دعا - جلسه 4



بسمه تعالی

تدبر در دعا استاد غفرانی

جلسه 4- 31/04/1394

آیا حضرت یعقوب علیه السلام برای دیدار حضرت یوسف علیه السلام ((دعا)) نکرد ؟؟؟

آیا حضرت یوسف علیه السلام برای رهایی خود از زندان ((دعا)) نکرد ؟؟؟

آیا مادرمان حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها هر شب تا سحر برای نجات  مردم از ظلمات ،غفلت و جهالت و فهم امامت و ولایت ((دعا)) نمی فرمود ؟؟؟

آیا حضرت مهدی عجل الله تعالی برای رفع غیبت و ظهور حق دعا نمی کنند ؟؟؟

این حضرات نازنین و عزیز دنبال چه(( اجابتی )) بودند ؟؟؟

امام حسین علیه السلام در دعای عرفه دنبال چه (( اجابتی )) بودند ؟؟؟

تمام مسلمانان در نمازهای روزانه و شبانه ی خود با گفتن ((اهدنا الصراط المستقیم )) دنبال چه نوع ((اجابتی)) هستند ؟؟؟

سوال :

اجابت یعنی چه ؟؟؟

( 8 / انفال / 24 ) 

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يحُْيِيكُمْ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ يحَُولُ بَينْ‏َ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تحُْشَرُونَ(24)

اى اهل ايمان! هنگامى كه خدا و پيامبرش شما را به حقايقى كه به شما [حيات معنوى و] زندگى [واقعى‏] مى‏بخشد، دعوت مى‏كنند اجابت كنيد، و بدانيد كه خدا ميان آدمى و دلش حايل و مانع مى‏شود [تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد] و مسلماً همه شما به سوى او گردآورى خواهيد شد. (24)

( 21 / انبیاء / 87 )

وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى‏ فىِ الظُّلُمَتِ أَن لَّا إِلَاهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنىّ‏ِ كُنتُ مِنَ الظَّلِمِينَ(87)

و صاحب ماهى [حضرت يونس‏] را [ياد كن‏] زمانى كه خشمناك [از ميان قومش‏] رفت و گمان كرد كه ما [زندگى را] بر او تنگ نخواهيم گرفت، پس در تاريكى‏ها [ى شب، زير آب، و دل ماهى‏] ندا داد كه: معبودى جز تو نيست تو از هر عيب و نقصى منزّهى، همانا من از ستمكارانم. (87)

((مفتاح اول )) :

الهی اعوذ بک من علم لا ینفع

سوال :

کدام علم لا ینفع است ؟؟؟

وقتی افراد یقین دارند که در یخچال منزلشان آب خنک هست و قتی می دانند که در شیر آب منزلشان آب هست و یا وقتی کنار رودخانه آب را می بینند حتی کودکانه با آب ، بازی  هم می کنند .

اگر آنها تشنه  نباشند یقین و دانایی و دیدن و بازی در استفاده و بهره بردن در استفاده از آب ، هیچ فایده ای برایشان ندارد ؛ و لذا دستی به سوی آن دراز نمی کنند . امّا اگر همان افراد تشنه باشند ، دیگر حتی به : دانایی و یقین و دیدنِ آب هم نیازی ندارند ، بلکه ... به هر احتمالی هم توجه کردند و برای یافتنِ آب مثل حضرت هاجر مشتاقانه ((سعی)) می کنند و انواع ابتکار را هم از خود بروز می دهند .

دینداری مردم جهان هم همینطور است زیرا آنها با فطرتشان یقین دارند که : آسمان و زمین و تمام خلائق ((خالق)) دارد و همه ی آنها وجود خدا را می فهمند و غالب مردم جهان ، ((می دانند )) که ((حسابرسی و جهنمی ))  هم هست......

