استاد عزیز سلام پیرامون یک سوال چند نظر ثبت شده است که شما مشاهده فرمودید. آن سوال که نوشته شده بود همسرشان دوقطبی هستند. برداشت من از پاسخ شما این بود که شما میگید اصلا شوهر را بزارید کنار، این که خوب است یا بد، بیمار است یا سالم. به خودتان رجوع کنید و ببینین شما در ابتدای ازدواج با خواندن خطبه عقد چه پیمانی بستید. این که تعقل کنیم و ببینیم وظیفه ی ما چه چیزی است و رفتار ما چطور باید باشد. مثلا در صوت آخرین جلسه زندگی چند طرف دارد، فرمودید اصلا شوهر ما امام حسن (ع) باشد، ایشون که دیگه مشکل نداشته، پس همسرش چرا این برخورد را داشته و مثال هایی از این قبیل. یکی از دوستان مثال جالبی نوشتن. نوشته شده فرض کنین خونه ی طرف آتش گرفته، حالا از گذشته حرف زدن و راهکار دادن برای این شخص مفید نیست. من هم در این مثال ، این حرف را پذیرا هستم. ولی به نظرم جنس پاسخ شما این است که آتش گرفتن خانه اصلا چیزی نیست که شما بخوای بهش فکر کنی یا براش کاری انجام بدی. اصلا وظیفه ی شما نیست. به نظر میرسه یک شکافی بین چیزی که منظور شما بوده و چیزی که توسط ما شاگردان شما برداشت شده وجود داره. ممنون میشم این موضوع را بیشتر باز کنین برای ما. موضوع بعدی اینکه از نوشته ی شما در مورد بیماری روحی شوهر این بنده خدا هم برداشت های مختلفی شده است. اینکه اصلا شما بیماری های روانی و روحی را قبول دارید یا خیر . این موضوع را هم باز کنید لطفا. مثلا همسر من بیماری دوقطبی دارد. حالا یا بهش آگاه هستم یا نیستم. حال، با این تفاسیر آیا وظیفه ی من عوض می شود؟ پاسخ شما به من چیست؟
سلام و رحمت الهی بر شما. 1ـ اولین درس خودشناسی اینست که هر انسانی (بدون إستثناء) دو نفر است و دو من متضاد عقلانی و نفسانی و دو نگاه ظاهربینانه و حقیقتبین و دو اراده متضاد دنیاطلبانه و آخرتگرایانه و دو کشش متضاد درونی و دو کوشش متضاد رفتاری دارد. 2ـ محور بیشترین آیات قرآن اینست که خداوند انسان را برای آزمایش به دنیا آورده و علم و عقل لازم را در او قرار داده و فجور و تقوا را به او الهام کرده پس هر انسانی صداقت و دروغ، زیبائی و زشتی، حق و باطل، مجاز و غیر مجاز و خیر و شر را میتواند تشخیص دهد و قبولی یا مردودی را بفهمد و خود را در مسیر بهشت یا حهنم قرار دهد. 3ـ پس اگر هیچ پیامبری مأمور هشدار به ما نشده بود و اگر هیچ کتاب آسمانی برای یادآوری در اختیار ما قرار نگرفته بود باز هم هر انسانی در هر شرائطی میتواند تکلیف خود را تشخیص دهد. لذا در هیچ دادگاهی در دنیا و در آخرت از مجرمین نمیپرسند پیرو کدام پیامبر هستی بلکه صرفا به خاطر داشتن عقل و رسول باطنی او را بازخواست و محاکمه میکنند. 4ـ هر زن و شوهری، هر پزشک، مهندس، معلم، استاد، وزیر، وکیل، کارمند و کارگری فقط باید توانمندیها، ابتکارات، خلاقیت و تجربیات خود را ابراز کند و با افراد، اشیاء و حوادث اطرافش آزمایش شود تا انسانیت یا حیوانیت، خدمت یا خیانت، مؤمن یا کافر، عاقل یا جاهل و بهشتی یا جهنمی بودن او نمایان شود. 5ـ بنابراین هر انسانی قطعا مختار و فقط مسئول گفتار، رفتار، اخلاق و مواضع خویش است پس هیچ زن و شوهر و مسئولی هرگز نباید خودش را پشت قصور یا تقصیر دیگران مخفی و نباید قصور و تقصیر خودش را به بهانه دیگران توجیه کند. 6ـ کار خناسان (که ممکن است والدین، روانشناسان یا مشاورین باشند) اینست که به چشم زنان و شوهران و خصوصا به چشم زنان عینک میزنند تا آنها با برچسب زدن به دیگران خود را تبرئه کنند. 7ـ من با استناد به آموزههای اساتیدم و آیات قرآن در بیش از پنجاه سال اخیر و طی دهها هزار نامه و پیام خود را موظف کردهام که هر فردی را چه زن و چه مرد فقط به عقل و باورها و تکالیف و آخرت خودش إرجاع دهم.
