فرآیند زندگی از منظر قرآن 2 - جلسه 4



بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه چهارم فرآیند زندگی از منظر قرآن دور دوم

تاریخ : 3/12/94

ظاهرا فرآیند زندگی برای گیاه و حیوان به دلیل غریزی و غیر ارادی بودن ثابت و قابل پیش بینی است .

اما انسان به دلیل مختار بودن او رفتار ثابت و قابل پیش بینی ندارد لذا برای رسیدن به حیات طیبه نیازمند توجه دائمی به " حی قیّوم " است .

(هر چقدر به حیات طیبه برسید به عوالم دیگر قدرت نفوذ بیشتری دارید )

بنابراین فرق فرآیند زندگی حیوانی با فرآیند زندگی انسانی در متوجه و ذاکر بودن و یا غافل و متزلزل بودن است .

زیرا وجه الهی است که باقی است ؛ هر مخلوقی نابودشدنی است .

(آنها که توجه به وجه الهی دارند نابود نمی شوند ، وجه یعنی محل ارتباط ، محل داد و ستد )

 

((26و27 سوره الرحمن))

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿26﴾

هر چه بر [زمين] است فانى‏شونده است (26)

وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿27﴾

و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند (27)

 

آنها که متوجه ربوبیت خدا هستند باقی هستند .

اما اگر عاقلانه و زیبا تمام توجه خود را تسلیم خدا و تسلیم دین و شریعت و تعالیم الهی کنیم از هر هلاک و تزلزلی در امان می مانیم :

 

((سوره لقمان 22))

وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿22﴾

و هر كس خود را در حالى كه نيكوكار باشد تسليم خدا كند قطعا در ريسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام كارها به سوى خداست (22)

هر عاقلی که زیبا وجه و توجه خود را تسلیم می کند به سمت خدا در مِسک می رود و در عروه الوثقایی که هیچ تزلزلی در آن نیست در این مِسک

بنابراین حضرت ابراهیم صلوات الله با توجه ثابت و مبرا از شرک امر عقلانی و فطری خود را چنین لبیک گفت :

 

((سوره انعام 79))

إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿79﴾

من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم (79)

زیرا توجه به فطرت و ابراز نفرت از شرک همان بندگی خدا و نشانه ی مُتدیّن بودن است :

 

((104 و 105 سوره یونس))

قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿104﴾

بگو اى مردم اگر در دين من ترديد داريد پس [بدانيد كه من] كسانى را كه به جاى خدا مى‏پرستيد نمى‏پرستم بلكه خدايى را مى‏پرستم كه جان شما را مى‏ستاند و دستور يافته‏ام كه از مؤمنان باشم (104)

 

وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿105﴾

و [به من دستور داده شده است] كه به دين حنيف روى آور و زنهار از مشركان مباش (105)

جالب اینکه توجه انسان با استشمام عطر امامت بصیر می شود :

 

((93 تا 96 سوره یوسف ))

اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿93﴾

اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر چهره پدرم بيفكنيد [تا] بينا شود و همه كسان خود را نزد من آوريد (93)

وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُونِ ﴿94﴾

و چون كاروان رهسپار شد پدرشان گفت اگر مرا به كم‏خردى نسبت ندهيد بوى يوسف را مى‏شنوم (94)

قَالُواْ تَاللّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلاَلِكَ الْقَدِيمِ ﴿95﴾

گفتند به خدا سوگند كه تو سخت در گمراهى ديرين خود هستى (95)

فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿96﴾

پس چون مژده‏رسان آمد آن [پيراهن] را بر چهره او انداخت پس بينا گرديد گفت آيا به شما نگفتم كه بى‏شك من از [عنايت] خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد (96)

پس فرآیند زندگی انسان تابع توجه اوست و از این منظر تمام مردم به دو گروه تقسیم می شوند :

 

گروه اول :

((22تا 24 سوره رعد))

وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ﴿22﴾

و كسانى كه براى طلب خشنودى پروردگارشان شكيبايى كردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزيشان داديم نهان و آشكارا انفاق كردند و بدى را با نيكى مى‏زدايند ايشان راست فرجام خوش سراى باقى (22)

جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ ﴿23﴾

[همان] بهشتهاى عدن كه آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند در آن داخل مى‏شوند و فرشتگان از هر درى بر آنان درمى‏آيند (23)

سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ﴿24﴾

[و به آنان مى‏گويند] درود بر شما به [پاداش] آنچه صبر كرديد راستى چه نيكوست فرجام آن سراى (24)

گروه اول صبورند برای اتیغاء....وجه ربّ خود ( برای وجیه عندالله شدن وجیه نمی شوند ) 2-دائما نماز را اقامه می کنند 3- هر چه خدا به آنها داده دائما انفاق می کنند 4-بدیها را با خوبی پاسخ می دهند اینها بهترین سرانجام را دارند ، جنات مال اینهاست .

