردهاید. 3ـ الآن جدائی هیچ مسئلهای را حل نمیکند بلکه مسائل شما پیچیدهتر میشوند. اما اگر بتوانید هر گونه خودخواهی و دلسوزی و غرور تحصیلات دانشگاهی را کنار بگذارید و برای ایشان فقط یک بانوی آراسته، پاکیزه، معطر، کم حرف، خندهرو، شاد، شاکر، جذاب و دلربا و تشویق کننده نکات مثبت ایشان باشید و به خاطر قصورها و تقصیرهای احتمالی در گذشته از ایشان هنرمندانه عذرخواهی کنید و کمترین حساسیت و دخالت مستقیمی در فعالیتهای بیرونی ایشان نداشته باشید و با ترفندهای زنانه ایشان را مجذوب خود و آرامش خاطر او را فراهم کنید، حتما میتوانید تدریجا با هنر هدایت نامحسوس و شیرینزبانیهای زنانه خود، در آسمانی شدن نگاه ایشان و تقویت عقلانیت، إراده، ایمان و تعهد ایشان مؤثر باشید و زندگی شاد و رو به رشدی را ایجاد کنید. 4ـ البته شرط موفقیت شما در این تحول اینست که هر روز به هر مقدار ممکن با کلام الله انس پیدا کنید و از خالق متعال استعانت بجوئید و از مادر نازنینمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها استمداد نمائید و در هر شرائطی خود را فقط با خدا طرف ببینید و هر کاری را برای تقرب به خالقتان و جلب رضایت خدا انجام دهید. شما بانوان مؤمن اگر بخواهید میتوانید معجزه کنید. یا زهرا.
والا الان ۶ ماهه تقریبا همین منوال رو در پیش گرفتم…نرمتر شده اما همچنان روی خوش نشون نمیده…شب ها مثل برجزهرمار میاد خونه شاممیخوره و رختخوابش رو برمیداره میره یه گوشه و با موبایلش خودش رو مشغول میکنه الان نزدیک ۴-۵ ماهه هیچ ارتباطی نداریم دورادور مراقبمه و حواسش بهم هست از خرجی کم نمیذاره حتی بیشتر هم بهم میده اما ارتباط فیزیکی اصلا اجازه نمیده
اولا: سلام. ثانیا: لازم است رفتاری جذابتر و زبانی قدردانتر و شیرینتر و ظاهری آراستهتر و دلپسندتر برای او داشته باشید و هنرمندانه تر از ایشان عذرخواهی کنید. ثالثا: باید رفتاری از خود نشان ندهید که همسر محترم و خسته شما احساس کند که باز میخواهید او را بازجوئی و مدیریت و نصیحت کنید. رابعا: باید دلرباتر و جذابتر باشید و از ترفندهای زنانه برای شکار نگاه قلب او استفاده کنید. خامسا: اگر رابطه خود را با خدای خود إصلاح کنید خداوند الفت قلبی را میان شما پدید میآورد. لطفا نمازهایتان را بعد از اینکه ایشان نمازش را شروع کرد به ایشان أقتدا کنید تا فرصتهای خوبی برای ارتباط پیدا کنید و معمولا شوخیهای مناسب بسیار کارگشاست.
خیلی تلاش کردم حاج آقا از لحاظ ظاهر شیک و آراسته عرض میکنم بنده محجبه ام اما در خانه کاملا شیک و باب سلیقه ایشون لباس میپوشم اما اصلا نگاهم نمیکنه یکبار هم گفت ادای زنای جذاب رو درنیار! خیلی غد و لجباز حتی یکبار دیدم چشمش رو بست تا منو تو لباسی که تازه خریدم و پوشیدم نبینه!! این کارهاش خشمم رو بالا میاره ازش خشم دارم
اولا: سلام. ثانیا: بکوشید از هر گونه رفتار « تصنعی » بپرهیزید. هر کاری را با نیت قربه إلی الله انجام دهید و از خداوند بخواهید الفت قلبی میانتان برقرار نماید. ثالثا: چون مدتها با هم خوب بودید و وقتی ایشان در کارهایش با مشکل برخورد کرده روابطتان سرد شده، حکایت از این دارد که او را از خود مأیوس و دلزده کردهاید. بکوشید با عذرخواهی و چشمان شبنم زده و یا با خنده و شوخی مناسب آن دلخوری را از بین ببرید. هر چند شکاری که از دست شکارچی آسیب دیده به سختی میتوان دوباره شکار کرد اما خداوند ترفندهائی در وجود شما بانوان قرار داده که اگر هنرمندانه از آنها استفاده کنید هر شوهر دلچرکینی را میتوانید از لاک ذهنیش بیرون بکشید و مجذوب خود کنید. کافیست یک دستان را توکل به خدا، نماز اول وقت، ذاکر بودن، استغفار دائم و إنضباط همه جانبه ... به عرش برسانید تا با دست دیگر بتوانید « شارژر » باشید و همسرتان را دوباره شکار کنید.
