امید در زندگی جلسه 4



بسمه تعالی

جلسه چهارم

امید در زندگی دکتر غفرانی

چرا باید صبر کرد؟

  1. چون خدا ما را در کبد (بطن مشکلات) آفریده است. " لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ (بلد 4)" " يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ (انشقاق 6)" اگر بخواهی مقام ربوبیت را ملاقات کنی باید این دردسرها را بگذرانی تا با این دردسرها شکوفا شوید.
  2. محدودیتهای مادی و دنیوی: دائماً محدودیتهای ما بیشتر می شود.
  3. لغزشها و انحرافات و کارهای غیر مجاز: غفلتها و خطاها قامت مرا نشکند.
  4. خودخواهی- نفسانیت- منیت- لجاجت و انواع گناهان: مقاومت من از درون مشکل پیدا نکند. نفسانیت مثل خوره انسان را می خورد.
  5. تنبلی- کسالت- بی ارادگی- بی همتی- سهل انگاری: قامت مرا می شکند.
  6. اطاعت- ولایت پذیری- انجام وظیفه- ذاکر بودن در هر حال
  7. در شایعات- ابهامات- وسوسه ها- جوگیر شدن ها- الغائات رسانه ها

قیام و مقاومت یعنی چه؟

یعنی ناامید نشدن با از دست دادن و مغرور نشدن با بدست آوردن. " لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (حدید23)" انسان امید خود را از دست نمی دهد اگر نماز امید را دائماً شارژ کند سخت نیست. بنابراین اگر شما مؤمنان در تعقیب دشمن اسیب می بینید دشمن هم در فرار از شما آسیب می بیند. شما به خداوند امید دارید که آنها از آن محروم اند. پس سختی مبارزه و جنگ برای آنها که امید به دیدار خدا دارند و از وی امید پاداش دارند باید آسان باشد و باید همه ی سختی ها را به جان بخرند و مقاوم باشند و استقامت بورزند. " وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (نساء104)"  باور کنید که تکلیف خدا را انجام می دهید (کم نیاورید.) " قَالُواْ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِينَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ (اعراف 129)" خدا نگاه می کند که چکار می کنید.

  1. نداشتن خوف و حزن: دغدغه، نگرانی و اضطراب نداشته باشید. " بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره112) – إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (مائده 69) – وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (انعام 48) – يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (اعراف 35)" مؤمن همّ دارد ولی غم و غصه ندارد. (خوف از بیرون- حزن از درن- خوف از آینده – حزن از گذشته)

محسنین :قلیلاً من الیل- بالاسحار... – فی اموالهم حق سائل و المحروم.

  1. داشتن انتظار: انتظار یعنی ته خط و ته امتحان را دیدن. امید، انتظار     می آورد و تأثیر متقابل دارد. انتظار فرج و امید به آینده ای سبز برای جهانیان بهترین عبارت است. همه برای هم، همّ داشته باشیم. انتظار یعنی چشم به راه یک تحول و یک رویداد خوب بودن. چشمداشت به یک گشایش و یک آینده ی مطلوب و یک منجی. این انتظار با نهال هر انسانی عجین شده و همه ی مردم جهان به نوعی مظهر آینده اند لذا اگر امید به آینده را از انسان بگیرند سرنوشتی جز رکود و سکون و تباهی ندارد.

پیامبر ص می فرمایند: امید برای امت من مایه ی رحمت است. اگر امید نبود هیچ مادری به فرزندش شیر نمی داد و هیچ باغبانی درختی نمی کاشت. " فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا. وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا. فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا (مریم 24تا26)"