( 29 / عنکبوت / 61 )

وَ لَئنِ سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنىَ‏ يُؤْفَكُونَ(61)

اگر از آنان [كه شرك مى‏ورزند] بپرسى: چه كسى آسمان‏ها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را رام و مسخّر كرده؟ بى‏ترديد خواهند گفت: خدا. پس چگونه [از حق به باطل‏] منحرف مى‏شوند؟! (61)

 ( 31 / لقمان / 61 )

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تجَْرِى فىِ الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيرُِيَكمُ مِّنْ ءَايَاتِهِ إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََيَاتٍ لِّكلُ‏ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ(31)

آيا ندانسته‏اى كه كشتى‏ها به سبب نعمت هاى خدا [چون باد، هوا و ديگر عوامل‏] در دريا روانند تا خدا برخى از نشانه‏هاى قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بى‏ترديد در اين [واقعيت‏] براى هر شكيباى سپاس گزارى نشانه‏هايى [از توحيد، قدرت و ربوبيت خدا] ست. (31)

 ( 29 / عنکبوت / 63 )

وَ لَئنِ سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثرَُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ(63)

و اگر از آنان بپرسى: چه كسى از آسمان آبى نازل كرد و به وسيله آن زمين را پس از مردگى‏اش زنده ساخت؟ بى‏ترديد خواهند گفت: خدا. بگو: همه ستايش‏ها ويژه خداست [و مشركان دور از حقيقت‏اند]، بلكه بيشترشان تعقّل نمى‏كنند. (63)

پس تمام مردم به شکل های مختلف ((معجزات و قدرت )) خداوند را شنیده و دیده اند و ((می بینند )) و در نماز و عبادت ها و گرفتاری هایشان با او صحبت می کنند

 ( 29 / عنکبوت / 65 )

فَإِذَا رَكِبُواْ فىِ الْفُلْكِ دَعَوُاْ اللَّهَ مخُْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نجََّئهُمْ إِلىَ الْبرَِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ(65)

[مشركان تا در امنيت و آسايشند، بر آيين شرك تعصّب دارند،] پس زمانى كه در كشتى سوار مى‏شوند [و در وسط دريا امواج خطرناك آنان را محاصره مى‏كند] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هرگونه شركى‏] خالص مى‏كنند، مى‏خوانند، و چون به سوى خشكى مى‏رهاندشان به ناگاه به آيين شرك روى مى‏آورند، (65)

این شناخت فطری  تا جایی که تقریبا هیچ یک از مردم جهان ((منکرِ خدا و آخرت و جهنم نیست )) .........

اما چرا غالب مردم جهان با این همه علم و یقین و عبادت و صحبت ، خود را ((محتاج و تشنه ی لقاء الهی )) و مکلف به اطاعت از او نمی بینند ؟؟؟

چرا با این همه کشش فطری و شناخت عقلی و با اینهمه نیازهای متنوع و عمیق دائمی ، چرا اکثر مردم جهان ((مشرک )) و غالب آنها به غفلت و کفر ، نفاق ، فسق ، فجور ، فساد ، ریا ، ربا ، ظلم ، دروغ و گناه و رذائل آلوده اند ؟؟؟

چرا غالب مردم جهان از خدا شرم نمی کنند ؟؟؟

چرا به تورات و انجیل و قرآن عمل نمی کنند ؟؟؟

 چرا از ((جهنم)) نمی ترسند ؟؟؟

و چرا از خدا ((طلبکارند)) ؟؟؟

و چرا به خالقشان ((توهین)) هم می کنند ؟؟؟

( آل عمران / 181 )

لَّقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نحَْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَ قَتْلَهُمُ الْأَنبِيَاءَ بِغَيرِْ حَقٍ‏ّ وَ نَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ(181)

قطعاً خدا سخن كسانى را كه گفتند: «خدا نيازمند است و ما بى‏نيازيم»، شنيد. به زودى آنچه را گفتند، و [نيز] كشتن پيامبران را به ناحق [در پرونده اعمالشان‏] مى‏نويسيم، و [روز قيامت‏] گوييم: عذاب سوزان را بچشيد. (181)

 (عنکبوت / 68 )

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى‏ عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقّ‏ِ لَمَّا جَاءَهُ أَ لَيْسَ فىِ جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَفِرِينَ(68)

و كيست ستمكارتر از كسى كه دروغى را بر خدا ببندد [كه خدا بتان را شريك خود گرفته؟] يا حق را زمانى كه به سويش آمد تكذيب كند؟ آيا در دوزخ جايگاهى براى كافران نيست؟ (68)

