امید در زندگی جلسه 3



بسمه تعالی

جلسه سوم

امید در زندگی دکتر غفرانی

ثمرات حالت دوم

اگر عقل بر نفس غلبه کند، انسان خود را مخلوق و همه ی امکانتش را امانت الهی می بیند و با تفکر و تعقل و فطرتش متوجه خالقش می شود. توجه عقل یعنی بستن مخلوق به خالق

  1. انسان مخلوقیت و مملوکیت خودش را می فهمد و به خالق و فاطر و مالک خود توجه کرده و او را بندگی می کند. آیا وجودتان از هیچ بود؟ خودتان خالق خودتان بوده اید؟ " أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (طور 35)" برای عقل بدیهی است که من یک خالق دارم پس من مخلوقم.(خدا این سؤال را در قرآن پاسخ نداده چون بدیهی است) فرعون ادعای ربوبیت کرده نه الوهیت(من ارباب شما هستم)

پس من ملک کس دیگری هستم چون مخلوق هستم. عقل و فطرت توجه را به فاطر می دهد. " ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ (انعام 102)" " يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (فاطر3)" ربوبیت شما باید با خالقتان باشد. فهم مخلوقیت و مملوکیت عامل توجه متعبدانه و دائمی به فاطر و مالک و خالق خود است. اگر رزق از خداست پس بندگی کنید" " قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (انعام 162)" نسک یعنی عبادت، آداب ، زیر مجموعه ی عبادت است و بیشتر رفتار است تا گفتار.مدیریت حوادث دست رب است.

الله اکبر: یعنی من بزرگتر نیستم تو هم نیستی. (مخاطب پیامبر و اطرافیان) که یابی(من و بزرگی را)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره21)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (مائده 112)

رشد یعین همین. تقوا یعنی تنظیم کردن خود با خدا. " فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ. فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ. فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ. إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (انعام 76 تا 79)" خدا ابراهیم را با عقلش هدایت کرد و او با عقلش هدایت شد. می خواست به امت بگوید شما هم باید با عقلتان هدایت شوید. (درمورد حضرت ابراهیم اختلافی نیست) با تفکر عقلانیت را بروز می دهید. تفکر سرباز عقل است. باید همه ی افراد را به عقلانیت خودشان رجوع داد. عقل در همه یکی است ولی تعقل یکی نیست."قال یا قوم انی برئ مما تشرکون" (شرک: مؤثر دانستن غیر خدا) "انی وجهت وجهی للذی فطر" انسان باید بفهمد توجهش دائماً باید روبه خدا باشد. "انما طعامکم" طعامش هم با توجه است.

  1. او امانت بودن، اندام بدن و همه ی امکاناتش را می فهمد و خود را برای هر توانایی و امکانی ملزم به تشکر می داند. "قد جعل الله لکل شیئ قدرا" قدر خود را باید قدردانی کنید. " وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (نحل 78)"

" وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(نحل 78)" لعلکم تشکرون باید در مسیر باشید، اختیار دارید، اگر آن را انتخاب کنید بهشت و اگر انتخاب نکید جهنم است.

" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (مائده 6)" (ابتلا، شرایطی است که شکوفا نشوید، حرج، بن بست و تنگنایی است که قرار نگیری) " قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ. قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ. قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ (نمل 38تا40)"

عفریتی از جن گفت من می آورم (عاصف برخیا) این کار را کرد. "فلما راه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربی لیبلونی (نمل 27)" خدا به من داد تا ببیند قدردانی می کنم یا کفر می ورزم.

من شکر فانما شکر .... کسی که شکر کند ظرفیت پیدا می کند. کسی ک توانایی خدا دادی را کفر بورزد یا در جهت غیرمجاز به کار گیرد.

انسان عاقل نگاهش به آینده و امیدش به وصال و دیدار یار است و با یاد یار به وجد آمده و سرشار از توکل و نماز و بزرگواری و انفاق می شود. عکس شأنی ندارد.خدا تجلی کرده و ما جلوه ی خدا هستیم. انسان باید بیشترین صفات و اسماء را نشان دهد، انسان کامل اتم و اکمل خداست. مثل خلبان نگاهش به جلوست. چنین فردی امیدش به لقا الله است. " إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ. الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ. أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (انفال 2و3و4)" قلب به اهتزاز در می آید وقتی معجزات خدا را می بیند ایمان و توکلش بیشتر می شود پس در دنیا نیازی به نتیجه ندارد. نماز می خوانند و از هرچه دادیم انفاق می کنند. زنها عواطف را انفاق می کنند.

