مشاوره - جلسه 1



بسمه تعالی

جلسه مشاوره دکتر غفرانی

جلسه اول

 

عامل اختلاف :بخش اول مبانی

عوامل اختلاف

1- محدودیت : همه مخلوقات با آنکه وجوه مشترک و شباهت فراوانی با هم دارند اما هر مخلوقی از نظر مرتبه وجودی – قدر – قابلیت – استعداد – نیاز و تکلیف منحصر به فرد هستند

پس هیچ زن و مردی و هیچ یک از مخلوقات با هم یکسان نیستند

و ماهیت آنها محدود است بنابراین اختلاف میان مردم و مخلوقات طبیعی و لازمه زیبایی آفرینش است

(پس اختلاف امتی رحمه است )

حجر ایه 21

و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‏هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‏اى معين فرو نمى‏فرستيم (۲۱)

 

وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿۲۱﴾

     

 

قمر ایه 49

ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريده‏ايم (۴۹)

 

إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿۴۹﴾

     

 

رعد ایه 8

خدا مى‏داند آنچه را كه هر ماده‏اى [در رحم] بار مى‏گيرد و [نيز] آنچه را كه رحمها مى‏كاهند و آنچه را مى‏افزايند و هر چيزى نزد او اندازه‏اى دارد (۸)

 

اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ﴿۸﴾

     

 

طلاق ایه 3

و از جايى كه حسابش را نمى‏كند به او روزى مى‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏خدا فرمانش را به انجام‏رساننده است به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‏اى مقرر كرده است (۳)

 

 

وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴿۳﴾

     

قدر یعنی اندازه یعنی گلیم

حد از قدر بزرگتر است

چون محدود اند قدرشان خاص است ، ریشه مشکلات این است

قدر: استعداد- قابلیت- لیاقت

تنها نیاز هر مخلوقی ابراز است ، ریشه مشکلات این است

شما باید ابراز کنید و به دنبال کسب نباشید ، هر چیز بهانه ابراز است

ازدواج بهانه برای شکوفایی است بچه دار شدن بهانه شکوفایی استعداد مادرانه است

چیزی در عالم بی قدر نیست ،بزرگترین دروغ ای است که بچه لوح سفید است

2- تبعیض : دومین عامل اختلاف کفر یعنی قدر ار نبینید

یکتمون ما اتاهم الله بخل است – خدا قدر داده به حساب خودت نگذار

یعنی علم و مرتبه پیامبران الهی یکسان نیست  :

 

بقره 253

برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عيسى پسر مريم دلايل آشكار داديم و او را به وسيله روح القدس تاييد كرديم و اگر خدا مى‏خواست كسانى كه پس از آنان بودند بعد از آن [همه] دلايل روشن كه برايشان آمد به كشتار يكديگر نمى‏پرداختند ولى با هم اختلاف كردند پس بعضى از آنان كسانى بودند كه ايمان آوردند و بعضى از آنان كسانى بودند كه كفر ورزيدند و اگر خدا مى‏خواست با يكديگر جنگ نمى‏كردند ولى خداوند آنچه را مى‏خواهد انجام مى‏دهد (۲۵۳)

 

تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿۲۵۳﴾

     

 

 

اسرا 55

و پروردگار تو به هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است داناتر است و در حقيقت بعضى از انبيا را بر بعضى برترى بخشيديم و به داوود زبور داديم (۵۵)

 

وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ﴿۵۵﴾

     

 

هم رسل و هم انبیا با هم فرق دارند

فضایل مردم هم با هم برابر نیست (البته مسئولیت آنها هم با هم برابر نیست)

نساء55

 

پس برخى از آنان به وى ايمان آوردند و برخى از ايشان از او روى برتافتند و [براى آنان] دوزخ پرشراره بس است (۵۵)

 

فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا ﴿۵۵﴾

     

 

نساء25

 