 

از منظر قرآن مشخصه ی مهم افراد از خود غافل و بی ایمان ، ((تکبّر )) در عبادت و دعا است : (سوره ی مبارکه غافر آیات 59 و 60 )

إِنَّ السَّاعَةَ لاََتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَ لَاكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ(59)

وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونىِ أَسْتَجِبْ لَكمُ‏ْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتىِ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ(60)

يقيناً قيامت آمدنى است، هيچ ترديدى در آن نيست، ولى بيشتر مردم [به سبب تكبّر و غرور] ايمان نمى‏آورند. (59)

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم، آنان كه از عبادت من تكبّر ورزند، به زودى خوار و رسوا به دوزخ درآيند. (60)

( دعای 45 صحیفه سجادیه)

سوال :

چرا (( ترکِ دعا )) ((استکبارا)) است ؟؟؟

زیرا چنین فردی ، ((منکرِ آزمایش الهی )) شده و نگاهش به آسمانی نیست و ((خدا )) برایش مشکل گشا و کمال مطلق و ((معشوق)) نیست .

سوال:

تنها راه نجات انسان ؟؟؟

اینست که انسان با خود شناسی عاقلانه و عالمانه ، ((فقر ذاتی )) و ((غُربت)) خود را بفهمد تا مانند ((ماهی از آب بیرون افتاده )) تمام تلاش های خود را فقط و فقط برای ((قُربت)) به آن ((غنی ، حیّ ،  قیوم )) ابراز و به ریسمان ((دعا)) بیاویزد و بگوید :

اللهم سدَّ فقرنا بِغناک     ای خدا با غنای خود فقر ما را مسدود کن

پس به اندازه ی فقر و اضطرار و دعای انسان به او نعمت می دهند :

( فرقان / 77 )

قُلْ مَا يَعْبَؤُاْ بِكمُ‏ْ رَبىّ‏ِ لَوْ لَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامَا(77)

بگو: اگر دعايتان نباشد پروردگارم به شما ارجى ننهد، پس شما [كه قاطعانه آيات خدا و پيامبرش را] تكذيب كرديد و به زودى [كيفر اين تكذيب براى هميشه‏] ملازم [شما] خواهد بود. (77)

زیرا انسان به اندازه ی ((افتقار و اضطرار )) خود به احتمالات عقلانیش احترام می گذارد و به دنبال آن حرکت می کند او به خاطر تشنگی حتی در فضا دنبال آبی می رود که فقط ((احتمالش)) را می دهد در حالی که شاید کمترین ((یقینی)) هم نداشته باشد .

پس دعا : وَ اَمرَک اَن تَساَلهُ لِیُعطیک   ((دعا ، فرمان الهی است ))   ( نامه ی 31 نهج البلاغه )

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «الدعا مُخُ العباده »      -  « الدعا هو العباده»

دعا ابرازی از جنس : ناله و تضرع و مغازله است میانِ مخلوق و خالق و عاشق و معشوق است .

بنابراین از منظر قرآن ، (( تمام حوادث)) ، بهانه هایی هستند برای ناله و تضرع و مغازله میان مخلوق  و خالق : (بقره / 155 )

وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِِينَ(155)

و بى‏ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات [نباتى يا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند] آزمايش مى‏كنيم. و صبركنندگان را بشارت ده. (155)

 ( انعام / 42 )

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلىَ أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَاءِ وَ الضرََّّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضرََّعُونَ(42)

و بى‏ترديد ما به سوى امت‏هايى كه پيش از تو بودند [پيامبرانى‏] فرستاديم؛ پس آنان را [هنگامى كه با پيامبران به مخالفت و دشمنى برخاستند] به تهيدستى و سختى و رنج و بيمارى دچار كرديم، باشد كه [در پيشگاه ما] فروتنى و زارى كنند. (42)

 ( انعام / 43 )

فَلَوْ لَا إِذْ جَاءَهُم بَأْسُنَا تَضرََّعُواْ وَ لَاكِن قَسَتْ قُلُوبهُُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَنُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ(43)

