فرآیند زندگی از منظر قرآن 2 - جلسه 5



بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه پنجم فرآیند زندگی از منظر قرآن دور دوم

تاریخ : 10/12/94

 

آیا زندگی هر انسانی فرآیند صعودی دارد ؟؟

قطعا جواب منفی است زیرا:

از منظر قرآن زندگی اکثر مردم بجای فرآیند صعودی فرآیند نزولی است .

بعنوان مثال :

حضرت ابراهیم فرمودند :

سوره صافات آیات  95 تا 98

قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿95﴾

[ابراهيم] گفت آيا آنچه را مى‏تراشيد مى‏پرستيد (95)

وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿96﴾

با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمى‏سازيد آفريده است (96)

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿97﴾

گفتند برايش [كوره]خانه‏اى بسازيد و در آتشش بيندازيد (97)

فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿98﴾

پس خواستند به از نيرنگى زنند و[لى] ما آنان را پست گردانيديم (98)

 

فرود نزولی یعنی چه ؟؟

فرود نزولی یعنی سالها عبادت می کنند اما سالها عبادت و کار و زحمت و تلاش هیچ تاثیری در اصلاح گفتار و اخلاق و مواضع آنها و کاهش خودخواهی آنها ندارد :

سوره محمد آیه  9

ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿9﴾

اين بدان سبب است كه آنان آنچه را خدا نازل كرده است‏خوش نداشتند و [خدا نيز] كارهايشان را باطل كرد (9)

فرود نزولی یعنی ، سالها عبادت و زیارت و تلاش انسان (مانند ابلیس) هیچ تاثیری در اطاعت او از خالقش ندارد.

سوره اعراف آیات 12 و 13

قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿12﴾

فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى (12)

قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿13﴾

فرمود از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد كه در آن [جايگاه] تكبر نمايى پس بيرون شو كه تو از خوارشدگانى (13)

ابلیس عبادت کرد اما فرآیند پیدا نکرد ، یعنی حیات در او گسترش پیدا نکرد .

خودخواهی آگاهانه است .

فرود نزولی یعنی ، ایمان و دین داری افراد هیچ تاثیر و تغییری در دنیا داری آنها نمی گذارد :

سوره هود آیات 15 و 16

مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ﴿15﴾

كسانى كه زندگى دنيا و زيور آن را بخواهند [جزاى] كارهايشان را در آنجا به طور كامل به آنان مى‏دهيم و به آنان در آنجا كم داده نخواهد شد (15)

أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿16﴾

اينان كسانى هستند كه در آخرت جز آتش برايشان نخواهد بود و آنچه در آنجا كرده‏اند به هدر رفته و آنچه انجام مى‏داده‏اند باطل گرديده است (16)

 

فرود نزولی یعنی :

تمام عبادات و زحمات و تلاش های انسان ، نابود و باطل و پوچ می شود بدون اینکه خودش بفهمد :

سوره حجرات آیه 2

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿2﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‏گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد مبادا بى‏آنكه بدانيد كرده‏هايتان تباه شود (2)

((در برابر مواضع نماینده خدا حرفی نزنید ، نظری ندهید ، تحلیلی نکنید اگر چنین کنید اعمال شما باطل می شود در حالیکه اصلا درک نمی کنید – به شعورتان رجوع نمی کنید ))

سوره کهف آیات 102 تا 106

أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا ﴿102﴾

آيا كسانى كه كفر ورزيده‏اند پنداشته‏اند كه [مى‏توانند] به جاى من بندگانم را سرپرست بگيرند ما جهنم را آماده كرده‏ايم تا جايگاه پذيرايى كافران باشد (102)

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا ﴿103﴾

بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم (103)

الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿104﴾

[آنان] كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند (104)

أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا ﴿105﴾

[آرى] آنان كسانى‏اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد (105)

ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا ﴿106﴾

اين جهنم سزاى آنان است چرا كه كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به ريشخند گرفتند (106)

حضرت علی علیه السلام : مردم از ترس ذلت به سوی ذلت می شتابند .

سوره محمد آیات 27 و 28

فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ ﴿27﴾

پس چگونه [تاب مى‏آورند] وقتى كه فرشتگان [عذاب] جانشان را مى‏ستانند و بر چهره و پشت آنان تازيانه مى‏نوازند (27)

ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿28﴾

زيرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پيروى كرده‏اند و خرسنديش را خوش نداشتند پس اعمالشان را باطل گردانيد (28)

ملائکه وقتی اینها را قبض روح می کنند چگونه به پشت اینها می زنند چون تبعیت کردند از چیزهایی که اینها را به خشم می آورد و از رضایت خدا ناراضی اند ، (خودخواهی مقابل خدا خواهی) نابود می کنند اعمال و زحمات خود را و اینها زیانکارند .

