مشاوره جلسه 3



بسمه تعالی

جلسه مشاوره دکتر غفرانی

جلسه سوم 

اصول و مبانی زندگی:

اصل اول:

آیا من مجبورم یا مختارم؟

انسان قطعاً مختار است.

معنی:

هر انسانی می فهمدد که در انجام بسیاری از امور، توانایی انجام یا ترک آنها را دارد و این را هیچ انسان سالمی انکار نمی کند. لذا زندگی او با اعمال او گره خورده و سرنوشت او تابع انتخاب های اوست.

لذا در طول تاریخ و در هر کشوری مجرمان را در دادگاه محاکمه می کنند و نیکوکاران را در کلام و کتاب می ستایند. این پاداش و مجازات بدون قبول اختیار، امکان ندارد. لذا مردم در مختار بودن خود شکی ندارند.

چرا؟

زیرا اولین و سالم ترین مخلوق خدا و نزدیک ترین پیامبر الهی برای هر انسانی عقل اوست. پس مختاریم یعنی عقل داریم.

زیرا خداوند در حدیث قدسی می فرماید:

اثیب بالعقول، فاعاقب بالعقول: ثواب می دهم به خاطر عقل و عقاب می کنم به خاطر عقل.

(حدیث قدسی بعد از زمان امام رضا به ما رسیده به خاطر اینکه بعد از آن زمان اجازه شنیدن پیدا کرده ایم.}

زیرا از منظر قرآن، ریشه همه پلیدی ها و رذالت ها رجوع نکردن به عقل است:

آیه 100 سوره یونس

و هيچ كس را نرسد كه جز به اذن خدا ايمان بياورد و [خدا] بر كسانى كه نمى انديشند پليدى را قرار مى‏دهد (۱۰۰)

 

وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿۱۰۰﴾

     
 

 

زیرا قرآن شرورترین جنبنده را فرد کر و لالی می داند که به عقل خود رجوع نمی کند:

22 انفال

طعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى‏اند كه نمى‏انديشند (۲۲)

 

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿۲۲﴾

     
 

 

(حرف= قول، بیان کردن)

(تصمیم= یعنی حاضر نیستم حرف جدیدی بشنوم. از "صُم : خود را به کری زدن" می آید.)

زیرا قرآن عامل اصلی همه انحرافات و اختلافات بشر را مبنا قرار ندادن اصول عقلانی میداند:

آیه 14 سوره حشر

آنان به صورت] دسته جمعى جز در قريه‏هايى كه داراى استحكاماتند يا از پشت ديوارها با شما نخواهند جنگيد جنگشان ميان خودشان سخت است آنان را متحد مى‏پندارى و[لى] دلهايشان پراكنده است زيرا آنان مردمانى‏اند كه نمى‏انديشند (۱۴)

 

لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ ﴿۱۴﴾

     
 

 

معنی آیه :

ظاهراً با هم هستند، از درون پراکنده هستند و همدل نیستند زیرا اهل تعقل نیستند.

قرآن علت اصلی تمسخر نماز و توهین به معنویات را هم مراجعه نکردن به مبانی عقلی می نامد:

آیه 58 سوره مائده

و هنگامى كه [به وسيله اذان مردم را] به نماز مى‏خوانيد آن را به مسخره و بازى مى‏گيرند زيرا آنان مردمى‏اند كه نمى‏انديشند (۵۸)

 

وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ ﴿۵۸﴾

     
 

 

زیرا به فرموده قرآن، روز قیامت همه محکومان به جهنم برای استماع و تعقل نداشتن شان، تأسف می خورند:

آیات 8 الی 10 سوره ملک

زديك است كه از خشم شكافته شود هر بار كه گروهى در آن افكنده شوند نگاهبانان آن از ايشان پرسند مگر شما را هشدار دهنده‏اى نيامد (۸)

 

تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ﴿۸﴾

گويند چرا هشدار دهنده‏اى به سوى ما آمد و[لى] تكذيب كرديم و گفتيم خدا چيزى فرو نفرستاده است‏شما جز در گمراهى بزرگ نيستيد (۹)

 

قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ ﴿۹﴾

و گويند اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقل كرده بوديم در [ميان] دوزخيان نبوديم (۱۰)

 

وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿۱۰﴾

     
 

 

عقل 75 سرباز دارد. با تفکر و تأمل و سپاهیان عقل، هر چیزی را تحلیل    می کنیم و زشت و زیبا، بد و خوب و باطل و حق و خیر و شر، نقص و کمال را تفکیک و با مشخص کردن تکلیف انسان، او را به کمال و حق و خیر هدایت می کند.

از عقل متصل به عقل منفصل، هدایت می شویم.

پرسش اول:

"اگر تمام مردم، مختار بودنشان را باور دارند و شکی در آن ندارند. پس مشکل کجاست؟"

اولاً که آنها به خاطر توقف در طفولیت، از مسئولیت و تکلیف و محدودیت گریزان هستند.

طفل، محبوب و معشوق ندارد پس شوق ندارد.

ثانیاً آنها به خاطر 1- خودخواهی و 2- جهالت همسر و فرزند و مردم را مطیع می پسندند و عملاً آنها را صاحب اختیار نمی دانند.

پرسش دوم:

"اینکه هر انسان سالمی مختار است چه پیام هایی دارد؟"

  1. پس آینده افراد قابل پیش بینی نیست.
  2. پس همه افراد بشر در داشتن عقل مشترکند اما در تعقل مشترک نیستند.

عقل آن ای است که انسان را به خدا می چسباند و خوبی و بدی رامی تواند تشخیص دهد.

  1. پس هر فردی باید تکلیف خودش را در هر شرایطی خودش بفهمد.(در اسلام ارشاد داریم، ولی نمی شود خود را تحمیل کرد. می توانیم کمک کنیم به افراد تا تشخیص دهند. به عبارتی به او معرفت دهیم، تذکر دهیم، ارشاد کنیم ولی نمی توانیم تحمیل کنیم.)
  2. بهترین کمک به دیگران خودداری از دخالت در تشخیص آنها و تشویق و دعوت آنها  رجوع به عقل خودشان است.

بخش دوم : رفع درگیری

اولین تلاش برای رفع درگیری کمک به تفکیک مسائل

ازدواج موفق:

یعنی وفق داشته باشید.

ازدواج موفق ازدواجی است که من شکوفا شوم و کاری به همسرم نداشته باشم. من وظیفه ام را انجام دهم. این خود دوستی است. عقلانیت  انسان است.

دومین تلاش برای رفع درگیری:

تغییر نگاه

اللهم عجل لولیک الفرج

 

برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است