و هر كس از شما از نظر مالى نمى‏تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ايمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ايمان شما كه مالك آنان هستيد [ازدواج كند] و خدا به ايمان شما داناتر است [همه] از يكديگريد پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گيران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نيمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است اين [پيشنهاد زناشويى با كنيزان] براى كسى از شماست كه از آلايش گناه بيم دارد و صبر كردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است (۲۵)

 

وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۲۵﴾

     

 

توبه 71

 

 

و مردان و زنان با ايمان دوستان يكديگرند كه به كارهاى پسنديده وا مى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و نماز را بر پا مى‏كنند و زكات مى‏دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى‏برند آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد كه خدا توانا و حكيم است (۷۱)

 

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۷۱﴾

     
     
     
     
     
     

 

نفاق : منافقین مرد و زن با هم برابر نیستند :

توبه76

پس چون از فضل خويش به آنان بخشيد بدان بخل ورزيدند و به حال اعراض روى برتافتند (۷۶)

 

فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿۷۶﴾

 

بعضی از مردم خیرخواه و بعضی از مردم بد خواه هستند :

بقره 36

س شيطان هر دو را از آن بلغزانيد و از آنچه در آن بودند ايشان را به درآورد و فرموديم فرود آييد شما دشمن همديگريد و براى شما در زمين قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود (۳۶)

 

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿۳۶﴾

     

 

گیاهان با آب و خاک برابر تغذیه می شوند ولی شکل و مواد خاص برابری ندارند :

رعد 4

     

و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است (۴)

 

وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۴﴾

 

 

 

 

چون تبعیض هست حق مقایسه نداریم

لذا رزق هم برابر نیست :

 نحل 71

و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر برترى داده است و[لى] كسانى كه فزونى يافته‏اند روزى خود را به بندگان خود نمى‏دهند تا در آن با هم مساوى باشند آيا باز نعمت‏خدا را انكار مى‏كنند (۷۱)

 

وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۷۱﴾

     

حتی تاریکی هم مراتب دارد :

 نور  40

يا [كارهايشان] مانند تاريكيهايى است كه در دريايى ژرف است كه موجى آن را مى‏پوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاريكيهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بيرون آورد به زحمت آن را مى‏بيند و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود (۴۰)

 

أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴿۴۰﴾

     

 

(105 مائده:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت‏يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى‏رساند بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد (۱۰۵)

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۰۵﴾

     

 

امکان ندارد کسی به  شما ضرر برساند )

تفاوت یعنی کمی زیادی اختلال نقصان ناهماهنگی = فطور

سوره ملک ایه 4

باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد (۴)

 

ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿۴﴾

     

در جهان تبعیض هست اما هیچ تفاوتی نیست (در فارسی تبعیض و تفاوت بر عکس است )

(نبوت که ختم شدنی نیست – ختم رسل است – آخرین حجت خدا آخرین نبی است ،پیامبر خاتم النبین است نبی ختم شده است و نبوت ختم نشده

نبوت درش امامت هم هست – امامت همان نبوت است –مردم پیرو انبیا هستند پیرو نبوت نیستند – نباء نمی آید ، ولی نبوت هست )

 

جلسه اول مشاوره - بخش دوم

 

سوال:

 نقش اختلاف در آفرینش چیست ؟

نقش اول :

 آزمایش انسان :

 انعام165

 

 

و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است (۱۶۵)

 

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۶۵﴾

 

شما را قدر دادیم تا ببینیم آنچه دادم ابراز می کنید یا نه ؟

لیبلوکم فی ما اتاکم یعنی: از کوزه همان برون "باید " تراود که در اوست :

مائده 48

و ما اين كتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم در حالى كه تصديق‏كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن براى هر يك از شما [امتها] شريعت و راه روشنى قرار داده‏ايم و اگر خدا مى‏خواست‏شما را يك امت قرار مى‏داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد پس در كارهاى نيك بر يكديگر سبقت گيريد بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد آگاهتان خواهد كرد (۴۸)

 

وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۴۸﴾

     

 

خیرات از اختیارات است خیر گزینی است = در خیری سبقت گرفتند که اختیار داشتند ، خیر گزینی داشتند ، بلوغ تشخیص تکلیف خودمان است .