  1. انجام عمل صالح: " قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (کهف110)" هرکه امید به لقای الهی دارد باید عمل صالح انجام دهد و عامل دیگری را در عبادت زمامدارش نپندارد. پس تا اخلاص و انگیزه های الهی در اعمال انسان نباشد تلاش او رنگ عمل صالح به خود      نمی گیرد و او نباید به رحمت  و آمرزش خدا خودش را امیدوار بپندارد. حضرت علی ع می فرمایند: از آنهایی نباشید که بدون عمل صالح به آخرت امیدوارند و توبه را با آرزوهای دراز به تأخیر می اندازند. فرق امیدواری با خوش خیالی و آرزو در همین است که امیدواری حتماً با فعالییت و تلاش عاقلانه همراه است و انسان امیدوار حماسه آفرین است. (حماسه: کار ماندگار- خارق العاده. یعنی اراده ی خدا را به تجلی درآوردن.)
  2. شوق به دعا، مناجات و سؤال: می فرمایند: العطیات بقدر قابلیات= عطیات به اندازه ی قابلیات. چگونه بخواهم؟ لئن شکرتم لازیدنکم: هرچه قدردانی شما بیشتر است تقاضا و قابلیت شما بیشتر است. شکر را عمل کنید. امید به استجابت از سوی خدا، انگیزه برای دعا مطلب از او می شود. " وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (186بقره)" اجابت کنید تا شکوفا شوید. (لعل:کلمه ی امیدبخش است و به خود شما بستگی دارد یعنی مشروط است.) ذکر لفظی برای رسیدن به ذکر قلبی است. انسان ناامیدی که با خالق خود دعا و سؤال و مناجات ندارد عقل و وحی و حق را دروغ شمرده لذا اصلاً مورد عنایت الهی نیست و باید منتظرعذاب باشد. (دعا: احساس نیاز به آن محبوب و خالق، توجه به خالق، مخلوق نباید نگاهش را بردارد.) "والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلاً- قل ما یعبواکم ربی لولا دعاؤکم فقد کذبتم" خدا هیچ عنایتی ندارد اگر دعای شما نباشد، شما همه چیز را دروغ شمردید پس منتظر عذاب باشید.

انسان عاقل و مؤمن هرچیزی را فقط از خالق و مالک جهان می طلبد و امیدش فقط به لطف و حمایت و پناه اوست. شر موجودات حواس پرت کردن از خداست. باهم باشیم ولی برای هم نباشیم. به عزیزان محبت داشته باشیم ولی وابستگی نداشته باشیم. باید ماه رجب به حدی برسید که بگویید: أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (بقره187). مردان لباس زنان و زنان لباس مردان اند. سؤال شما را سیال کند، راه انداخته باشد، شدت فاقه شما را راه انداخته باشد. تبلور خیرات در آخرت است.

  1. آمادگی برای هرنوع جهاد و مهاجرت: " إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (بقره218)" امنوا- هاجروا- جاهدوا. لازمه ی هجرت از نفسانیت: جهاد و تلاش. در واقع فقط آنهایی که در راه خدا مؤمنانه هجرت و جهاد می کنند اجازه دارند ادعای امید به رحمت الهی داشته باشند.
  2.  تبعیت از سنت نبوی و اسوه قرار دادن پیامبر: "لقد کان فی رسول الله اسوة حسنة" اسوه جهت نماست. در کلیات پیروی می کند ولی ابتکار و عمل صالح خود را حفظ می کند، اسوه الگو نیست، الگو ادا در آوردن است.
  3. بندگی آخرت جویانه همراه با پرهیز از فساد: بندگی نباید به خاطر اجر دنیوی باشد. " وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ (عنکبوت 36)" خدا را بندگی کنید و امیدتان به آخرت باشد، انقلاب برای آخرت است.
  4. حسن جلوه به رحمت خدای مهربان: " أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (زمر9)"

امیدواران چگونه با خدا حرف می زنند؟ یا من اذا سئله عند اعطاه واذا امل. مناجات العارفین

خداوند چگونه مردم را امیدوار می کند؟ خداوند با دو سفیر از درون و بیرون زمینه ی امیدوار شدن انسان و بازگشت انسان را مشخص می کند. و اگر چیزی که نزد اوست آرزو کند به آن می رساندش. عامل درونی انسان به خاطر داشتن روح، قطعاً عقل است. هر انسانی عقل دارد. حتی دیوانه عقل دارد ولی تعقل ندارد.عقلانیت به عنوان رسول باطنی یا حجت باطنی از درون امید آفرین است. عقلانیت آینده را چنان ترسیم می کند که به آن آخرت برسد.

