منظومه شماره ( 23 ):{ بخش اول سوره: فجر (89) آيه: 1 تا 14 }
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * وَ الْفَجْرِ (1) وَ لَيالٍ عَشْرٍ (2) وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ (3) وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ (4)
(ای مردم) به سپيدهدم * و به شبهاىِ دهگانه * و به آن جُفت و آن فرد * و به آن شب وقتى به کمال رسد توجّه کنید.
ـ فَجْر: هر عاملی است که هر نوع ظُلم و ظلمتی را نابود میکند. لذا فرمودند: الفَجرُ هُوَ القائِم عجل الله تعالی فرجه الشریف
ـ با گردشِ زمين در جهتِ خورشيد، نور بر زمين و با تغييرِ نگاهِ انسان در جهتِ حقّ، نور بر قلب او ميتابد و تاريكي منفجر و نابود ميشود. پس فجر، ثمرة مواجهة زمين با خورشید و بعثتی است که در توجّه انسان به حقّ رخ ميدهد.
ـ تقوا انسان را بصیر و خداجو میکند و به فجر میرساند و بيتقوايي او را خودخواه، غافل و به فجور ميکشاند.
ـ لَيالٍ عَشْر: شبهایِ خاصند. (أیام الله روزهایِ خاصند.) مثلِ دهة اول ذیالحجه (که به عرفه، قربان، معرفت، شعور و تقرب میرسد) و ده شبی که قومِ یهود با غیبتِ حضرت موسی آزمایش و با تمرّد و کُفرشان از ولایتِ حضرت هارون گوساله نوشیدند: وَ أُشْرِبُوا في قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ (بقره/93) یا ده شب آخرِ رمضان که مؤمن با قدردانی از آن، هزار ماه را جهش میکند.
ـ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ: احتمالا به نظمِ حکیمانة جُفت و فرد بودنِ عناصرِ جهان و به سه رکعتِ نمازِ شب اشاره دارد.
ـ يَسْر: زمانِ پایان یافتن شب نیست. بلکه زمانی است که انسان با بیتوته و تعقّل و قرائت میتواند به خورشیدِ حق توجّه پیدا کند و خود را از ظلماتِ: غفلت، جهالت و حیرت برهاند و به نورانیّتِ فجر و زیبائی صبحِ ظهور برساند.
هَلْ في ذلِكَ قَسَمٌ لِذي حِجْرٍ؟ (5)
آيا (غلبة نور بر ظلمت و پیروزی حق بر باطل با طلوع فجر) برای عاقلی که از خودش محافظت میکند (به) سوگند (نياز) دارد؟
ـ افرادِی که برای إدّعایِ خود دلیل ندارند برای إثباتِ صداقتشان و جلبِ إعتمادِ مخاطب، با قَسَم متعهّد میشوند که اگر إدعای آنها دروغ باشد سهمی از رحمتِ الهی نداشته باشند. لذا حقّانیّتِ روشنِ آیاتِ اول سوره نیازی به قسم ندارند.
ـ عقل، انسان را به بندگی خداوند میرساند: (العقل ما عُبِد بِه الرحمن)، أُولِي النُّهى، افرادیند که خود را از رفتارهایِ غیر مجاز باز میدارند، لذی حجْر: افرادیند که برای حفاظت از خودشان به سنگ و کوه و هر مصنوعی پناه میبرند.
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ؟ (6) إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ (7) الَّتي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ (8)
مگر ندیدى كه خدایت با (قوم) عاد چه كرد؟ با بناهای سنگی (و محکمِ آنها)؟ كه مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟
وَ ثَمُودَ الَّذينَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ (9) وَ فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ (10) الَّذينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ (11)
و با ثمود كه سنگها را مىتراشيدند * و با فرعونِ دارایِ سپاه عظیم * كه در سرزمینها طغيان کردند. (ندیدی چه كرد؟)
ـ جابُوا الصَّخْرَ: سنگهایِ بسیار سخت را تراشیدند به گمان اینکه استحکامِ سنگ و کوه آنها را از مرگ حفظ میکند.
ـ نابودیِ نمرودها، فراعنه و همة شاهانِ قدرتمندِ تاریخ، قدرتِ قطعی خداوند را إثبات و باید ما را از تمرّد باز دارد.
فَأَكْثَرُوا فيهَا الْفَسادَ (12) فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ (13) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ (14)
پس در زمین بسيار تبهكارى كردند * لذا خدایت تازيانة عذاب را بر سرِ آنها فرود آورد * زيرا خدایِ تو در كمين است.
ـ این آیات برای مرورِ تاریخ نیست بلکه هشدار به هر تبهکاری است که إقتدارِ و حاکمیتِ الهی را انکار میکند. زیرا هر حریمشکنِ متجاوز و تبهکاری در هر کجای جهان دائماً تحت مراقبت و کمین و حسابرسی دقیقِ الهی است.
ـ بناهایِ عظیم، برجهایِ بلند و کاخهایِ محکم در سوریه، لبنان، اردن، مصر و کشورهایِ دیگر فراوانند اما امروز مردم دنبالِ نام أنبیاء و أولیاءِ الهی هستند و فراعنه و شاهانِ ظالم و طغیانگر هیچ شأن و تقدّسی برای مردم ندارند.
ـ ایکاش مسلمانان با این همه آیاتِ حکیمانه بهخداباوری میرسیدند و چشم، گوش و اعتمادشان به مستکبرین و رسانههای بیگانه نبود و همة أبعاد زندگی خود را فقط با کلام الله تراز میکردند تا زمینة فجر نهائی فراهم شود.
« خدایا؛ ما را در زمینهسازیِ طلوع فجرِ نهائی و نابودی همة ظالمین و مستکبرین سهیم و مفید قرار بده. »