نقش دوم :

تسخیر یکدیگر

آیا استخدام افراد مجاز است ؟

لیتخذ : برای اینکه بگیرند همدیگر را در تسخیر هم :

زخرف ایه32

رحمت خدا از طریق نقش به شما می رسد از طریق کسب نیست

پس رشد و شکوفایی در مسیر تکامل و تعالی و تقرب به خدا و تقسیم نقش ها و مسئولیتها میان افراد برای تنظیم امور مخلوقات بر مبنای عقل و وحی و حق و برای تحقق نظم ناظم نظام آفرینش مهمترین هدف اختلاف مخلوقات است .

سوال:

 آیا اختلاف عامل درگیری است ؟

نظم در جهان – زیبایی در جهان

 در قرآن ملائکه بسیار متنوع معرفی شده اند

فاطر 35

ال عمران 25

پس چگونه خواهد بود [حالشان] آنگاه كه آنان را در روزى كه هيچ شكى در آن نيست گرد آوريم و به هر كس [پاداش] دستاوردش به تمام [و كمال] داده شود و به آنان ستم نرسد (۲۵)

 

فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿۲۵﴾

     

ق 18

آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمى‏آورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‏كند] (۱۸)

 

مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴿۱۸﴾

ق  21

و هر كسى مى‏آيد [در حالى كه] با او سوق‏دهنده و گواهى‏دهنده‏اى است (۲۱)

 

وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿۲۱﴾

     

 

انفطار  11

[فرشتگان] بزرگوارى كه نويسندگان [اعمال شما] هستند (۱۱)

 

كِرَامًا كَاتِبِينَ ﴿۱۱﴾

     

 

ق 32

و به آنان گويند] اين همان است كه وعده يافته‏ايد [و] براى هر توبه‏كار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود (۳۲)

 

هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿۳۲﴾

     

 

اختلاف عامل درگیری نیست

در نهج البلاغه ملائکه بسیار متنوع اند خطبه 1

اما با این همه تنوع در میان ملائکه ، هیچ اختلاف و نزاعی با هم یا با سایر موجودات ندارند پس اختلاف در مراتب وجود می تواند عامل درگیری نباشد

زیرا هر فرد و هر مخلوقی فقط به  قدر توانایی ، امکانات ، نقش و موقعیت خودش " مکلف " است .

بقره 286

 

     

خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏اش تكليف نمى‏كند. آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زيان اوست‏. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير، پروردگارا، هيچ بار گرانى بر (دوش‏) ما مگذار؛ همچنانكه بر (دوش‏) كسانى كه پيش از ما بودند نهادى‏. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداريم بر ما تحميل مكن‏؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تويى‏؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز كن‏. (۲۸۶)

 

لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۲۸۶﴾

 

طلاق7

 

بر توانگر است كه از دارايى خود هزينه كند و هر كه روزى او تنگ باشد بايد از آنچه خدا به او داده خرج كند خدا هيچ كس را جز [به قدر] آنچه به او داده است تكليف نمى‏كند خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى‏كند (۷)

 

لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا ﴿۷﴾

     

 

 اللهم عجل لولیک الفرج 


سمیه     1397/05/20 - 12:10
سلام استادخیلی اززحماتتون سپاسگزارم ازمطالب مفیدتون استفاده می کنم اجرتون باصاحب الزمان(عج) والتماس دعا

با سلام و تشکر از ابراز لطف شما. عاقبت به خیر باشید. التماس صلوات

خانوم     1395/08/17 - 12:01
سلام استاد منظور از قدر و قابلیت و استعداد چیست؟ همیشه بر مبنای علم روانشناسی به ما گفته اند که استعدادهای انسان در زمینه هایی چون ریاضی هنر علوم تجربی و علوم انسانی و مشاغل مختلف اعم از مهندسی و نویسندگی و پزشکی و بازیگری و مدیریت و...است. آیا مقصود شما از استعداد مثل سایرین است؟ اینکه انسان ابرازهایی در همین زمینه ها و خلاقیت در این مقیاس دارد؟ یا استعدادهای انسان هم در این زمینه هاست و هم در زمینه های دیگر؟ اگر زمینه های دیگری جز مواردی که ذکر کردم هست، لطفا بفرمایید که ذهن ما هم درک درستی از مصادیق استعداد و قابلیت داشته باشد