  1. عاقل خودش را بیهوده نمی داند، لذا در هیچ زمان و مکان و شرایطی بی نقش و بی تکلیف و بیکار و در نتیجه افسرده و خشن و ترسو و غمگین نیست. یکی از کمکهای به دیگران این است که به خودت برسی. " أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ (مؤمنون 115)" " أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (عنکبوت2) "

فتنه، ولایت سنج است و ابتلا، شکوفا کننده است.

رحمانیت الهی را می فهمد لذا همه ی اندامها و توانایی ها و امکاناتش را امانت می بیند. مشکل اغلب انسانها این است که به رحمانیت خدا توجهی ندارند. هر ثانیه و هر سلولی فقط امانت است و از همه اش سؤال می کنند. " الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا (فرقان26)" کافر کسی است که رحمانیت را قبول ندارد. ملکیت حقیقی مال خدای رحمان است و هیچ انسانی مالک هیچ چیز نیست. کفر این است که انسان اراده ی خود را و عقل خود را نفی کند. " وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا (فرقان 60)" نفرت و لجبازی آنها بیشتر شده گفتند رحمان چیست؟ ما از خدا طلبکاریم.

رحمت از رحم است. نطفه در رحم می تواند متولد شود، سقط شود و یا ناقص رشد کند و ناقص به دنیا بیاید. اگر در رحم چشم باز نکند بیرون هم چشم باز نمی کند. " وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ (انبیاء36)" ای پیامبر اینها با رحمانیت خدا مشکل دارند و فکر می کنند امکانات مادی آنها مال خودشان است پس شأن انسان را نمی شناسند. " كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ (رعد30)" کار انبیاء و اولیاء تلاوت است(از بالا به پایین) و کار ما قرائت است (از پایین به بالا)

" يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا (مریم44)" عبادتی که مشکل ما را با رحمانیت خدا حل نکند و نفهمیم ما در مقابل خدا مسئولیم باعث عصیان می شود. رحمانیت مسئولیت ما را نسبت به خدا باید روشن کند.

شما خود را با خدا تنظیم کنید. در نماز باید علی صلاتهم دائمون باشید. حواس ما با دیگران پرت نشود.

  1. این فهم و توجه مسئولیت آفرین است. مثلاً وقتی امر به معروف می کنی که خودت اهلش باشی. باید اصل چیزی را قبول داشته باشی تا تذکر بدهی، فقط زمینه ی شوق را پدر و مادر می توانند فراهم کنند.

فهم مخلوقیت و رحمانیت خدا، فاطریت خدا و توجه به او باعث می شود که خود را تحت سؤال ببینند.

عبادالرحمن الذین یمشون علی الارض مرحا

عباد الرحمن: 1- روی هر زمینی افتاده راه می روند. فخار آجر پز است، عقلانیت اول در راه رفتن است. 2- با اطرافیان جاهل برخورد سالم دارند و عامل سلامتی هستند. 3- بیتوته کردن- درست برای اربابشان تمرین سجده و احترام می کنند. 4- "الذین یقولون ربنا اصرف عنا عذاب جهنم" دائماً آینده را می بینند (عذاب محرومیت بزرگ در جهنم، فکیف اصبر علی فراقک) 5- وقتی انفاق می کنند نه افراط و نه تفریط دارند. 6- معبود و محبوبی غیر از الله ندارند. 7- کس را به غیر از حق نمی شناسند، قتال آنها به حق است. 8- زنا نمی کنند. همه ی اندامها زنا دارند. زنا یعنی از جذابیت اندامها استفاده کنیم ولی تحول پیدا نکیم (عقل زن در جمال اوست. اگر مسیر برای خدا باشد خیلی خوب است. زن باید از زیباییهایش فقط برای محارمش استفاده کند.) زنا یعنی سهم را طلب کردم اما فاصله ای طی نشده، نه خود به معراج رفتم و نه کسی را به معراج بردم. 9- حرف زور نمی زند- زور عکس دروغ است، قلبم قبول دارد اما زبانم قبول ندارد. منافقان با زبان قبول داشته ولی با قلب نه، یعنی دروغ می گویند. 10- کار لغوی که می شنوند بزرگوارانه و با کرامت می گذرند.11- وقتی با آیات خدا مواجه می شوند خود را به کری و کوری نمی زنند. 12- دائماً می گویند: ربنا هب لنا من ازواجنا. فرزندانشان برایشان نور چشم هستند زیرا او را بنده ی خدا می بینند. 13- می خواهند در تقوا از همه جلوتر باشند. (امامت عام است تا وقتی شیعه به امامت عام نرسد به امامت خاص نمی رسد. وجعلنا للمتقین اماما- وقتی به امامت برسیم ، امامت عام یعنی مردان و زنان بخواهند پیشتاز باشند. به اینها غرفه در بهشت می دهند: بما صبروا، به خاطر صبرشان. آنها در آن حیات می بینند.)