سلام
بسیار ممنون از پاسخ شما پس فقط اگر فرد مجنون باشد نمی فهمد اشتباه کرده. همیشه برام سوال بود که شما چرا اصلا به طرف مقابل این مشکلات که عنوان میشه نمی پردازید. اصلا کاری نداریم معتاد است یا نه؟ کتک میزند یا نه؟ به همسر خود بی خود گیر میدهد یا صدها موضوعی که سایر عزیزان مطرح میکنند. اون آقا اگه بیاد پیش شما و سوال بپرسه شما حتما مشکلات رفتاری اش را بهش یادآوری میکنین. حالا پس فقط مساله این است که من ( سوال پرسنده ) اومدم دنبال راه حل. پس شما با طرف مقابل من کاری ندارید. فقط با من کار دارید و پاسخ شما صرفا در این مورد است. در بخش بیماری های روانی یا رفتارهای شخصیتی هم نظر شما را الان فهمیدم. شما میگید اگر برای تبرئه کردن خودم به دیگران برچسب بزنم صحیح نیست. و چقدر تشخیص این کار سخت است که بفهمیم واقعا مشکل وجود دارد یا من برای اینکه خودم را تبرئه کنم و به درون خودم رجوع نکنم و عیب خودم را سرپوش بزارم به دیگری برچسب قدرت طلبی، خودشیفتگی و دوقطبی و . . . می زنم و این کار شیطان است. خب این خیلی خوب شد. خیلی از دوستان در مورد نحوه ی پاسخدهی شما این عیب ها را میگیرند که شما چرا اصلا به مرد یا طرف مقابل این مشکلات اصلا کاری ندارید. مثلا میگن چرا ما اصلا اون خانم را درک نمی کنیم، یا مثلا دلداری نمی دیم. الان متوجه شدم. به نظرم یک توضیح صوتی در همین موردها بدین و این بشه یک پیش نیاز برای اینکه افراد سوال ها و پاسخ ها را بخوانند. یعنی بدونن خط کش و تراز فکری شما در پاسخ دادن به عزیزان این اصول است.
سلام و رحمت الهی بر شما برادر و نورچشمی بسیار عزیز. 1ـ خداوند را بسیار شکر میکنم که پاسخم را برای شما روشن فرمود و إقناع کننده قرار داد. 2ـ بله، از منظر همه دادگاههای همه کشورها اطفال و دیوانگان چون تشخیص درستی ندارند لذا مکلف نیستند و بازخواست نمیشوند. اما متأسفانه افراد مسخشده مثل: اصحاب اخدود، خوارج، سپاه عمر سعد، داعش، صِربها، تکفیریها، منافقین ... این را هم قبول ندارند و از نظر آنها حتی جنین زن بارداری که شوهرش محب علی است، مجرم است باید شکم مادر پاره و آن جنین نابود شود، کودکان اسیران کربلاء به بهانه اینکه پدرانشان خارجیند پس مجرمند و باید آزار و أذیت ببینند و تازیانه بخورند، حتی پیکر بیجان شهیدان کربلاء باید مُثله شوند و با سم اسبها مورد اهانت قرار بگیرند، چقدر داعشیهای درندهخو کودکان شیرخوار را زنده زنده پوست کندند و در آتش سوزاندند، دهها هزار کودکان فلسطینی، کودکان غزه، به جرم اینکه پدرانشان از خانه خود دفاع میکنند و کودکان مدرسه میناب و مردم حاضر در عروسی .... با هر بهانهای باید قطعه و قطعه و کشته میشدند، و هزاران نمونه تلخ دیگر در ویتنام، کامبوج، چین، بوسنی، افغانستان، نیجریه، میانمار، لیبی، سوریه و در حوادث تلخ سال 1360 توسط منافقین. 3ـ نکته اولی را که ظاهرا معترضین این گروه به آن توجه ندارند اینست که میپندارند اینجا دادگاه و من قاضی هستم و باید مجرم را شناسائی و مجازات کنم. در حالی که این گروه قرار است نقش آینه را ایفا کند پس فقط برای افرادی است که بخواهند به خودسازی بپردازند و خود را ویرایش و وارسته کنند. پس من نباید به طرف مقابل آنها کاری داشته باشم. 4ـ نکته دومی را هم که اکثر مردم و معترضین این گروه شاید نمیدانند اینست که زن و شوهر با هر گفتار و رفتار غلطی، ممکن است طبق فرمایش قرآن با هم عداوت داشته باشند اما قطعا با یکدیگر خصومت ندارند. 5ـ نکته سومی که غالب مردم و زنان و مردان جهان به آن گرفتارند اینست که خودشناسی ندارند و معنای درست زندگی را نمیدانند و لذا میپندارند نشاط و رضایتمندی را باید از عوامل بیرون از خود دریافت کنند و میپندارند کسالت، افسردگی، بیحوصلگی، تنبلی و شلختگی آنها به خاطر دیگران و عوامل محیطی است. البته همه این ابهامات و مشکلات و درگیریها مربوط به صد سال اول است و مطمئنا در صد سال دوم زندگی همه آنها روشن و حل و برطرف میشوند!!!! خوشا به حال آنها که به فرمان حضرت رسول أکرم صلی الله علیه و آله عمل کنند و قبل از صد سال دوم، بکوشند به نگاه صد سال دوم خود برسند: موتوا قبل أن تموتوا.