امید در زندگی جلسه 6



بسمه تعالی

جلسه ششم

امید در زندگی دکتر غفرانی

چگونه شیطان آرزو را در انسان ایجاد می کند؟

خالق نامحدود و همه ی مخلوقات (جمادات- حیوانات- گیاهان- جن- ملائکه) محدود هستند و همه ی صفات و کمال آنها محدودیت ثابتی دارد. مثلاً سرعت و مدار حرکت الکترونها و خصوصیات مادی عناصر و مقدار نمو و خواص گیاهان و اندازه و صفات و رفتار حیوانات، نوع فعالیت و میزان تکامل جن و انس و مأموریت هریک از ملائکه محدود و ثابت است.(خطبه 1 نهج البلاغه) اما انسان در هر مرحله ی زندگی طبیعیش با محدودیتهای مادی و بیرونی روزافزون روبه رو است تا امکان رشد معنوی و درونی او بیشتر فراهم شود. محدودیتها بیشتر    می شود تا بتواند رشدش بیشتر شود. مثلاً علم، انسان را محدودتر می کند، آگاهی محدودتر می کند، عقل محدود می کند، به تکلیف رسیدن محدود می کند. یعنی والدین، علم، عقل، بلوغ، عبادت، ازواج، شغل، رفاقت، خانواده، قوانین، حتی تمایلات غریزی و عادتها دائماً محدودیت انسان را بیشتر می کنند که بعضی آگاهانه و بعضی ناآگاهانه است مثل محدودیت والدین، حتی تمایلات غریزی و عادات و خرافات انسان را محدود می کند.  (حجاب محدودیت منطقی است که مصونیت می آورد.) این محدودیتها برای نفسانیت ما خوشایند نیست. هرچه پیشرفت می کند، محدودیت بیشتر و هر چه محدودیت منطقی تر باشد پیشرفت بیشتر است. اما محدودیتهای مادی برای نفسانیت انسان و محدودیتهای معنو ی برای روح انسان خوشایند نیست. شیطان با علم به همین نقطه ضعف:

در گام اول: خوشبختی را در فرار از محدودیتهای مادی به او القا می کند.

 " فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَى (طه120)" لذا افرادی که فریب شیطان را خوردند با فرار از علم و عقلانیت و معرفت و بصیرت و دیانت و عبادت و ازدواج و کار و عفاف و حجاب و قانون و... و تلاش برای ثروت و قدرت و شهرت و شهوت و رفاه بیشتر، بیشتر در پیله ی دنیا اسیر و در باتلاق فساد غرق می شوند. (غرق: غلبه بیرون بر درون- شنا: غلبه ی درون بر بیرون که همان تسبیح و سباحه است.) آرزوی آزادی و  آب حیات در دنیا برای انسان محدود جز توهم و حماقت و خیالبافی چیزی نیست. بنی امیه و بنی عباس بحث جبر را مطرح کردند. آرزوی آزادی بزرگترین  بهانه برای جنگ و فساد و طلاق در جوامع امروزی است. (قاسط: کسی که خودش را مبنای قسط می داند.- مقسط: کسی که قسط را برپا می کند.)

در گام دوم: انسان را وامی دارد تا به جای حضور روحانی در افکار و قلبها دنبال ظهور مادی و جلب توجه و نگاه دیگران باشد. لذا بعضی از مردم در صحنه ی خانواده و جامعه و تاریخ حضور مفید و ماندگار ندارند اما اکثر مردم در حوادث تاریخی مانند افراد سیاهی لشکر ظهوری طفیلی و موقتی دارند. "الذین قالوا ربنا الله ثم استقتموا" قرآن این افراد از خود بیگانه را که در صدد خودشکوفایی خود نیستند به انعام تشبیه نموده است زیرا آنها برای دیگران نعمت و برای خودشان نغمت هستند. این افراد از خود غافل بیرون آمدنشان با سه خصوصیت است:

  1. ابراز سرمستی و ناشکری و لذت جویی افراطی. "وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم1- بَطَرًا." اینها دار دارند بیت ندارند، دار آنکه دور خودش دورمیزند. مثل خر عصار
  2. خودنمایی، ریاکاری و گدایی نگاههای مردم. "وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَ2- رِئَاء النَّاسِ"
  3. کسب وجهه  برای خود با ستیز با ارزشهای الهی "وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَ3- يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (انفال 47)"

در گام سوم: رفتارهای غلط و گفتار زشت و گناهان را برای افراد از خود غافل تزیین و آراسته می کند. تزیین یعنی مادی سازی و قبح زدایی از گناهان= بی حیایی. و بدتر از آن حسن دیدن بدی و توجیه گفتار و رفتار غلط و لجاجت با عقل و وحی.

" تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (نحل63) وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ (نمل24)"

در گام چهارم: با وسوسه های پیوسته چنان غرور و تکبری را به افراد القا می کند که دیگر هیچ انتقادی را    نمی پذیرند. در واقع مراقبه و محاسبه را از آنها می گیرد و القائات خودش را برای آنها ملاک و معیار قرار       می دهد. منظور از خودش همان نفس اوست. " وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ (انفال48)"

در گام پنجم: آنها را از دارایی های خود غافل و به دارایی های دیگران سرگرم می کند تا با احساس فقیر بودن از امکانات خود احساس رضایت نکنند. راضی تر یعنی رغبت شما بیشتر است.

 " الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره 268)" پس شیطان با احساس فقر و حقارت و تبرج و تجمل گرایی و مصرف گرایی مردم را به آرزوهای پایان ناپذیر        می کشاند.

دومین نقطه ضعف انسان این است که: ضرورت تفاضل و زیبایی تبعیض میان مخلوقات را در جهان به راحتی نمی پذیرند. تفاضل هیچ مخلوقی مثل هم نیستند. تفاضل لازم است، برای تشخیص دادن، امتحان، زیبایی. اینکه هر مخلوقی یک فضیلتی دارد زیباست.

" وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ (انعام165) خدا شما را خلیفه قرار داد بعضی نسبت به بعضی دیگر درجه داده که مثل هم نیست."

" وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (نساء 32) تمنا نکنید بعضی از شما از بعضی دیگر، از فضل خدا بخواهید."

" الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا (نساء34)" جنس مرد قوام باشد بر جنس زن (تقاضل است) نصیب زن و مردها مخصوص خودشان است و هرکدام در مسیر ابتلائات هستند. رجال جنس مرد جنس زن است.

قائم: ایستاده- قوام: اگر دیگری را بلند کرد.قیم: اگر متکفل مخارج او باشد. هم اقامه می کند هم تکلف می کند. قیوم: اگر قائم به ذات هم باشد. قائم به ذات قیوم: اگر وجودی بی نیاز شد حمد و عزیز بی نیاز هستی محض قیوم است. به هیچ چیز نیاز ندارد. اگر کسی به قوه ی خودش باشد و عالم را سرپا کند قیوم است. مردها مسئول قیام دادن به خانم ها هستند. مثلاً از پاها خاهش می کنند. قعود برای کسی استفاده می شود که ایستاده بوده و حالا نشسته. جلوس برای کسی است که خوابیده بوده سپس نشسته. نیم تنه ی بالا به نیم تنه ی پایین فوام می دهد تا نیم تنه ی پایین در خدمت نیم تنه ی بالا قرار بگیرد. مرد حضور زن را به ظهور در می آورد. مردها متکفل نیات آنها هستند.

درگام ششم: با علم به دومین نقطه ضعف انسان، با تقویت منیت در میان زنها و شوهران آنها را به جنگ قدرت علیه یکدیگر ودار می کند.

" وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ (بقره 102)" تعلم یعنی آرام آرام چیزها را به زن و شوهر یاد می دهند که از هم جدا شوند. زنها در غرب به نحوی و در کشورهای شرقی به نحوی و حتی زنان مسلمان می کوشند تا حق برابری با مردان را (در دیه و ارث و طلاق) به دست آورند. در غرب زن برای همه ی مردهاست، فرعی است. " وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا. يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّغُرُورًا(نساء119و120)" گمراه می کنم و همه را به تمنا وادار میکنم. در خلقت خدا تغییر ایجاد می کند بعد وعده می دهد و تمنا را در اینها تقویت می کند. وعده می دهد که ایجاد کند.  تمنا چیزی است که دسترس به آن تقریباً محال است. تمنا= آرزوی دوردست، منی. آمال= آرزو. پس هرتمنای نشدنی یک القای شیطانی است.

" يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (حدید14)" منافقین می گویند مگر ما باهم نبودیم. فتنه= ولایت و جهت ما را در امتحان مشخص می کند. ....= تردید کردن در عمل به وظایف تمناها شما را درگیر می کند. وقتی امر خدا آمد من مسیررا اشتباه آمده بودم به جای اینکه معیت خدا را داشته باشم رودرروی خدا قرار گرفتم.

" وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (بقره111)" تلک امانیهم اینما: تمناها باطل اینهاست.

آیا انسان به آرزوهایش می رسد؟

محال است. دنیا جایی نیست که به آرزوهایتان برسید.

 " وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ (بقره78) از خیالبافی خود و گمانهای خود پیروی می کردند."

 " وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (ص 27) اینها گمان کسانی هست که کافرند" در الم هیچ چیز باطل نیست وجود هیچکس باطل نیست بی جا نیست و باید باشد. نعمتهای خدا همه رحمت است زحمت نیست. درست مصرف کردن ملاک است. درحالی که خدا مؤمنان را از بیشتر گمانها در مسائل خصوصی افراد بازداشته است.

" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ (حجرات12)" حق تجسس ندارید باید گمان هم نبرید. افراد عاقل و ظاهربین حتی به احتمال عقلی خود و به هشدار الهی هم توجهی ندارند.

" وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ. وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون. وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ. ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لَا يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ (جاثیه 32 تا 35) وعده ی خدا حق است. می گویند چون زمان آن را نمی دانیم خیالبافی است راجع به قیامت چون زمانش را نمی دانیم پس گمان است. این ظن است. حتی اگر ظن باشد عقل حکم می کند به آن توجه کنید، بعد استهزاء کردند. در قیامت گفته می شود همانطور که شما لقاء امروز را فراموش کردید ما هم شما را فراموش می کنیم. برهان را مسخره کردید چون به قدرت و ثروت و شهرت دنیا مغرور شدید. اما مؤمنان آنچه را که می فهمند می خواهند و چیزی را بدون علم جستجو نمی کنند. مؤمن اول فکر می کند.

" وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا (اسرا 36)" گوش و چشم و فؤاد مسئولییت دارند و باید گمانهای ما را به علم برسانند.

"لاتمش فی الارض مرحاً" نباید خط مشی انسان در زندگی تکبر باشد این کارها در پیشگاه خداوند زشت است. عالم برایتان معلوم شود. تجسس در طبیعت است.

 " قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ (هود46)" خداوند فرموده دعاهایی نکنید که علمش را ندارید. بحر العلوم می گویند: دعا اجازه می خواهد. ذکر اجازه می خواهد. چیزی را بخواهید که علم عقلانی داشته باشید. موعظه می کنم که از جاهلین نباشید. مؤمنان فقط براساس تکلیف الهی خود عمل می کنند و جوگیر نمی شوند.

 " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (مائده2)" خطای همسر مجوزی برای خطای شما نباشد. رفتار غلط دیگران شما را به تجاوز وادار نکند طوری که عدالت را ندیده بگیرید. بنابراین همه ی مودم ها به ملاقات الهی امیدوار هستند یا نیستند.

" قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (کهف110) ما رها می کنیم آنهایی که امید لقا ندارند که در حریم شکنی کوردل بمانند."

 

اللهم عجل الولیک الفرج


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است