  1. این فهم و توجه دانسان را به مالک خویش می سازد. مالک باش اختیارش با شما باشد. مالک خشم و غضب و قدرت خود و زبانت باش و با خویشتنداری از انتقام و تأخیر در حمله خود را حفظ کن تا خشمت آرام گیرد و افسار اختیارت را مالک شوی و حاکم بر خود نمی شوی مگر زیاد به یاد بازگشت به خدا باشی.
  2. این فهم و توجه امید آفرین است. " قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى. قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا. إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى (طه 71تا73)" فرعون به ساحران گفت تنبیهتان می کنم. جواب دادند: قضاوت تو محدود به زندگی دنیاست. " قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ. قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ. إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ (شعرا 49تا51)" آنها از انقلاب خود غفران می خواهند. " قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر53)" خودشناسی کافی است یک استارت بخورد تا تفکر راه بیفتد و فکر فعال شود، اراده ی ما واسطه است. این همان تفکر است. نگاه به آینده شد. انقلاب یعنی همین نگاه عوض شود. خدا غفور است، رحیم است یعنی فرصتهای مجدد می دهد. راجع به خطایا و ذنوب است اما راجع به معصیت که آگاهانه است و عمدی است نمی شود.
  3. این فهم و توجه آرامش آفرین است." الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد28)" عمق نگرانی های انسان ضعف عقلانیت و ایمان او را حکایت می کنند. نا امیدی بدتر از گستاخی است.
  4. فهم امانت بودن اندام بدن و توانایی و امکانات خود، عامل فهم لزوم تشکر است. باید دائم نعمتها را قدردانی کنیم. "الهی مابنا من نعمة فمنک هیچ نعمتی نیست مگر از تو" " وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (نحل78)"
  5. امید، انگیزه و عامل دعاست. " قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (فرقان 7)" نماز سؤال، قلب و.... دعاست. اما ناامیدی نشانه ی کفر است. " يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف 87)" " وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (عنکبوت 23)" روح اگر از طریق قلب شارژ شد سرشار از روحیه هستند.
  6. نگاه و امید به آخرت باعث می شود ناملایمات را آزمایش بداند و فقط از غیب مدد بخواهد. " ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ. وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (تحریم10و11)" مردم فرعون قومی فاسق بودند. باورهایشان در عملکردشان مؤثر نبود. از زمان امام حسین به بعد طرف حق فسق است. مدعی هستند اما در اعمال بی بند وبارند.
  7. همه دنبال بهترینها هستند. اما عاقل می کوشد خودش بهترین افکار و گفتار و رفتار و اخلاق را داشته باشد تا خداوند و بهترین مخلوق مشتاق او باشند. بچه ها دوست دارند تعریفشان را بکنند. بالاترین رشد این است که انسان خودش غزل بگوید. " وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا. ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا (نساء 69و70)" اینها همه اش رویاهای صادقه می بینند. اگر کسی به این درجه معیت برسد این فضل خداست.
  8. این چشم انداز قلب و زبان انسان را هم به نشاط وارترین قله ها جلب می کند. اول قلب بعد زبان شروع به حرکت می کند."الهی فاجعلنا من الذین ترسحت (امام سجاد ع)"

