مشاوره - جلسه 7



بسمه تعالی

مشاوره دکتر غفرانی

 

جلسه هفتم:

(شیوه های راهنمایی)

طبق اصل اول ، یعنی اختیار انسان، وراثت اجباری در زندگی انسان ندارد

(آیات 80 و 81 کهف)

و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسيديم [مبادا] آن دو را به طغيان و كفر بكشد (۸۰)

 

وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا ﴿۸۰﴾

پس خواستيم كه پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از او عوض دهد (۸۱)

 

فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿۸۱﴾

     
 

 

و محیط هم هیچ اجباری در زندگی انسان ندارد.

اصل دوم زندگی، باور اینکه خدا هرلحظه مرا امتحان می کند(فتنه سالی دوبار است ولی ابتلاء دائمی است.) پس تمامی افراد و اشیاء و حالات و حوادث بهانه هایی  برای روشن شدن بهشت و جهنم انسان هستند.

نمونه ای از ایمان مثبت:

پس هیچ چیز از علم خدا پنهان نیست. لازمه هدایت این است که باور کنی هر لحظه در حال امتحانی.

یک نمونه ایمان غلط:

( بقره 93)

و آنگاه كه از شما پيمان محكم گرفتيم و [كوه] طور را بر فراز شما برافراشتيم [و گفتيم] آنچه را به شما داده‏ايم به جد و جهد بگيريد و [به دستورهاى آن] گوش فرا دهيد گفتند شنيديم و نافرمانى كرديم و بر اثر كفرشان [مهر] گوساله در دلشان سرشته شد بگو اگر مؤمنيد [بدانيد كه] ايمانتان شما را به بد چيزى وامى‏دارد (۹۳)

 

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُمْ مُّؤْمِنِينَ ﴿۹۳﴾

     
 

 

گفتند ما شنیدیم و نافرمانی کردیم آنها گوساله نوشیدند- بگو چقدر ایمان شما به شما فرمان می دهد. بگو اگر مومنید بدانید که ایمانتان شما را به چیزی وا   می دارد؟ (یأ مرکم به ایمانکم..)

طبق اصل سوم، کارنامه و سرنوشت هر فردی فقط تابع نیت، گفتار، رفتار، اخلاق خود او است. پس انسان عاقل فقط و فقط باید دائماً مراقب خودش باشد.

اصل چهارم: یعنی خدا روزگار، همسر و مردم هرگز به انسان ظلم نمی کنند (به نور، نعمت، رحمت، لطف، محبت، علم، معرفت، تجربه، حق پشت کنید به خود ظلم می کنید.)

بقره/57

و بر شما ابر را سايه‏گستر كرديم و بر شما گزانگبين و بلدرچين فرو فرستاديم [و گفتيم] از خوراكيهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم بخوريد و[لى آنان] بر ما ستم نكردند بلكه بر خويشتن ستم روا مى‏داشتند (۵۷)

 

وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۵۷﴾

     
 

 

غمگین شدید ( غمام یعنی ابر) ابری بر شما سایه افکندیم اما آنها به خودشان ظلم کردند.

سوره یونس آیه 44:

خدا به هيچ وجه به مردم ستم نمى‏كند ليكن مردم خود بر خويشتن ستم مى‏كنند (۴۴)

 

إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۴۴﴾

     
 

 

مردم خودشان به خودشان ظلم می کنند.

اصل پنجم زندگی:

عقل تنها وجه مشترک میان مردم است که منطقی بودن یا نبودن، همین ادعا را تشخیص می دهد.

اصل ششم:

هر انسانی باید در شرایط مختلف زندگی باید تعادل خودش را حفظ کند تا نسوزد.

حوادث رحمت هستند و چون برای خود می دیدند نعمت است.

هضم رحمت است ولی نعمت نیست برای منافقین جهنم بشارت است زیرا برای آنها نعمت است.

اگر حوادث را بفهمید برای شماست نعمت می شود. حوادث منفی نیست. همیشه مثبت است.

خوف : روان ما

جوع: شکم ما

نقص: وجه بیرونی ما که اهتباری

مصیبت: رخداد-حادثه- رویداد چه اجتماعی چه سیاسی

انسان عاقل و مؤمن شکست را فقط در غفلت و قصور و تقصیر از تکالیف عقلی و شرعی و پیروزی را فقط در انجام عاشقانه تکالیف عقلی و شرعی و بندگی خالق خود می داند. او کسی است که خدا را وکیل خود بداند و به نتیجه رسیدن از خوف درونی و حزن بیرونی.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است