« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 89)
« مساکن الموتی » و « بلدِ میّت » و « شهرِ مُردگان » کجاست؟
« حضرت امیرالمؤمنین » صلوات الله علیه در آغاز « نامة 31 نهج البلاغه » که « وصیتنامة » ایشان به فرزندِ ارشدشان (و خطاب به ما) است، خود را ساکنِ « مَسَاكِنَ الْمَوْتَى » معرفی فرمودهاند.
قرآن نیز از « أرض میّت » و « بلد میّت » سخن میگوید لذا لازم است « شهرِ مُردگان » را بشناسیم.
شهر مُرده شهری است که « حیات و زندگی » در آن « متوقّف » است و « عقلانیّت و إنسانیّت » در آنجا « حاکمیت » ندارد و مردم آن « اطلاعات تاریخی درستی » ندارند. لذا با آنکه « أقوامِ گذشتة » جهان « رفتارهایِ معقولی » هم داشتهاند اما افرادِ شهرِ مُرده فقط أعمالِ « نامعقولِ إقوامِ قبل » را به نام « عادات و رُسوم » در عروسی، جشن تولد، 4 شنبة آخر سال، 13 فروردین و مناسبتهای دیگر و حتّی در أعمالِ مذهبیِ خود مبنایِ رفتارشان قرار میدهند و آنها را « ناآگاهانه » به نسل بعد نیز تحمیل میکنند.
لذا اگر « علّتِ پرستشِ احمقانة گاو یا بُتِ سنگی » را از آنها بپرسید میگویند أجدادِ ما چنین میکردند:
... ما هذِهِ التَّماثيلُ الَّتي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ؟؟؟ (52) قالُوا: وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدينَ (أنبیاء/53)
« مشخصّة اصلی » مردم شهر مُرده اینست که از « با ارزشترین توانائی » یعنی « تفکّر و تعقل » خود هیچ بهرة مفیدی نمیبرند و « اسیرِ حواس و هوس و خرافات » و « مقلّدِ رفتارِ غلط دیگرانند. »
لذا وقتی آنها را به « پذیرش و پیروی تعالیمِ الهی » دعوت میکنند، میگویند: ما پیرو رفتارِ أجدادمانیم:
وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ، قالُوا: بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا ... (لقمان/21)
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ، قالُوا: حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا ... (مائده/104)
آنها « آیاتِ روشنگرِ الهی » را با این بهانه که اینها را « از اجدادمان نشنیدهایم »،« إنکار » میکنند:
فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِنا بَيِّناتٍ قالُوا: ... ما سَمِعْنا بِهذا في آبائِنَا الْأَوَّلينَ (قصص/36)(مؤمنون/24)
ساکنانِ شهر مُرده « گناهانِ فاحِش » را « میفهمند » اما خود را مجبور به « تقلید » از أجداد میدانند:
وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا: وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا ... (أعراف/28)
مُردگانِ مذهبینما، « گناهانِ بسیار زشت و تخلّفاتِ فاحشِ » خود را به « أمرِ خدا » نسبت میدهند:
وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ... قالُوا ... اللَّهُ أَمَرَنا بِها ... (أعراف/28)
نکتة مهم: « مرفهین بیبند و بار » عاملِ رواج « خرافات و تقلیدِ کورکورانه و رسوم غلط » هستند:
... ما أَرْسَلْنا ... مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ (زخرف/23)
« خدایا؛ یاریمان کن تا منتظرینی عاقل، مؤمن و زنده باشیم و اسیرِ خرافات، هوس و تقلیدِ أحمقانه نشویم. »