عقلانیت چگونه عامل امیدواری است؟ دوازده مورد امیدآفرین را مرور می کنیم:

  1. عقل یعنی مبنا قرار دادن منطق و مبانی بدیهی و علم حضوری خود، که تنها وجه مشترک میان همه ی مردم است برای تشخیص حقوق و حدود و تکالیف خود. پس تعقل انسان را به ناظم نظام هستی گره می زند و به لطف او امیدوار می کند.
  2. کار عقل تشخیص و فهم وجود و بدیهیات و تناقض و تضاد است و ناامیدی هیچ استدلالی ندارد. ناامیدی از دریغ دانستن لطف و رحمانیت خداست، که امکان ندارد پس عاقل هیچ دلیلی برای ناامیدی ندارد و در هرشرایطی باید به هدایت الهی امیدوار باشد.
  3. قرآن عامل پلیدی ها و رذالتها و از جمله آن ناامیدی را هم رجوع نکردن به عقل می داند. همه چیز حجت و آیت است (زن مظهر انس و لطافت و رحمانیت است.) در ناامیدی انسان تخلف می کند و افسرده می شود. " وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ (یونس100)" عقل مرا از رجس حفظ می کند.  انسان که دائماً تعقل دارد رفتار پلید و زشت انجام نمی دهد.
  4. می دانیم که در ناامیدی ریشه ی همه ی شرارتهاست و قرآن شرورترین جنبنده را فرد کر و لال می داند که به عقل خود بی اعتنایی می کند. (شرارت از کسی که از لطف خدا ناامید است در معرض امتحان است و پاداش بهشت در انتظارش است.) " إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ (انفال 22)"
  5. انسان ناامید از خود غافل و هدفش خور و خواب دنیاست. لذا قرآن آنها را به خاطر تعطیلی عقلشان به انعام تشبیه نموده است. پس عاقل مؤمن چون از خودش غافل نیست در هیچ شرایطی ناامید نمی شود. " أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (فرقان 44) مثل چارپا هستند."  " فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ (انبیاء12)" کافر یعنی کسی که ناسپاس است اما عاقل همه چیز را نعمت می بیند. آنها چون امید دارند دائماً حرکت دارند. کفروا: کسانی که بهشت و حسابرسی را باور نکردند.
  6. قرآن عامل اصلی هر اختلاف و بدبینی و پراکندگی و مادی گرایی و ناامیدی را هم مبنا قرار ندادن عقل می داند پس عقلا خوش بین هستند و باهم متحدند. حضرت موسی و خضر اختلاف داشتند ولی درگیری نداشتند. " لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ (حشر 14)"
  7. انسان عاقل خود را در محضر ربوبیت الهی می بیند و وعده و وعید الهی را باور دارد و به امید بهشت، نفس و امیال و غرائزش را مهار می کند.  " وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (نازعات40)" کسی که مقام ربوبیت خدا را می فهمد و ارباب بودن خدا را درک می کند به رسیدن به لقای او شوق پیدا می کند. نفس خود را از هوای نفس باز میدارد و رجس از ایشان سر نمی زند.

خدا عقل را به عنوان اولین مخلوق آفرید. از سمت راست آفرید و از نور خودش آفرید. سپس خداوند برای عقل 75 سرباز قرار داد، جهل اعتراض کرد پس برای او هم 75 سرباز قرار داد. مهم ترین سربازان عقل:

  1. تفکر: کار تفکر کشف روابط منطقی و نامریی میان معلومات ذهنی و یا عینی برای فهم اسرار و تشخیص نقش و وظیفه ی خود ، رسیدن از کثرت به وحدت، از علم به معرفت، از دانش به بینش و از جهان احساسی به جهان عینی است. " أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ (روم 8)".
  2.  تدبر:تدبر یعنی فهم و تدبیر و تنظیم حکیمانه ی هرچیز و هماهنگ شدن آن با مدبر حکیم. تدبر در آیات یعنی: فهم تنظیم حکیمانه در هر آیتی. حال که مدبر حکیم است با آن هماهنگ شوم. در تدبر تعقل و تفکر است. تدبر نگاهش به آینده است، اگر در قرآن تدبر کنی نظم حکیمانه می بینی، اختلاف نمی بینی. " كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (ص29)" " أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (محمد 24)" اگر قلب فعال باشد یعنی قفل نداشته باشد تدبر می کنید.
  3.  بصیرت: سومین اعتراض خدا این است که چرا بصیرت خود را به کار نمی برید؟ بصیرت یعنی آگاه شدن با تفکر و تعقل و تأمل از چیزی نامحسوس. علم داشتن به آگاه شدن است نه مطلع شدن. اگر علم درونی شود با نظر چشم یا عقل، نظر دقیقی است از اشراف . محصول بصیرت شهود است. مشاهده است. بصیرت هم مراحل دارد. " وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ (اعراف 198)" اینها می شوند بصیرت. هرچه بصیرت بیشتر باشد آینده، آخرت و رضایت الهی در نظر گرفته می شود. " قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لَّأُوْلِي الأَبْصَارِ (آل عمران 13)- قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ (انعام 50)" اول ینقلب، بعد بصره. اعمی کسی که می بیند ولی نگاه نمی کند. " بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ (قیامت 14)" به استناد این آیه ی خودشناسی مقدور است. بصیرت او بر نفس او احاطه دارد ولی روح خود را نمی تواند بشناسد. " قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (یوسف 108)" ما بر نفس بصیرت داریم. " وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلآ أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (اعراف 197)" بصیرت داریم ولی به کار نمی بریم. چشممان به دیگران است.
  4. امید:
  1. الخیر وهو وزیر العقل- وجعل هذه البشر و هو وزیر الجهل.
  2. والایمان و جنده الکفر
  3. والتصدیق و جنده حجود
  4. و الرجاء و جنده قنوط

نا امید هر حالتی است که شما را از تلاش می اندازد، درماندگی است. امید را وقتی می بینیم که دچار حادثه شویم.

  1.  طمع به لطف الهی است.
  1. والعدل و جنده الجود
  2. و الرضاء و جنده السخط
  3. والشکر و جنده الکفران
  4. والطمع و جنده الیأس

طمعی خوب است که بعد از این 8مورد باشد. " وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ. وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ (مائده 83 و84)" آنها با بصیرت خود معرفت پیدا کردند. اگر طمع دارید باید وجنت قلوبهم باشد. " قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ. قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ. إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ (شعرا 49تا 51)" ما به مقام ربوبیت الهی انقلاب پیدا کردیم. ما طمع داریم که خدا تمام اشتباهات ما را بیامرزد. طمع یعنی طلب نداریم اما از خدای بزرگ غیر از این انتظاری نداریم.

پس هر عاقلی در هیچ شرایطی ناامید نمی شود، مأیوس نمی شود.

  1. پس هر انسان متفکری می فهمد که اولاً، آفرینش او باطل نیست. ثانیاً، او جلوه و آیت الهی است. ثالثاً، در حال بازگشت به سوی اوست و این یعنی امید و انگیزه. چنین فردی برای ملاقات با خدا آماده است. " إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ. الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ (آل عمران 190 تا 192)" اولوالباب: دوتا فعل از آنها سرمی زند: دائماً ذاکرند و دائماً در حال اندیشیدن هستند. دائماً در حال اندیشیدن به آفرینش آسمانها و زمین هستند و می گویند خدایا تو نمی توانی موجودات را بیهوده آفریده باشی. (احتمالاً این آیات در شأن حضرت زهرا است.) " رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ. رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ (آل عمران 193تا 194)" خدایا گذشته ما را بیامرز و بپوشان و ما را با کاروان ابرار ببر عقلانیت و طهارت اجازه دعا پیدا می کند. 
  2. از منظر قرآن تفکر مانع کفر به لقا الله است.