پس چرا هنگامى كه عذاب ما به آنان رسيد، فروتنى و زارى نكردند؟ بلكه دل‏هايشان سخت شد و شيطان، اعمال ناپسندى كه همواره مرتكب مى‏شدند در نظرشان آراست. (43)

( اعراف / 94 )

وَ مَا أَرْسَلْنَا فىِ قَرْيَةٍ مِّن نَّبىِ‏ٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ(94)

هيچ پيامبرى را در شهرى نفرستاديم مگر آنكه اهلش را [پس از تكذيب آن پيامبر] به تهيدستى و سختى و رنج و بيمارى دچار كرديم، باشد كه [به پيشگاه ما] فروتنى و زارى كنند. (94)

( اعراف / 205 ) 

وَ اذْكُر رَّبَّكَ فىِ نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الاَْصَالِ وَ لَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ(205)

و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روى فروتنى و زارى و بيم و ترس به صدايى آرام وآهسته ياد كن و [نسبت به ذكر خدا] از بى‏خبران مباش. (205)

( بقره / 156 و 157 )

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ(156)

أُوْلَئكَ عَلَيهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(157)

همان كسانى كه چون بلا و آسيبى به آنان رسد گويند: ما مملوك خداييم و يقيناً به سوى او بازمى‏گرديم. (156)

آنانند كه درودها و رحمتى از سوى پروردگارشان بر آنان است و آنانند كه هدايت يافته‏اند. (157)

اضطرار : ((نا امیدی از غیرِ خدا ))   (( امیدواری فقط به خدا ))

اضطرار : عاقل شدن و با فطرت متوجه فاطر شدن و توجه فطرت به فاطر یعنی : (( اخلاص ))  و اخلاص نهایت بندگی است

( زمر / 11 )

قُلْ إِنىّ‏ِ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مخُْلِصًا لَّهُ الدِّينَ(11)

بگو: من مأمورم كه خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هر گونه شركى‏] خالص مى‏كنم، بپرستم. (11)

( یونس / 22 و 23 )

هُوَ الَّذِى يُسَيرُِّكمُ‏ْ فىِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ حَتىَّ إِذَا كُنتُمْ فىِ الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بهِِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُواْ بهَِا جَاءَتهَْا رِيحٌ عَاصِفٌ وَ جَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِن كلُ‏ِّ مَكاَنٍ وَ ظَنُّواْ أَنهَُّمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللَّهَ مخُْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئنِ‏ْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَاذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ(22)

فَلَمَّا أَنجَئهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فىِ الْأَرْضِ بِغَيرِْ الْحَقّ‏ِ يَأَيهَُّا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلىَ أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ(23)

او كسى است كه شما را در خشكى و دريا گردش مى‏دهد، تا آن گاه كه در كشتى‏ها باشيد و كشتى‏ها مسافرانش را با بادى ملايم و آرام حركت دهند، و كشتى‏نشينان به آن باد ملايم و آرام شادمان شوند، ناگاه بادى تند و سخت بر آن كشتى وَزَد و از هر طرف موجى سهمگين بر آنان تازد، و يقين كنند كه در محاصره [امواج خطرناك‏] افتاده‏اند [و راهى براى نجات ندارند]، [در آن هنگامه هلاكت بار] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را از هر گونه شركى براى او خالص مى‏كنند، مى‏خوانند كه: اگر ما را از اين [عرصه هلاكت بار] نجات دهى، مسلماً و قطعاً از سپاس گزاران خواهيم شد. (22)

پس هنگامى كه آنان را نجات بخشد، ناگهان در زمين به ناحق تجاوز و سركشى مى‏كنند. اى مردم! تجاوز و سركشى شما فقط به زيان خود شماست؛ [چند روزى محدود از] كالاى زندگى دنيا [بهره مى‏بريد]؛ آن گاه بازگشتتان به سوى ماست؛ پس شما را به اعمالى كه همواره انجام مى‏داديد، آگاه مى‏كنيم. (23)

پس هر مخلوقی یا باید پُر ادّعا باشد یا پُر دعا

 

اللهم عجل لولیک الفرج


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است