« هر جمعه، یک دقیقه با وحی: » (شماره: 7)
« مهمترين آزمونِ انسان » و « مهمترین خطِ قرمزِ خداوند »:
با اینکه « قانونِ علّیت » (اینکه هر چیزی علّتی متناسب با خود دارد) برای عقل « بدیهی » است،
اما « حواسِ انسان » (خصوصا در هفت سال اول و دوم تولد و مثل حیوانات)،
فقط « دخالتِ عواملّ ظاهری و محسوس » را « ادراک و تجربه » ميكنند.
لذا انسان (همانطور که تبعیت همة اندام بدن از روحِ غیر مادی را میفهمد،) باید « عاقل » شود تا بفهمد « همة أجزاء و عناصرِ جهان نیز تابعِ خالقی مقتدر و غیر مادی » اند. لذا « اولینتکلیفِ » انسانِ عاقل و بالغ، « قبولِ خالقیتِ خدا و مخلوقیت خود و مؤثر ندیدن غیر او » در امور هستی است:
« وَ اعْبُدُوا اللَّهَ » وَ « لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً » .... (نساء/36)
زیرا « مؤثر پنداشتن » هر چیزی « غیر از خدا » یک « خیالبافی جاهلانه و متکبّرانه » است:
... إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ « مُخْتالاً فَخُوراً » (نساء/36)
پس « هر كاري » به نیّتِ « ديدنِ مردم »،« شرك » است:
« وَ اعلَمُوا: أنّ يَسير الرِياء، شِركٌ » (خطبه: 86 نهج البلاغه)
« شرك » (مؤثر پنداشتنِ هر چیزی غیر از خدا،)« همة زحمات » انسان را « باطل » مي كند:
... « وَ لَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ. » (أنعام/88)
« شرك »،« بهشتِ » (معرفت و لذّت جاودانه) را بر « مشرك »،« ممنوع و حرام » ميكند:
إِنَّهُ « مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ » فَقَدْ « حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ » .... (مائده/72)
« شرك به خدا » (ناشکری و) « بزرگترین ظلم » و « بدترين سقوط » برای انسان است:
« وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ » ..... (حج/31)
..... يا بُنَيَّ؛ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ » (لقمان/13)
لذا از منظر قرآن، « فقط » مشرك « نجَس » است:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا؛ « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » ... (توبه/28)
پس « شرك به خدا »،« بدترین گمراهي » و « تنها گناه نابخشودني » است:
إِنَّ اللَّهَ « لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ » وَ « يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ » ... (نساء/48)
.... « وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً »(نساء/116)