بی نهایت با بی نهایت مستقیم نمی تواند ارتباط برقرار کند پس واسطه می خواهد. انسان کامل می تواند به قاب قوسین برسد. در قران فرموده اگر دوستتان نداشته باشم حاجت شما را می دهم ولی بهترین چیز سؤال است. فرق حاجت و سؤال این است که ما برای حاجت طلبکاریم ولی سؤال سیال راه می افتد و برای درک آن باید تکه تکه اش کنیم. ما اجازه ی طلبکاری نداریم. هر چه معرفت بیشتر باشد، حاجت کمتر است. سؤالات دعا تلقی می شوند به شرطی که تقرب ملاک باشد. سؤالات از خدا می تواند عامل تقرب باشد.

  1. پس انسان عاقل با تدبر در قرآن آخرت و لقای الهی را می پذیرد و به لطف و عنایت و بهشت الهی امید پیدا می کند. و با نظام حکیمانه ی الهی همراه می شود.
  2. انسان عاقل با بصیرتش خود را در آغوش خدا می بیند و لذا دائماً به عنایت و حمایت الهی امیدوار است. " وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (واقعه 85)"
  3. پس هر عاقلی قطعاً و در هرشرایطی امیدوار و امید آفرین است.

عامل درونی برای امیدواری چیست؟

 اولاً باید بدانیم قرآن و دستورات اوامر فراوانی دارد اما مهمترین آنها را چگونه می توان تشخیص داد؟ آنها که تأکید می شوند و تکرار می شوند مهمترین اند. از بازخواست خدا و تأکید معصومین، معلوم می شود که مهمترین دستورات اصلی آن:

  1. چرا تفکر نمی کنید؟ تعقل، تدبر، بصیرت و تذکراست و اینکه چرا تقوا ندارید؟ اینها در قرآن مکرر مورد بازخواست واقع شدند. اینها با جمله ی بازخواست آمده است، پس اینها از همه مهمتر است زیرا قرآن در باب تفکر می فرماید: "فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (انعام5)" کور و بینا رفتار مساوی ندارند. تفکر مضارع است پس هرلحظه باید فکر شما فعال باشد. " قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ (سبأ 46)" پس مهمترین تفکر قیام است یعنی بلوغ با قیام اندیشه ی شما فرق می کند. (در حیوان تفکر براساس غریزه است.) از منظر قرآن تفکر مانع کفر به لقاء الله است. " أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ (روم 8)" هرچه در آسمانها و زمین است آیات است که نشانه های خداست. کثیر ناس از لقای خدا غافلند. چون مشوق ندارند آدرس نمی خواهند. "لاعبادة حتی الفکر: هیچ عبادتی مثل تفکر نیست." 1ساعت تفکر ارزش 60 یا 70 سال عبادت را دارد.

تفکر یعنی چه؟ به چه کاری تفکر می گویند؟

تفکر یعنی کشف روابط منطقی و نامریی میان معلومات برای فهم اسرار و تشخیص نقش و وظیفه ی خود. (گاه معلومات بیرونی گاه معلومات انتزاعی است برای ذهن ماست. تفکر انتزاعی مثل کار معلم ریاضی یا کار پزشک که از روی علائم بیماری را کشف می کنند.) باید کشف رابطه کنیم. مثلاً علت بداخلاقی و عصبانیت و بیماری و.... را کشف کنیم. درس ریاضی تمرین اندیشه است. با تفکر جهل برطرف می شود. در طرف انتزاعی در ذهن شماست. تفکر انسان را از کثرت به وحدت می رساند. علم را به معرفت تبدیل می کند. تفکر جهان احساسی را به جهان عینی می رساند. تفکر ذهن ما را منسجم می کند و اطلاعات ما را یکپارچه می کند. تفکر زمان و موقعیت نیاز ندارد. ذهن انتظام پیدا می کند. چیستی و هستی را با تفکر و تعقل می فهمیم. پس بدون تفکر به اعتقادات و جهان عینی نمی رسیم. پس قبل از هر شناختی باید تفکر کنید. باید انقدر فکر کنید که به کلمه ی توحید و به توحید کلمه برسید.پس تفکر عقلانیتی است که عقلانیت خود را به کار گیرید  پس تفکر سرباز عقل است.