امام صادق علیه السلام :

برای بررسی توجه فرد به طول رکوع و سجود او نگاه نکنید ممکن است به این کارها عادت کرده و چه بسا اگر آن را ترک کند و وحشت زده شود ؛ بلکه به راستگویی او و میزان امانتداری او نگاه کنید ، امانت را درست امانتداری کنند و راست باشند . کافی ج 2 ص 105

صواب خوب نیست ثواب خوب است – صدق خوب است .

(وحشت یعنی احساس تنهایی )این نشان می دهد اعتیاد او را ، شوق او را نشان نمی دهد .

حضرت علی علیه السلام فرمودند : احسن العباده ترک العاده

(توجه: ذکرهای قنوت و سجود و رکوع خود را تغییر دهید )

پس بنابر فرمایش آن حضرت ، ظاهر اعمال و عنوان رفتار و کمیت اعمال و رفتار ملاک توجه و معیار ارزش نیست .

طبق فرمایش امام صادق صلوات الله علیه و آله : آن چیزی که به حرکات و رفتارها و زندگی انسان ، ارزش و معنا می بخشد ((صدق و ادا امانت و نکاه موحدانه ی)) اوست .

کسیکه خود را محضر خدا می بیند دروغ نمی گوید تقلب در هیچ ارش نمی کند و باز آن حضرت می فرمایند :

ان الثواب علی قدر العقل کافی ج 1 ص 11

خداوند به اندازه ی عقل افراد عبادتشان را قبول می کند .

((صواب خوب نیست ، ثواب چیزی است که با آن ثیاب می سازند ، لباس بهشتی ما با آن ساخته می شود . این با رفتارهای عاقلانه و منطقی بدست می آید .

و بلافاصله می فرمایند : "العقل ما عبد به الرحمن" کافی ج 1 ص 11

عقل، آن هوشیاری و شعور و تشخیصی است که انسان را به بندگی خداوند رحمان برساند .

رحمان دو خروجی دارد رحیم و رجیم – ابلیس چون با رحمان خدا مشکل داشت رجیم شد (بالرحمان عصیا)

عبد یعنی بنده ، یعنی بند است . بند را در رفتار و اعضا و جوارح داریم رحمان یعنی امانت دهنده ، فرصت دهنده – خدا هر چه داده فرمود (لَتُسئلن عن النعیم )

پس اگر بفهمیم گه این نعمتها برای امتحان است " واما شاکرا و اما کفورا " را بفهمیم ، پروسه فرآیند در ما رخ می دهد .

ما چون ((احساس)) توهم مالکیت داریم خودخواهی می شود .

پس در تمام فعالیتهای انسان جهت گیری آنها مهم است ( نه خود فعالیت) ، اینکه جان ما را به کدام سمت می کشاند؟؟

 

( فعالیتهای ما در جهت بدن ماست نه روح ما )

آیا تمام ابعاد وجودی ما را در راستای بندگی خدا قرار می دهد ؟؟

آیا کارها ما را به بندگی خدا بیشتر می کشاند یا احساس تقدس می کنیم ؟؟

و یا فقط غالب و ظاهر دینی دارند ؟؟

هر چقدر عبدتر شوید محدودیت ها برایتان بیشتر می شود .

 

بندگی خدا یعنی چه ؟؟ 

یعنی جریان حکم حق بر تمام فکر و گفتار و رفتار و اخلاق .

یعنی سپردن ((اختیار)) خود به خالق خود .

یعنی با اختیار خود حکم خدا را اختیار کردن .

یعنی: تسلیم کامل ظاهر و باطن خود به احکام الهی .

بندگی خدا یعنی : تفویض تمام امور زندگی به خالق خود .

افوض امری الی الله

( در هر وضعیتی عاقلانه ترین واکنش را نشان میدهم )

و بالاترین درجه رضاست .

و چنین فردی بر سر دو راهی ها فقط خشنودی خدا را ملاک قرار می دهد .