 

گروه دوم :

((25 سوره رعد))

وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿25﴾

و كسانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن مى‏شكنند و آنچه را خدا به پيوستن آن فرمان داده مى‏گسلند و در زمين فساد مى‏كنند بر ايشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ايشان راست (25)

 

گروه دوم : عهد خدا را می شکنند عهدی که در فطرت آنهاست و با عقل خود تایید کرده اند و محکم کردند عهد خود را 2- قطع می کنند آنچه خدا امر کرده 3- فساد در زمین می کنند ، آنها بد سرانجامی دارند 

پس آیا آنکه بخاطر غفلت و توجه به غیر خدا مستحق مجازات شده و ناچارا با چهره ی خود گزند عذاب آور روز قیامت را از خودش دفع می کند ( مانند آن است که با توجه به خدا از هر عذابی ایمن شده است ) ؟؟؟

لذا به ظالمین می گویند آنچه را که کسب می کردید بچشید :

((سوره زمر 24 ))

أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿24﴾

پس آيا آن كس كه [به جاى دستها] با چهره خود گزند عذاب را روز قيامت دفع مى‏كند [مانند كسى است كه از عذاب ايمن است] و به ستمگران گفته مى‏شود آنچه را كه دستاوردتان بوده است بچشيد (24)

 

نشانه ی افراد با توجه :

1- افراد مشتاق توجه بی توقع اموالشان را می بخشند تا به وارستگی و رضایت دست پیدا کنند :

((13 تا 21 سوره لیل))

وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَةَ وَالْأُولَى ﴿13﴾

و در حقيقت دنيا و آخرت از آن ماست (13)

فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى ﴿14﴾

پس شما را به آتشى كه زبانه مى‏كشد هشدار دادم (14)

لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ﴿15﴾

جز نگون‏بخت‏تر[ين مردم] در آن درنيايد (15)

الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿16﴾

همان كه تكذيب كرد و رخ برتافت (16)

وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿17﴾

و پاك‏رفتارتر[ين مردم] از آن دور داشته خواهد شد (17)

الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى ﴿18﴾

همان كه مال خود را مى‏دهد [براى آنكه] پاك شود (18)

وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى ﴿19﴾

و هيچ كس را به قصد پاداش‏يافتن نعمت نمى‏بخشد (19)

إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى ﴿20﴾

جز خواستن رضاى پروردگارش كه بسى برتر است [منظورى ندارد] (20)

وَلَسَوْفَ يَرْضَى ﴿21﴾

و قطعا بزودى خشنود خواهد شد (21)

(کسی که با تقواست یعنی مالش را می دهد تا خود را وارسته و هیچ اجری نمیخواهند برای جلب توجه خدا و برای به رضایت رسیدن )

(مال = چیزیکه انسان را متمایل می کند ، کج می کند )

((272 بقره ))

لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ﴿272﴾

هدايت آنان بر عهده تو نيست‏، بلكه خدا هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند، و هر مالى كه انفاق كنيد، به سود خود شماست‏، و(لى‏) جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مكنيد، و هر مالى را كه انفاق كنيد (پاداش آن‏) به طور كامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت‏. (272)

 

2- افراد با توجه در فتنه ها ، توجه خود را از دست نمی دهند :

( فتنه یعنی فضای مه آلود – در مِه غلیظ راه خود را گم نمی کنید )

((11 سوره حج ))

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ﴿11﴾

و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يك حال [و بدون عمل] مى‏پرستد پس اگر خيرى به او برسد بدان اطمينان يابد و چون بلايى بدو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيان ديده است اين است همان زيان آشكار (11)

( خیلی ها خدا را فقط در حرف قبول دارند زیرا وقتی خوبی می رسد خوش هستند ولی وقتی فتنه اصابت می کند رویشان را بر می گردانند ، این بزرگترین خسران آشکار است .)

