0منظومه قرآني شماره ( 17 ):{ سوره: بیّنه (98) آيه: 1 تا 8 }
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * لَمْ يَكُنِ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَـةُ (1)
أهلِ کتابی که (اسیر نفسِ خود و) كافر شدند از مشركین جدا نمیشوند مگر وقتی تبیینگری (در آخرالزمان) برايِ آنها بیايد.
ـ مُنْفَكِّينَ: جداشوندهها. اکثرِ مفسرین، « این سوره و این آیه و این کلمه » را « مُبهمترین سوره، آیه و کلمة » قرآن میدانند.
رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً (2) فيها كُتُبٌ قَيِّمَـةٌ (3)
رسولی برگزیدة خدا كه صحيفههاىِ پاك را تلاوت و إرائه میكند * كه در آنها راهکارهای ارزشمند و إقتدارآفرینی است.
ـ « الْبَيِّنَـةُ، همان رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ » است و پیروانِ کافر شدة پیامبران، فقط با ظهورِ آن رسول از مشرکین تفکیک میشوند.
ـ آن « رسولِ برگزیده » با « طرحِ صحفِ أنبیاء » زمینة « ظهورِ تعالیمِ قیامآفرینِ الهی » را در جهان مهیّا میسازد.
وَ ما تَفَرَّقَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّنَـةُ (4)
و أهل کتاب (پیروِ تورات، إنجیل و قرآن) پراکنده و منحرف نشدند مگر بعد از آنکه بیانکنندة حقّ برایشان آمد.
ـ اکثرِ مذهبیها با آنکه حقّانیت أنبیاء و أولیاء الهی را میدانند اما با پیروی از هواىِ نفسشان اسیرِ « اختلاف و تفرقه » هستند.
وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دينُ الْقَيِّمَـةِ (5)
و پیروانِ همة أنبیاء مأمور بودند فقط خداوند را موحّدانه بندگی کنند و عشقِ (خود) را برای او إبراز و نماز را إقامه کنند و زكات بدهند، زیرا آئینی که (به مردمِ جامعه و جهان و اُمّتِ اسلامی) « قوام و إقتدار و ارزش پايدار میبخشد، » همين است.
ـ حُنَفاءَ: (جمع: حنيف) یعنى « عشقِ موحّدانه به حقّ » و متضادِ كلمة « جنيف » به معناى « تمایلِ جاهلانه به باطل » است.
ـ انسان باید از خودپرستی بپرهیزد، و بندگیِ مخلصانة خالق و إقامة نماز و پرداختِ زكات را بپذیرد تا به إقتداری پایدار برسد.
إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكينَ في نارِ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّـةِ (6)
همانا أهلِ کتابی که كفر ورزيدند همراه با مشركین در آتش دوزخند و همیشه در آن مىمانند زیرا آنها بدترين مردمند.
ـ أهل کتابی که رسولِ ظاهری را قبول ندارند با مشركین، که رسول باطنی را قبول ندارند سرنوشتِ مشترکی در جهنّم دارند.
ـ پس هر فردی که « مطیع رسولِ باطنی و رسولِ ظاهری نباشد »،« كافر و حقّستیز و جهنّمی » است.
ـ الْبَرِيَّـةِ یعنی: مخلوقِ برگزیده و ممتاز از سایرِ مخلوقات و گُلِ سرسبدِ آفرینشکه باید از هر کفر و شرکی « مبرّا » باشد.
ـ انسان به خاطرِ عقلانیتش مخلوقِ ممتاز شده اما میتواند با نافرمانی از رسول باطنی و رسولِ ظاهری، بدترين مخلوق شود.
إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّـةِ (7)
اما آنها كه (اطاعت از رسولِ باطنی و ظاهری، إقامه نماز و إیتاء زکات) را پذیرفتند و به شایستگی عمل کردند آنان بهترين خلقند.
ـ بهترین مخلوق بودن مشروط به 2 أصل است اول: ايمانِ عاقلانه به « خدایِ منزّه، کلام الله، آخرت، وحی، نبوّت و امامت » دوم: اینکه همة گفتار و رفتار انسان با « قرآنِ صامت و قرآنِ ناطق »،« تراز و تنظیم » شده و « شایسته و ضدِ فساد » باشد.
ـ انسان، مختار است و با انتخابِ خود جايگاهِ أبدی خود را تعيين مىكند و شرّ البريّه و جهنّمى يا خير البريّه و بهشتى میشود.
جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ (8)
پاداش آنان نزدِ خدایشان باغهاى جاودانهاى است كه از کفِ آنها نهرها روان است و برای همیشه در آنند و در حالی که
خداوند از آنان راضی و آنان نیز از او خشنودند، اين مقام براى فردِ عاقلیست كه در برابرِ خدایِ خود احساس کوچکی دارد.
ـ خَشِيَت: « ترسی عارفانه و خوفی عاقلانه » است كه از « إحساسِ فقر » در برابرِ « درکِ عظمتِ نامحدودِ الهی » پدید میآید و انسانِ عاقلِ مؤمن را به « إطاعت همهجانبه از تعالیم و أمر و نهیِ آن عظیمِ نامحدود » مشتاق میسازد.
« خدایا؛ یاریمان کن تا عاقلانه از شرک و خودخواهی و لجاجت بپرهیزیم و مؤمن و صالح باشیم و به خشیت برسیم. »