"خدایا ما را از آنان قرار بده که درختهای شوق به سوی تو در بوستانهای سینه شان ریشه دوانده است و سوز محبت سراسر دلشان را فراگرفته پس آنها به آشیانهای اندیشه شان پناه می گیرند و در چمنزارهای قرب به تو و مکاشفه متنعم اند.از حوضهای محبت تو می نوشند و وارد نهرهای پرصفا شده درحالیکه پرده از پیش دیدگانشان برداشته شده و تاریکی شک و شبهه و تردید از عقاید نهادشان زائل شده و خلجان شک و ریب از دلها و درونشان بیرون رفته و دریچه های سینه شان به واسطه ی استوارشدن معرفت بازگشته (مناجات العارفین)" دیدگانشان به واسطه ی دیدار محبوب روشن گشته و با رسیدن به مقصود و آرزوهای خویش آرامش یافته. (آرزو در دنیا دست نیافتنی نیست اما در آخرت به آن می رسید.) و تجارت آنها با فروختن دنیا پرسود شده. خدایا چه لذیذ است یاد تو در دلها که با الهام خطور کند، لذت درونی است. چه شیرین است سیر به سوی تو با مرکب در راههای غیب و چقدر پاک است طعم دوستی تو و چه شیرین است شربت قرب تو. طیب درونی است- طاهر بیرونی است

  1. عاقل، مؤمن و صبور تحت تأثیر حواس و هوس خود و ثروت و قدرت و شهرت و رفاه دیگران قرار نمی گیرد. " فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ. وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ (قصص 79و80) ملاقات نمی کنید مگر اینکه اهل صبر باشید"
  2. عاقل و مؤمن از اشتباهاتش عبرت می گیرد و خیلی زود لطف الهی را در هر حادثه ای می بیند. " فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ. وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ (قصص 81و82)" قارون بیت نداشت، دار داشت. ما فروبردیم او و چاردیواریش را در زمین- زود متحول شدند. " لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ" هیچ وقت نگویید ای کاش. یکجا اجازه دادید یا لیتنی معک ای کاش با شما بودم چون هرروزی عاشورا است.
  3. عاقل و مؤمن در هر زمان و مکان و شرایطی خودش را در محضر خداوند مقتدر و حکیم و در معرض حمایت و نصر و مدد و لطف الهی    می بیند. "وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ. فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ (انبیا87و88)" حضرت یونس عصبانی شد و از مردمش غضب پیدا کرد چون آنها را دید نباید کسی را ببیند باید او را آیت خدا و سفیر خدا ببیند. پس در هر شرایطی می شود خدا رادید.
  4. عاقل مؤمن در مواجهه با آیات و معجزات و دلایل منطقی با فهم و باورهای خودش عناد و لجاجت ندارد و تحول و ایمان و حمایتش را از حق به صراحت اعلام می کند. "قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ. قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ. وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ. فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ. فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ. وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ. قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ. رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (اعراف 115تا122)" سحر چشم را تحت تأثیر قرار میدهد. این غلبه آنها را منقلب کرد. سحره به سجده افتادند، گفتند آمنا برب العالمین
  5. عاقل مؤمن می فهمد که دنیا محل آزمایش است نه آسایش لذا از خداوند برای قیام خودش صبر تقاضا می کند و دیگران را هم دائماً به آن سفارش     می کند. "لا قطعن ایدیکم و ارجلکم...." صبر پوشیدنی است. "والقمر ان الانسان لفی الخسر" عصر روزگار هر امتی متوجه زیان می شوند جز آنانکه: 1- خدا را مأمن خود دانستند. 2- عمل صالح داشتند. 3- دائماً همدیگر را به حق دعوت می کنند. 4- و همدیگر را به صبر و مقاومت و پایداری سفارش می کنند. چون در دنیا به نتیجه نمی رسیم باید وظیفه ی خود را انجام دهیم.
  6. عاقل مؤمن امیدوار تحلیلش منطقی و نگاهش آسمانی و نسبت به هر تهدیدی مقاوم است. "إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيى. وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى. جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى (طه 74تا76)" وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى: این پاداش کسی است که بتواند خودش را تزکیه کند.