من به راهکار احتیاج دارم راستش نمیدونم چه کنم همسرم باهام لج میکنه و وقتی منو شاداب و آروم میبینه وقتی سعی میکنم بهش لبخند بزنم و به طور کلی باهاش مهربونی و دلبری کنم متوجه میشه و هرروز میتونه سعی میکنه ناراحتم کنه و اصطلاحا بزنه تو برجکم! تاجایی که واقعا ناراحتم میکنه و حتی گاهی گریه امرو در میاره چه طرفندی پیش بگیرم؟ اجازه محبت کردن بهم نمیده خوشش نمیاد بهش لبخند میزنم و میخندم خوشش نمیاد از سر کار که میاد برم استقبالش و بهش خوش آمد بگم لباس جذاب که میپوشم بهممیگه این مسخره بازی ها چیه حتی چشمش رومیبنده!! باهام لج میکنه هر چی ازش میخوام نه میاره الان حدودا نزدیک ۴-۵ ماه میشه که اصلا نزدیکم نشده خیلی بهم سخت میگذره گاهی که صبرم لبریز میشه و میشینم گریه میکنم فورا میاد پیشم و دلداریم میده که قوی باش، درست میشه،کم نیار!!!!! جالبه وقتی خندون میبینتم هرطور میتونه سعی میکنه گریه امدربیاره گریه که میکنم نرم میشه اصلا وقتی باهاش سرد و بی تفاوت رفتار میکنم بهم جذب میشه قهر که میکنم میاد سمتم این رو قبلا بهتون گفتم فرمودین که زیاد نزدیکش نشم و بگذارم به حال خودش اما این کار واقعا بهم سخت میگذره و خیلی اذیتم میکنه ما پنج سال زندگی صمیمی داشتیم و مدام نزدیک هم بودیم این مسائل ۶ ماهه که به وجود اومده خواهش میکنم بهم بگین چه کار کنم
اولا: سلام. ثانیا: همانطور که زن دوست دارد شوهرش مردی محکم و ثابت باشد تا به او تکیه کند، مرد هم دوست دارد همسرش زنی محکم با رفتاری ثابت و طبیعی داشته باشد که به او افتخار کند. احتمالا بعد از پنج سال همسر محترم شما انتظار دارد که شما لوسبازیهای دخترانه و رفتارهای جلف دوران نامزدی را کنار بگذارید و بانوئی عاقل، طبیعی، محکم، هنرمند، شارژر و قوت قلب او باشید و فشار کار بیرون را کم کنید و به او آرامش ببخشید. قهر و آشتیها و گریههای کودکانه و رفتارهای تصنعی و توقعات شما، نه تنها خستگی او را از بین نمیبرد بلکه او را از زندگی با شما شاید پشیمان هم کرده است. هر مردی با خستگی ساعتها کار بیرون و تحمل این همه فشار روزافزون اقتصادی با درگیریهای ذهنی زیاد وقتی وارد خانه میشود هرگز دوست ندارد همسرش نقش مادر یا بچه کوچولوی او را بازی کند یا دائما غر بزند، یا با پرحرفی، اعتراض، انتقاد، عیبجوئی، بازجوئی و نصیحت بر خستگیهای او اضافه کند، .... لطفا 1ـ هر روز یک صفحه قرآن بخوانید و به ترجمه کلمات و آیات آن دقت کنید، 2ـ برای رسیدگی به همه فضاها، کمدها، لوازم و وسائل خانه و کارهای روزانه خود (مثل: آشپزی، خرید، مطالعه، نرمش، استراحت، نظافت، شستن لباسها، ظروف و ....) حتما برنامه کتبی داشته باشید و مثل برنامه مدرسه برای خودتان مشخص کنید که روز شنبه چه کارهائی، روز یکشنبه چه کارهائی و هر روز هفته کدام بخش از کارها را باید انجام دهید و چه روزهائی به مهمانی یا پارک بروید و غیره. فقط باید برنامه کتبی داشته باشید تا بانوئی منضبط و همسری منظم شوید. 3ـ باید برای همسرتان نقش سنگ صبور را ایفا کنید و به جای پر حرفی، برای درددلهای او گوش شنوا داشته باشید و بدون بحث کردن او را امیدوار کنید و با تشویق نکات مثبت او باید أنگیزه کارکردن را در او افزایش دهید و او را برای زندگی دلگرم کنید، 4ـ باید با هنر هدایت نامحسوس خود عقلانیت، اراده، ایمان، تعهد و خلاقیت او را تقویت کنید، 5ـ با کمک گرفتن از ایشان برای نوشتن برنامه، تعمیر وسائل، رنگآمیزی در، دیوار، پنجره، میز و صندلی و غیره، با پرسشهای مناسب، با گفتگوهای شیرین و مرور خاطرات خوشایند و .... باید وانمود کنید که به دانائی و توانائیهای ایشان نیازمندید و به او و به خانواده او افتخار میکنید. 6ـ نمازهایتان را به ایشان إقتدا کنید و در شرائط مناسب از ایشان بخواهید که با هم برای انجام نماز مغرب و عشا به مسجد بروید، ایشان را تشویق کنید که با هم در تجمعات شبانه شرکت کنید و به زیارت مکانهای مقدس بروید، و طبق یک برنامه عادلانه به دیدار همه اقوام سببی و نسبی بروید، او را تشویق کنید که گه گاه به کوهنوردی و طبیعتنوردی بپردازید. خلاصه اینکه با گفتار و رفتار هنرمندانه خود باید وانمود کنید که ایشان رئیس خانواده است تا بتوانید هنرمندانه همه امور را بطور نامحسوس مدیریت کنید. و هر قدر بکوشید با خودسازی و استعانت از خداوند و تقویت معنویت خود بانوئی عاقل و بالغ و هنرمند و محکمتری باشید برای مادر شدن هم آمادهتر خواهید شد. لبیک یا زهرا.