منظومه قرآني شماره ( 18 ): { سوره: قدر (97) آيه: 1 تا 5 }
* بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * إِنَّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1)
ما (قرآن را) در شبِ قدر (یکجا) جاری كرديم.
ـأَنْزَلْناه: ما آن (کتاب و مجموعة تعالیمِ حیاتبخش) را (مانند: هوا، خون و آب در ریه، قلب و جانِ افرادِ بشر) « جاری » کردیم.
ـ لَيْلَة: شب است و لیل نیز شب است. اما لیل، مذکر و لیله، مؤنّث است. همان اولیننفسِ واحده و پذیرندهای که « شأنِ زایندگی و پرورشدهندگی » دارد. وجودِ مطهّری که « محلِ فرودِ ملائکه و حضرتِ روح » است و « کلّ أمر » در « جانِ پاکِ او » به وقوع میپیوندد و « انسانهایِ کامل » از وجودِ او به عرصة « ظهور » میرسند.
وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ (2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3)
و چه چیزی تو را از شبِ قدر آگاه كرد؟ شبِ قدر از هزار ماه ارجمندتر است.
ـ « لیل »، شب و زمانِ تاریکی، خوابیدن و پوشندگی است: (اِذا یَغشَی) اما « لیله » فقط یک شب است اما از هزار ماه بهتر و زمانِ بیداری و إحیاء شدن و إحیاء کردن و ملاقات: (واعَدْنا مُوسى أَرْبَعينَ لَيْلَةً) و زمانِ « بارشِ نور » و « حیات و بالندگی » است. انسان در « لیل » با آرزوهایش میخوابد، اما مؤمنِ منتظر در « لیله » مثلِ ملائکه، خود را بر « إمامِ زمان » عرضه و همه امورش را با « نایبِ او » تراز میکند و إرادة او را بر خواستِ خود ترجیح میدهد.
ـ انسان تا در « لیلـةُ القدر » به « تسلیم و اطاعت » نرسد هیچ حقیقتی در او جاری نمیشود و هیچ سلام، صبح، خیر و برکتی برایش رخ نمیدهد و برای این تسلیمِ محض بودن، باید از همة افکار، گفتار، رفتار و اخلاق و مواضعِش « مراقبتِ » کند و در همة أبعادِ زندگی « مطیعِ امام و تابعِ نایبِ او » باشد و از خواستههایِ خود دست بردارد.
ـ قَدْرِ: یعنی: مقام و منزلت: (وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ) و برنامة مشخص: (جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى)،
ـ هر چیزی در جهان، قدر، اندازه، قیمت، قدرت، ظرفیت، قابلیت، حساب و كتابِ خاصّی دارد: (وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) (وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) « باران » نیز به مقدارِ معینی میبارد: (وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ)
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (4)
در آن (شب) ملائکه با روح به فرمان خدایشان براى هر أمرى جاری میشوند.
ـ خداوند در شبِ قدر، امورِ سالِ بعد را مقدّر مىفرماید: « فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ » (دخان/4) احتمالا شبِ قدر منحصر به شبِ نزولِ قرآن و عصرِ پيامبرِ أکرم نيست بلكه هر رمضان، شب قدرى دارد كه امورِ سال بعد در آن مقدّر مىشوند.
ـ شاید تقارنِ شبِ قدر با شبِ نزولِ قرآن، حاملِ این پیامِ مهم است که ملاکِ سعادت یا شفاوتِ بشر « قرآن » است.
ـ طبق این سوره همة ملائکه هر سال در شبِ قدر بر شخصِ معینی فرود میآیند تا دربارة همه چیز کسبِ تکلیف و تعیینِ تقدیر کنند، پس همیشه « خلیفة خدا » در زمین هست که چنان شأنی دارد که « همه چیزی » را مقدر کند.
ـ « تقديرِ همة امور در شبِ قدر » با « ملاقاتِ همة ملائکه » با « حجّت خداوند » در زمین انجام مىشود.
سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)
(آن شب) تا زمانِ طلوعِ سپیدة (ظهور) سرشار از « سلام » است.
ـ شبِ قدر تا طلوعِ فجر، « زمانِ تسلیم و سالم » شدن است لذا بابِ نقمت و عذاب، در آن شب « بسته » است.
« خدایا؛ به ما توفیق بده تا خود را با حُجّتت تراز و تنظیم کنیم و با برکات شبِ قدر إحیاء شویم. »