 (وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الِاشْتِيَاقِ إِلَى طَلَبِ الْمَغْفِرَةِ مِنَ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ:):دعای نهم صحیفه سجادیه ص 58

اللَّهُمَّ وَ مَتَى وَقَفْنَا بَيْنَ نَقْصَيْنِ فِي دِينٍ أَوْ دُنْيَا، فَأَوْقِعِ النَّقْصَ بِأَسْرَعِهِمَا فَنَاءً، وَ اجْعَلِ التَّوْبَةَ فِي أَطْوَلِهِمَا بَقَاءً (3) وَ إِذَا هَمَمْنَا بِهَمَّيْنِ يُرْضِيكَ أَحَدُهُمَا عَنَّا، وَ يُسْخِطُكَ الْآخَرُ عَلَيْنَا، فَمِلْ بِنَا إِلَى مَا يُرْضِيكَ عَنَّا، وَ أَوْهِنْ قُوَّتَنَا عَمَّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنَا (4) وَ لَا تُخَلِّ فِي ذَلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنَا وَ اخْتِيَارِهَا، فَإِنَّهَا مُخْتَارَةٌ لِلْبَاطِلِ إِلَّا مَا وَفَّقْتَ، أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ (5) اللَّهُمَّ وَ إِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنَا، وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنَا، وَ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ابْتَدَأْتَنَا، فَلَا حَوْلَ لَنَا إِلَّا بِقُوَّتِكَ، وَ لَا قُوَّةَ لَنَا إِلَّا بِعَوْنِكَ (6) فَأَيِّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ، وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِيدِكَ، وَ أَعْمِ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا عَمَّا خَالَفَ مَحَبَّتَكَ، وَ لَا تَجْعَلْ لِشَيْ‏ءٍ مِنْ جَوَارِحِنَا نُفُوذاً فِي مَعْصِيَتِكَ‏

(7) اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ هَمَسَاتِ قُلُوبِنَا، وَ حَرَكَاتِ أَعْضَائِنَا وَ لَمَحَاتِ أَعْيُنِنَا، وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِي مُوجِبَاتِ ثَوَابِكَ حَتَّى لَا تَفُوتَنَا حَسَنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِهَا جَزَاءَكَ، وَ لَا تَبْقَى لَنَا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَكَ.

 

خداوندا، چون ميان دو نقصان، يكى در دين و يكى در دنيا، قرار گرفتيم، نقصان را در آن قرار ده كه زود گذر است و توبه را در آن قرار ده كه بقايش بيشتر است. و چون آهنگ دو كار كرديم كه يكى تو را خشنود مى‏سازد و ديگرى تو را به خشم مى‏آورد، ما را بدان سوى كه سبب خشنودى توست روانه دار و عزم ما را در آنچه سبب خشم توست سست نماى. و در آن هنگام نفسهاى ما را به اختيار خود وامگذار، كه نفسهاى ما اگر توفيق خويش رفيق آنها نگردانى راه باطل گزينند و نفس آدمى را به بدى فرمان دهد مگر آنكه تو رحمت آورى. بار خدايا، ما را از ناتوانى آفريده‏اى و بنيان ما بر سستى نهاده‏اى و از آبى پست و بى‏ارج صورت بسته‏اى. ما را هيچ جنبشى نيست مگر به توانى كه تو ارزانى دارى و نيرويى نيست مگر به مددى كه تو رسانى.

پس به توفيق خود ياريمان بخش و به راه راست خويش ارشاد فرماى وديده دل ما را از آنچه خلاف دوستى توست كور گردان و چنان كن كه نافرمانى را در هيچ يك از اعضاى ما راه نباشد.

بار خدايا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و رازهاى دلهاى ما را و جنبشهاى اندامهاى ما را و نگاههاى ديدگان ما را و سخن زبانهاى ما را چنان گردان كه موجب ثواب تو باشد، تا حسنه‏اى كه سزاوار پاداش نيك توست از دست نشود وسيله‏اى كه موجب كيفر بد توست بر جاى نماند.

 

بنده باید خیلی بر خودش حکومت کند تا بتواند حکم حق را بر خودش حاکم کند لذا امام صادق علیه السلام به عنوان بصری فرمودند :

اگر میخواهی به حقیقت عبودیت برسی باید برای خودت برنامه خود ساخته نداشته باشی :

"و لا یدبر العبد لنفسه تدبیرا" بحار ج 1 ص 224

الگو را مطابق خود برش نزنید ، خود را مطابق الگو برش بزنید .