 

3- افراد متوجه به حیّ قیوم از بشارت دختر دار شدن روسیاه نمی شوند :

(چهره رو به خدا از دیدن آیت خدا نباید روسیاه شود )

((سوره نحل 58 ))

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ﴿58﴾

و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏اش سياه مى‏گردد در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مى‏خورد (58)

 

4- انسان متوجه به حیّ قیوم با دیدن هر نشانه ای موحدانه متذکر می شود :

((21 تا 24 سوره قصص))

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿21﴾

موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش (21)

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ﴿22﴾

و چون به سوى [شهر] مدين رو نهاد [با خود] گفت اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند (22)

وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ ﴿23﴾

و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مى‏دادند و پشت‏سرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مى‏كردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمى‏دهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است (23)

فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ﴿24﴾

پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم (24)

 

5- افراد با توجه در مواجهه با مشکلات ناامید نمی شوند :

((سوره روم 36 و 37 ))

وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ ﴿36﴾

و چون مردم را رحمتى بچشانيم بدان شاد مى‏گردند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است صدمه‏اى به ايشان برسد بناگاه نوميد مى‏شوند (36)

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿37﴾

آيا ندانسته‏اند كه [اين] خداست كه روزى را براى هر كس كه بخواهد فراخ يا تنگ مى‏گرداند قطعا در اين [امر] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند عبرتهاست (37)

اینها از  مُنعم خوشحال نبودند مثل بچه ها از نعمت خوشحال بودند .

 

6- افراد با توجه با صدقه و زکات و انفاق فقط با خدا معامله می کنند و خود را به وارستگی می رسانند :

((سوره روم 38 و 39 ))

فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿38﴾

پس حق خويشاوند و تنگدست و در راه‏مانده را بده اين [انفاق] براى كسانى كه خواهان خشنودى خدايند بهتر است و اينان همان رستگارانند (38)

وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ﴿39﴾

و آنچه [به قصد] ربا مى‏دهيد تا در اموال مردم سود و افزايش بردارد نزد خدا فزونى نمى‏گيرد و[لى] آنچه را از زكات در حالى كه خشنودى خدا را خواستاريد داديد پس آنان همان فزونى‏يافتگانند [و مضاعف مى‏شود] (39)

 

7- انسان با توجه به بی توجهی خود اعتراض می کند :

((سوره ذاریات 29 و 30 ))

فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ ﴿29﴾

و زنش با فريادى [از شگفتى] سر رسيد و بر چهره خود زد و گفت زنى پير نازا [چگونه بزايد] (29)

قَالُوا كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ﴿30﴾

گفتند پروردگارت چنين فرموده است او خود حكيم داناست (30)

 

8- انسان با توجه افراد با توجه را از خودش و از امکاناتش و از دوشش طرد نمی کند :

((سوره انعام 52 ))

وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿52﴾

و كسانى را كه پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مى‏خوانند در حالى كه خشنودى او را مى‏خواهند مران از حساب آنان چيزى بر عهده تو نيست و از حساب تو [نيز] چيزى بر عهده آنان نيست تا ايشان را برانى و از ستمكاران باشى (52)

بنابراین در فرآیند زندگی و در مسیر رشد و نو شدن شخص باید با نگاه و تحلیل موحدانه اش در مواجهه با تمام مشکلات و ناملایمات و در برابر هر زلزله ای مقاوم باشد .

صبر و مقاومت خیلی مهم است .

آیا هر انسانی برای مقاومت آمادگی دارد ؟؟

قطعا آری ، زیرا هر نوزادی در ابتدا وارونه متولد می شود و پس از تولد سیر می خوابد و خیلی زود روی زمین می خزد و در یازده ماهگی می ایستد و در یک سالگی خودشان راه می افتند و بعد می دود و بعد لی لی می کنند و بعد لی لی می کنند و بعد با دوستانش مسابقه تنه زدن بازی می کنند و....

پس او می فهمد که اگر با تنه زدن یا تنه خوردن تعادل را از دست بدهد می سوزد .

پس تمام کودکان فطرتا می فهمند که روی پای خود ایستادن و حفظ تعادل شرط فرآیند زندگی است .

پس فرآیند زندگی تابع فهم درست ما از امانتهای الهی و مقاومت عاقلانه ما در برابر مُشکلات و ((ت – ت – ت – ت – ت – ت )) است .

(تهدید – تطمیع – تحریم – توهین – تحقیر – تمسخر)

اللهم عجل لولیک الفرج 


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است