منظومه قرآني شماره ( 14 ): { سوره: قارعه (101) آيه: 1 تا 11 }
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ * الْقارِعَـةُ (1) مَا الْقارِعَـةُ (2) وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَـةُ (3)
(ای انسان؛ رُخدادی) کوبنده (در راهست.) * کوبنده چیست؟ * و چه چیزی تو را دانا کند كه كوبنده چيست؟
ـ القارِعَـةُ: رُخدادی عظیمِ و غیرِ قابل تصوّر و فراگیر که از علائمِ « پایان عُمرِ دنیا » و برپائی « قیامت » است.
ـ « إراده » در عربی با حدودِ « چهل واژه » بیان میشود که « پُرفشارترین و فراگیرترین » آنها « قارِعَـةُ » (وسیعترین كوبيدن) است که « روابطِ طبیعی » را نابود و « شکلِ ظاهری جهان » را « تغییر اساسی » میدهد.
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ (4) وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (5)
روزى است كه مردم مانند پروانه (؟؟؟) پراكنده شوند * و كوهها مانند پشمهایِ زدهشدة رنگين شوند.
ـ در آن روز اولاً: « همة مردم » (بعد از زنده شدن) متحیّرند و مثلِ پروانهها حرکاتی پراکنده و بیجهت و کوتاه دارند، ثانیاً: در آن روز و در أثرِ آن « قارعـة » (جاذبه و کششِ بین مولکولی همة مواد از بین میرود و) « أجرامِ متراکمی » مثلِ کوهها با آن کوبیدنِ بسیار قوی و وسیع، از « درونِ » خود « منفُوش = متلاشی و پخش و منبسط » میشوند.
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ (6) فَهُوَ في عيشَـةٍ راضِيَـةٍ (7)
پس (در آن روز مردم دو گروهند:) هر كه کفّة ترازويش سنگين باشد * قطعاً در زندگىِ دلخواهی خواهد بود.
ـ ثَقُلَتْ: « سنگینی از نظرِ: وزنِ ظاهری، أرزشِ معنوی و مرتبة وساطت » (لذا جنّ و انس ثَّقَلان هستند.)(الرحمن/31)
ـ مَوازين: « هر چیزی » (مثلِ ترازو و سنگِ محک) که با آن أشیاء و افراد را « ارزیابی » میکنند و « میسنجند. »
وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازينُهُ (8) فَأُمُّهُ هاوِيَـةٌ (9) وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ (10) نارٌ حامِيَـةٌ (11)
و اما هر كه (در آن روز) کفّة ترازويش سبك باشد، * مادرش حتماً هاويه است.
و چه چیزی تو را دانا کند كه آن (مادر) چيست؟ * آتشى است در آغوشکشنده.
ـ خَفَّتْ: « سبکی از نظرِ: ارزشی، عقلی، معنوی و سبكباری، سبکسری، جهل، خواری، حماقت، ضعف و پستی. »
در قیامت « عاملِ سنگینی یا سبکیِ أعمال » چیست؟
ـ قرآن میفرماید: « وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (أعراف/8) یعنی:
هر گفتار و رفتاری که « مطابقِ عقل و شرع و حقّ » باشد « ارزش » دارد و ترازوی انسان را « سنگین » میکند.
ـ پس انسان با « أعمالِ مجاز و به حقّ »،« بهشتی » و با « أعمالِ غیرِ مجاز و ناحق »،« جهنّمی » میشود.
ـ لذا « همة زحماتِ خودخواهانه و غیرِ مجازِ » زنان و مردانی که در دنیا حقپوشی و حقّستیزی و ملاقاتِ خدا را « إنکار » کردند، « بیارزش و باطل و پوچ » میشود و آنها در قیامت، « هیچ وزن و مقام و شأنی ندارند »:
أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً (کهف/105)
ـ طبقِ روایاتِ متعدد « قبولِ یا إنکار رهبریِ حضرتِ أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه و رهبریِ حضراتِ أئمه أطهار صلوات الله علیهم و رهبریِ نائبانِ خاص و عامِ آنان » در هر زمان از « موازینِ » سنجشِ أعمال مردم در آخرت است.
ـ هاوِيَـةٌ: « غَش کردن و اُفتادن » ـ نارٌ حامِيَـةٌ: آتشی در آغوشکِشنده. (مانند مادری که فرزندش را در آغوش میگیرد.)
ـ بشر با « رعایتِ حدودِ الهی » به « نهایتِ کامیابی » و با « رفتارهایِ غیر مجاز » به « نهایت ذلّت » میرسد.
«خدایا؛ یاریمان کن تا گفتار، رفتار، اخلاق و مواضعمان را با حقّ تراز کنیم و زحماتمان را باطل نکنیم.»