برنامه های خودساخته = برنامه های خودخواهانه که از خدا نگرفته اید ، اگر شما خودتان خود را خلق کرده اید برای خود تدبیر کنید اما اگر خدا شما را خلق کرده ، شما جای خدا تدبیر نکنید .

اگر انسان عاقلانه و مومنانه و موحدانه تمام روابط خود را مطابق با تعالیم و احکام الهی تنظیم کند همواره خواهد گفت :

پسندم آنچه را جانان پسندد

و هر کاری که او حرام کرده ترک می کند و هرکاری را که او حلال کرده انجام می دهد .

در ابتدای راه دینداری ، حکم نفس اماره در تجزیه و تحلیل و قضاوت و کارهایمان هنوز دخالت دارد ولی با ترجیح دادن حکم الهی بر تمایلات و اوهام خود و تکلیف کردن حکم خدا بر خود ، ابتدا احساس تکلف و سختی به انسان حمله ور می شود اما با صبر در بندگی کم کم حجاب بین انسان و خالق کنار رفته وقلب انسان ، خودش مشتاق رعایت حدود الهی می شود

وقتی انسان خاشع شد ، صبر او را به خشوع رساند او با اشتیاق کار را انجام می دهد احساس سختی ندارد ، چنانکه پای حضرت زهرا سلام الله علیها در نماز شب ورم می کرد ولی شوق اینکار ایشان را باز نمی داشت

 

انسان عاقل باید از خودش بپرسد :

آیا من از احباط اعمالم ( و همان اتفاقی که برای ابلیس افتاد ) نباید بترسم ؟

آیا از اینکه نمازها و عبادتهایم هیچ خاصیتی ندارد نباید نگران باشم ؟

آیا اگر بعد از سالها نماز و عبادت و رفتارهای مذهبی ازدواجم تاخیر افتاده و هنوز نمی توانم خشم خود را مهار کنم و هنوز نمی توانم در تنگناها از دروغ و تقلب و رشوه و ریا و ربا و ... خودداری کنم و هنوز حب دنیا در من از بین نرفته ... آیا باید نگران باشم و بترسم یا خیر ؟

بنابراین زندگی انسان وقتی فرآیند صعودی دارد که : دائما از احباط و ابطال اعمال خود و از ذلت در پیشگاه الهی بپرهیزد و عاقلانه و مومنانه از تعالیم الهی اطاعت کند .

قاهر بودن یا مقهور بودن کدام بهتر است ؟؟؟

از منظر قرآن تمام مردم در زندگی دنیوی خود با دو راه متضاد "عزّت" و "ذلّت" مواجه اند :

سوره فاطر آیه 10 (یکی از آیات خیلی مهم )

مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ ﴿10﴾

هر كس سربلندى مى‏خواهد سربلندى يكسره از آن خداست‏سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏رود و كار شايسته به آن رفعت مى‏بخشد و كسانى كه با حيله و مكر كارهاى بد مى‏كنند عذابى سخت‏خواهند داشت و نيرنگشان خود تباه مى‏گردد (10)

اما آنها که کلک میزنند به عذاب شدید می رسند و مکر آنها تباه می شود

عزت یعنی نفله و پوچ نشدن و منفعل و آسیب پذیر نبودن

رجلٌ عزیز یعنی : منیع لا تغلب و لا یقهر

انسان غیر قابل نفوذی که مغلوب و مقهور نمی شود .

یزید غالب شد اما قاهر نشد – امام حسین علیه السلام مغلوب شدند اما مقهور نشدند

ساحران حضرت موسی – مغلوب شدند اما مقهور نشدند ، جوگیر نشدند .

فالحیاه فی موتکم قاهرین و الموت فی حیاتکم مقهورین

کسانیکه قاهرند بعد از مرگشان هم زنده اند .

پس طبق آیه 10 سوره فاطر اگر بخواهیم حیات ما پوچ و تلاش ما باطل نشود و بخواهیم با تلاش و عبادت و زندگی خود به حی قیوم و حیات طیبه و سعادت جاودانه برسیم باید تمام مسائل خود را با خدا تنظیم کنیم .

چگونه ؟؟

-من کان یرید العزه .....

هر که عزت و قاهر بودن را می خواهد بداند که عزت فقط از آن خداست (کلام پاک یعنی اعتقادات درست باورهای درست )

البته سخنان پاکیزه به سوی او بالا می رود و کار شایسته به آن رفعت می بخشد

-من عمل صالحا و هو مومن ...