  1. قرآن درباب تفکر می فرماید: " أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (بقره 44)" اگر بر خوب است چرا خودتان عمل می کنید؟ ما نباید هیچ گاه دیگران را برخود مقدم بدانیم. ایثار یعنی مؤثر دانستن، مال دنیا وبال است. قرآن فرموده عامل پلیدی ها و رذالتها را رجوع نکردن به تعقل می داند. " دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (یونس 10) آنها که دائماً رجوع نمی کنند در رجس (پلیدی مطلق) قرار می دهند." شرورترین جنبنده را فرد کر و لالی می داند که به عقل خود بی اعتنایی می کند. " إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ (انفال22)" و آنها را که به عقلشان رجوع ندارند به انعام یا بدتر تشبیه می کند " أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (فرقان 44) گمان می کنی اکثریت تعقل می کنند؟ خیر آنها مثل 4پا هستند. قرآن، آیات و معجزات هم برای صاحبان تعقل مفید می داند. " وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (روم 24)" آیات یعنی معجزه و معجزه برای کسی خوب است که به عقلش رجوع کند. از احیای زمین باید به فکر احیای قلب خود باشید. قدم کسانی هستند که در آنها قیامی است. قرآن عامل اصلی تمام انحرافات و اختلافات و پراکندگی بشر را در مبنا قرار ندادن اصول اخلاقی می داند. لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لَا يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ (حشر12)" در قیام آنها محورش بر باطل است. قرآن علت اصلی تمسخر نماز و توهین به معنویات را هم مراجعه نداشتن به مبانی عقلی می داند. " وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ (مائده 58)"

صلوة: نماز، چیزی که شما را از آتش حفظ می کند. (صلی یعنی کباب شدن.) مقید وجود شما محدود است. درک وجود بدیهی است. عقل تشخیص زیبایی، کمال، خیر وشر و... را می دهد وشرط سنی هم ندارد. عقلانیت یعنی مبنا قرار دادن منطق و مبانی بدیهی و علم حضوری خود (که در همه ی مردم مشترک است) برای تشخیص حقوق، حدود و تکالیف . با تعقل به ناظم نظام هستی گره می خوریم. اگر به تعقل رجوع نکنیم خرفت هم می شویم.

چیزی که تفکر و تعقل را فعال می کند حوادث صبح تا شب و حوادث پیش بینی نشده است. کلاس سخنوری شما را به خودت توجه می دهد تا استعدادهای خود را دریابی. بدیهیات در همه ی انسانها هست که وجه مشترک همه ی انسانها است. تعقل برای تشخیص حدود و وظایفم خوب است. "العقل ما عبد به الرحمن. عقل ما را عبد خدا می کند." (شرایط خاص طهارت و اخلاص است یعنی حواستان پرت نشود و توجه داشته باشید) "الدین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا"

مسخره کردن یعنی خود را زارع دیدن و غرور و تکبر داشتن.

طهارت یعنی کثیفی دادن، یعنی تعلق به غیر را دادن. طهارت ذهن و طهارت باطن. (گوش و چشم و زبان و ذهن) پس طهارت یعنی تبری از کثیفی. در وضو باید دست بشوییم (از خلاف دست بشوییم) هر قدر طهارت بیشتر باشد امکان رشد و تعالی بیشتر است.

عقل انسان نقص دارد؟ عقل هرفرد تمام است یعنی در تشخیص و فهم اولین وظایف خود هیچ نقص و کمبودی ندارد. ولی عقل کافی نیست. یعنی انسان برای تشخیص ضروریت تنفس و خوردن و خوابیدن و کنجکاوی و سایر نیازهایش و رجوع به دیگران (برای پرسیدن آنچه نمی داند از افراد دانا برای تشخیص تکالیفش در هر شرایطی) هیچ کمبودی ندا<


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است