هو المحبوب ذللوا أنفسکم بترک العادات و قودوها الی فعل الطاعات با ترک « عادت¬ها » ، نفستان را رام کنید و آن را به انجام طاعات بکشانید.(غررالحکم) با سلام به شما و سلام به مقام والاي زن كه اگر خودش را به درستی بشناسد می¬‌تواند مظهر صفاتِ جمالِ الهي و سرشار از عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و با « هنر زن بودن » و « هنر هدایت نامحسوس » خود نگاه‌ اطرافیانش را هم آسمانی کند و آنان را به اوج عقلانیت و اراده و امید و شور و نشاط و معنویت و پاکی و انسانیت و صداقت و أحسن الحال و به معراج برساند. خانم محترم ؛ اولا : افراد مدعی « روان » شناسی ، چون خودشان « مخلوق » هستند و مجهز به « وحی » هم نیستند قطعا نمی توانند استعدادهای بشر را فهرست و محدود و معین کنند. به استناد آیات قرآن ، هر انسانی « می تواند » ، « أشق الأشقیا » باشد و « می تواند » ، « بهترین خلق » و « انسان کامل » و از أولیاء الهی باشد. پس هر انسانی میان بی نهایت بدی و بی نهایت خوبی و میان « أعلی علیین » و « أسفل سافلین » قرار دارد و می تواند بهترین یا بدترین در هر زمینه ای باشد. انسان حتی می تواند ( بی هیچ سابقه ای ) در یک پلک زدن تخت بلقیس را از یمن به فلسطین منتقل کند. قانون کلی آن اینست که : لیس للإنسان إلا ما سعی ، در هر زمینه ای که (با شرائط لازم) تلاش کنید خداوند (با رعایت مصالحی) به شما نیرو و انرژی لازم را می دهد. هیچ روانشناسی قطعا نمی توانسته « پیش بینی » کند که بخشی زیادی از سپاهیان جان بر کف أمیرالمومنین صلوات الله علیه ، داعشی های نهروان می شوند. همچنانکه رفتار متضاد « حر بن ریاحی » هم قابل پیش بینی نبود. انسان (خصوصا مردان) تنها مخلوقی است که « گارانتی » ندارد و هر روز « ممکن است و احتمال دارد » مواضعش عوض شوند و « می تواند » مواضعش را عوض کند لذا در طول تاریخ ، « استعدادهای بسیار متنوع و جدیدی » و « مشاغل بسیار متنوع و جدیدی » از انسان « نمایان » شده است. امروز شما ورزش هایی را می بینید که تا ده سال قبل شاید احتمالش هم داده نمی شد. در زمینه ی رایانه و انواع هنر هم همینطور. خلاصه اینکه شاید برای « بد » بودن بن بست هایی باشد اما برای انسان مومن متوکل هیچ بن بستی نیست. شادکام و موفق و عاقبت به خیر باشید.

مهدیه     1394/02/15 - 16:49
سلام استاد از مطالب خوبتون در اعتکاف بسیار استفاده کردیم امیدوارم بتونیم سرمش زندگیمون قرار بدیم ممنون بابت راهنمایی های عالیتون

با سلام به شما و سلام به مقام والای زن که می تواند مظهر صفات جمال الهی و سرجشمه ی عقلانیت و شور و نشاط و امید و زندگی باشد و نگاهها را آسمانی کند. از حُسن ظن شما و ابراز محبت شما ممنونم و امیدوارم بتوانید با انس با قرآن و استمداد از مادرمان حضرت زهرای أطهر سلام الله علیها به أحسن الحال برسید و عاقبت به خیر باشید.