پس تنها راه رسیدن به عزت و قاهر شدن و فرآیند صعودی زندگی و زندگی متعالی و تنها راه نجات از احباط و ذلت و مقهوریت این است که :

اولا : سخن و عقایدمان از هر شرک و باطلی پاک باشد .

-الکلم الطیب

ثانیا : عمل صالح و مطابق با تعالیم الهی داشته باشیم :

-والعمل الصالح یرفعه

((عقیده پاک یعنی همان خداباوری و خدا داری نه خدا دانی ))

و عمل صالح ( موتوربالا برنده ) همان انجام تمام اعمال و احکام شرعی است و راه دیگری برای عزتمند شدن و نجات از پوچی نیست و هر که راه دیگری را برود قطعا گرفتار پوچی و بی ثمری و گناه و عذاب می شود .

( و امروزه احساس پوچی خیلی زیاد است )

از بیان "یمکرون السیئات" در مقابل " کلم الطیب و العمل الصالح" معلوم می شود که انسان جز این دو راه هیچ گزینه سومی ندارد پول و قدرت و ... اگر وسیله باشد عامل عزت اگر هدف بشود عامل ذلت است .

اگر انسان دعای جوشن کبیر که هزار اسم از اسماء الهی را مطرح می کند و هیچ نقشی را برای غیر خدا باقی نگذاشته را با دقت بخواند می فهمد که جز خدا هیچ موثری در جهان نیست و می فهمد بی توجهی به چنین خالقی که همه کاره عالم است برابر است با ذلت و مقهوریت و عذاب ابدی ، مردم قبول دارند که همه چیز دست خداست اما می پندارند اگر پول و پارتی  و ... نداشته باشند خوشبخت نمی شوند می گویند : قبول داریم که همه کاره فقط خداست اما اگر دیگران پشت سر من حرف بزنند و آبرویم را ببرند چکار کنم ؟؟ آنها با اینکه می دانند عزت از آن خداست ولی نگرانند اهل دنیا به عزتشات لطمه نزنند .

آیه 10 سوره فاطر به این افراد می فرماید : شما عقیده ی صحیح دارید اما آن را با عمل صالح به پرواز در نیاورده اید .

عقیده ی توحیدی به ما دستور می دهد :

برای حق راست بگو ، ببین ، بشنو ، بخور و به موقع ازدواج کن فرزند دار شود دروغ نگو ، هرجایی نرو ، هرچیزی نخور ، هر چیزی را نگو ، هر چیزی  را نبین ؛ تا حق با نور عزّت و بقایش بر زندگی شما تجلی کند و همانطور که حق باقی است شما هم به بقاء حق باقی شوید .

والعاقبه للمتقین و العاقبه لاهل التقوی0


آذرباد     1396/03/25 - 06:32
با سلام وعرض ادب واحترام خدمت استاد گرامی بسیار مطالب جدید وقابل تاملی نسبت به روش زندگی خودم وشباهت ها وتفاوت ها در زمانهای مختلف و رشد ویا تکرار روزمرگیها برایم روشن تر شد .چه نگاه وزاویه ی دقیق وزیبایی از زندگی رابا توجه به آیات قرآن یادآور شدید بسیار سپاسگزارم.استاد واقعا این روزمرگیها ورضایت به همین زندگی تکراری که قطعا ایمان وعمل صالح در آن کم وکم تر خواهد شد چگونه قابل تغییر است چراکه ممکن است در این تغییرات باز دچار اشتباه وخود محوری شویم ویا بعضیها می گویند می خواهیم عوض شویم ولی نمی شود؟ ممنون از راهنماییهای شما

با سلام به شما و تشکر از حُسن ظن و ابراز نظر شما. مهمترین « بیماری » برای بشر ، « غفلت و جهالت » و « تنها درمان » آنها ، « ذکر » و « عاقلانه ترین ذکر » ، « یاد حسابرسی دقیق آخرت » و یقین به « بهشت و جهنم » پس از آن است. شاید هیچ دانش آموز و دانشجویی به اندازه « پیش دانشگاهی ها » با دقت و سرعت و تمرکز درس نمی خواند و از کتابهای غیر مرتبط با کنکور پرهیز نمی کند ، زیرا او « کنکور » و « فرصت اندک » آن را در پیش روی خود حتی بیش از والدین و معلمین خود ، « باور » دارد. امیدوارم خداوند متعال ما و شما و تمام مردم جهان را از خواب غفلت و جهالت و لجاجت برهاند و به عقلانیت و بصیرت و معرفت و یقین به آخرت برساند. إن شاء الله تعالی