مشاوره - جلسه 2



بسمه تعالی

جلسه مشاوره دکتر غفرانی

جلسه دوم  - 9/11/93

نقش اختلاف در خانواده

1-نقش اول :

 برای آزمایش :

انعام165

و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است (۱۶۵)

 

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۶۵﴾

 

 

در دعای امام زمان اللهم ارزقنا ...... نقش ها را متوجه می شویم

2- نقش دوم :

امکان تسخیر یکدیگر ، استخدام یکدیگر  :

زخرف 32

آيا آنانند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مى‏كنند ما [وسايل] معاش آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرده‏ايم و برخى از آنان را از [نظر] درجات بالاتر از بعضى [ديگر] قرار داده‏ايم تا بعضى از آنها بعضى [ديگر] را در خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏اندوزند بهتر است (۳۲)

 

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿۳۲﴾

     
 

 

کسیکه در خدمت دیگری است بالاتر است

3- نقش سوم :

برای نظم در جهان

ال عمران 190

مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏هايى [قانع كننده] است (۱۹۰)

 

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ ﴿۱۹۰﴾

     
 

 

آیه یعنی معجزه ،حجت 70 بار در قرآن ذکر شده است آیه بینه است کارش روشن کردن است .

برای هدایت و تحول سه چیز لازم داریم : سمع – بصر – فواد

4- نقش چهارم

زیبایی در جهان

بنابراین وجود هر مخلوقی آیت الهی و الزامی است.

و هیچ مخلوقی اضافی و زیادی و بیهوده نیست

و هر مخلوقی واجب الوجود بالغیر است .

آیا اختلاف عامل در گیری هست ؟

ملائکه تنوع دارند و اختلافی با خود و دیگران ندارند ، پس نباید عامل درگیری شود

2- عوامل درگیری :

1- مادی بودن اولین عامل درگیری است

مادی بودن ریشه اصلی هر گونه عداوت و اصطکاک و تقابل و تضاد وتنازع و تزاحم و تجاوز و درگیری میان افراد بشر و میان جن و انس است .

مادیات اصطکاک دارند ، غیر مادی ها اصطکاک ندارند

عداوت : دشمنی که سهمی نمی برد مثل شیطان

خصومت : دشمنی که سهمی هم میبرد

چون مادیات محسوس هستند حواس و هوس می آورد

آفت : هر چیزی که مانع رشد باعث عداوت می شود طبیعت او حس است آگاهانه نیست

آنها به خاطر محدودیتهای کمی و کیفی در خود شناسی و خود باوری و ابراز توانایی ها و رفع نیازهای غریزی و فطری و فرار از گرما ، سرما ، باران ، آتش و بیماری و حوادث و تمایل به دوام راحتی و سلامت و حیات خود و غفلت از آزمایش و حکیمانه بودن حوادث با هم درگیر می شوند . تا جایی که می گویند زندگی جنگ است و دیگر هیچ  .

(امتحان کردن یعنی مورد لطف قرار گرفتن پس باید شکر کنیم

امتحانات وسیله ای برای شکوفایی ما – و فلق ما ، نهایت فلق ، بعثت است . بعثت یعنی انسان کامل را شده اید و بالاتر از بعثت ، کوثریت است یعنی فوران داشتن )

2- منیّت : دومین عامل درگیری

نفسانیت یا منیت یا ذهنیت یا خود خواهی و خود محوری و جهل و جهالت و ظاهربینی افراد بشر را به = مقایسه ، غفلت ، حرص، غرور ، تکبر ، تکاثر، رقابت ، حسادت ، خشونت ، ظلم ، عداوت ، خصومت ، سلطه پذیری ، سلطه گری ، غلبه خود و دیگران می کشاند :

 بقره 213

مردم امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم‏دهنده برانگيخت و با آنان كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند (۲۱۳)

 

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۲۱۳﴾

     
 

 

یعنی خودخواهی باعث اختلاف شد ، خدا هر که را بخواهد خودش هدایت شود را هدایت می کند .

مردم یا قاسطین هستند یا مقسطین

قاسطین یعنی خود محور هستند مقسطین یعنی خدا محوری

قاسط خود را در برابر خدا مطرح می کند

بقره  113

و يهوديان گفتند ترسايان بر حق نيستند و ترسايان گفتند يهوديان بر حق نيستند با آنكه آنان كتاب [آسمانى] را مى‏خوانند افراد نادان نيز [سخنى] همانند گفته ايشان گفتند پس خداوند روز رستاخيز در آنچه با هم اختلاف مى‏كردند ميان آنان داورى خواهد كرد (۱۱۳)

 

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿۱۱۳﴾

     
 

 

آنها که به علمشان رجوع نمی کنند خدا حکم می کند بین آنها در قیامت که البته با مواجهه با عقل آلان باید توجه کنیم ، بفهمیم

اولین بیماری هر انسانی بعد از تولدش پیدایش توهم "من" در ذهن اوست . که او را از خالقش و مخلوقیتش غافل می کند و امنت بودن را نمی فهمد

بجای "من" می توان از کلمه مالکیت استفاده کرد

لذا خداوند دائما اورا با هرچیزی می آزماید :

 انسان ایه 2 و 3

ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم و او را مى‏آزماييم بدين جهت او را شنوا و بينا قرار داديم (۲)

 

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿۲﴾

ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس (۳)

 

إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿۳﴾

     
 

 

دائما او را مبتلا می کنیم ، تا معلوم شود که آیا خالقش را عاقلانه و با رفتار عاشقانه تصدیق می کند :

 واقعه 56

اين است پذيرايى آنان در روز جزا (۵۶)

 

هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ ﴿۵۶﴾

     
 

 

این منیت وهمی کاذب و خیالی باعث می شود تا انسان به بدن و توانایی ها و امکانات و افراد و اشیائی که نزد او امانت هستند          " تعلق، وابستگی ، دلبستگی " پیدا کند و مال خود پندارد لذا با هر اتفاقی برای هر یک از متعلقاتش آمپر اضطراب یا شادی او تغییر می کند و با اضافه شدن به تعلقاتش خوشحال ، مسرور ، مغرور و متکبر و با کم یا جدا شدن یا آسیب دیدن آنها،عصبانی ، گستاخ ، غمگین و افسرده می شود .

((انسان اُنس می ورزد ، علاقه ندارد ))

گرفتن اسباب بازی از کودک چگونه او را به داد و فریاد و گریه وادار می کند و پا به زمین می کوبد ما هم با از دست دادن هر یک از متعلقات خود انگار که جانش می رود .

فجر 15 و 16

ما انسان هنگامى كه پروردگارش وى را مى‏آزمايد و عزيزش مى‏دارد و نعمت فراوان به او مى‏دهد مى‏گويد پروردگارم مرا گرامى داشته است (۱۵)

 

فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ﴿۱۵﴾

و اما چون وى را مى‏آزمايد و روزى‏اش را بر او تنگ مى‏گرداند مى‏گويد پروردگارم مرا خوار كرده است (۱۶)

 

وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ ﴿۱۶﴾

     
 

 

وقتی خدا می خواهد امتحان کند میگوید مرا گرامی داشت و وقتی او مبتلا شد می گوید خدای من مرا اهانت کرد

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است