نشانه های امید در زندگی

  1. استقامت
  2. صبر
  3. استمداد
  4. دعا و مناجات
  5. سعی و جهاد و نشاط دائمی
  6. تحلیل- کرامت

امیدواری یعنی چه؟

امیدواری باوری عقلانی است که توجه انسان را به مطلوبی خوشایند می کشاند و در حقیقت امید چشم انداز و افق نگاه انسان را تا افق اعلی وسعت می بخشد. " وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى (نجم7)" در واقع امید چشم انداز انسان را وسعت می بخشد و افق نگاه انسان را به دوردست می کشاند. مطلوب فطرت و ذات شماست و خوشایند ذاتی است. از مهم ترین نیازهای روانی انسان امید به آینده است و ادامه ی زندگی منوط به امید به آینده است. امید به آینده به انسان انگیزه و شادابی و نشاط می دهد. (آینده= نهایت خودشکوفایی است) برای انسان امیدوار در همه ی عرصه های زندگی هیچ بن بستی وجود ندارد و امید هر بن بستی را از بین    می برد.

ثمرات و نشانه های امیدواری کدام اند؟

اولین ثمره ی آن: مهار ذهن و نفس و مبارزه با خودخواهی. " وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (نازعات 40)" نفس انسان حریم شکن است. مریض است. پرخاشگری، عداوت و تجاوز گری آن را مهار می کند. رسول اکرم ص می فرمایند: نادان آن کسی است که پیرو هوای نفس باشد اما از خدا امید بهشت دارد.

  1. اولین علامت امید کنترل نفس است. (خوف= شدت اشتیاق و رغبت) باید مقام را احزاز کنید تا مظهر ربوبیت الهی شوید و ربوبیت خدا در شما تجلی کند. همه ی مقامات در مقام ربوبیت جمع است. مبارزه با نفسانیت و خودخواهی یعنی پرهیز دائمی از: پرخوری- پرخوابی- پرحرفی- وقاحت- لعب- لهو- کسالت- تنبلی- بی نظمی- شلختگی- ژولیدگی- غفلت- فسق و فجور- ریا- معصیت- شرک- کفر- نفاق- لجاجت- عداوت و همه ی رذایل. این مبارزه با هوای نفس است یعنی برای همه ی کارهای خود مراقبت داشته باشید و مهم ترین مبارزه، مبارزه با غفلت است. غفلت یعنی کلیات را در جزییات ندیدن، زیبایی را در گل و در شادی ندیدن، انسانیت و آیت الهی بودن را در همه ی افراد و اشیاء و پیرامون خود ندیدن. ذاکر امیدوار در جزییات غرق نمی شود. حواس جزءنگر است اما عقل کل نگر است. اگر کلیات را درک نکند یعنی غافل است. مثلاً زیبایی را دیدن، زیبایی شکر را دیدن، زیبایی را در رضایتمندی دیدن. آیت خدا را ببینینم. خود را در آینه آیت ببینید. (خدایا همانطور که زیبا آفریدی اخلاقم را زیبا کن.) حتی جلوی آینه هم ذاکر است. زیبایی درونی افراد بیشتر است. پشت صورت، سیرت زیبا را ببینید. انعام: موجوداتی که باید از آنها کار کشید خودشان مسئولیت خود را نمی فهمند. غرق شدن: غلبه ی بیرون بر درون. شنا:تسبیح- سباحت- غلبه ی درون بر بیرون. ذاکر در محسوسات غرق نمی شود. رفتار همسر را امتحان خود می بیند.
  2.  امیدوار قیام و استقامت دارد. قامت او نمی شکند. "قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ (46 سبأ)" رکن اول زندگی قیام برای خداست. " أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (زمر36)" این را باید با عقل بفهمید که خدا کافی است. " إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت30)" قیام خود را تا قیامت باید حفظ کنی. قیام یا لقاء حی قیوم، حی قیوم، در قیامت لقاء او رخ می دهد. اقامه صلوة: قیام می کنم که قامتم نشکند قامت انها نشکست، پیکر شکست، قفس شکست، اما قامت نشکست. قامت قیامت را برپا کرد. یعنی قیام و مقاومت و استقامت در برابر: 1- ابتلائات، ازمایشات هر لحظه. 2- حوادث 3- مشکلات 4- ناملایمات 5- سختی ها.

 

اللهم عجل لولیک الفرج


برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است