فرآیند زندگی از منظر قرآن 2 - جلسه 2



 

بسم رب الحسین علیه السلام

جلسه دوم فرآیند زندگی از منظر قرآن دور دوم

تاریخ: 12 / 11 / 1394

 

آیا زندگی بودن است یا شدن ؟؟

این بالا و پایین رفتن نشانه زنده بودن ماست (ضربان قلب)

اما زنده بودن دلیل زندگی ما نیست

 

آیا دانستن معنی زندگی در نحوه ی زندگی ما تاثیر دارد ؟؟

اگر زندگی معنایی برای انسان نداشته باشد ، زنده بودن او قطعا ارزشی نخواهد داشت هر چند تمام امکانات زندگی هم برایش فراهم باشد

بنظر می رسد معنای زندگی از خود زندگی با ارزش تر است

زیرا بدون دانستن آن ، سود و زیان کارها معلوم نمی شود و مدیریت زندگی برای انسان ممکن نخواهد بود

ضمنا فهم بندگی هم بدون معنی زندگی امکان ندارد

 

نکته ی خیلی مهم :

زندگی چی نیست ؟

این زندگی ، مقصد نیست .

اکثرا هدف دارد و وقتی به هدف می رسند از حرکت می افتد

آنچه لازم داریم جهت است ، جهت بسوی بی نهایت

پس زندگی چیست ؟؟

زندگی فرآیند و شدن و انا الیه راجعون است

فرآیند مجموعه تحولاتی است که باید در سما رخ دهد

زندگی فرصت پرواز بلندی است * قصه این است چه اندازه کبوتر باشی

(کسی که تنبل است عاقل نیست ، پس عاشق نیست )

پس زندگی فرصتی بسیار گرانبها برای شنا و تسبیح و تقرب به سوی حیّ قیوم است : تسبیح یعنی مواظبت کنیم صحبت غیر محبوب در او جای نگیرد . زندگی پروازی است فرآیندی است بسوی حیّ قیوم در هر لحظه (جریان داشتن)

خوشا آنانکه دائم در نمازند فرآیند یعنی علی الدوام – کل حال

طه 130

فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى ﴿130﴾

پس بر آنچه مى‏گويند شكيبا باش و پيش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستايش پروردگارت [او را] تسبيح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نيايش پرداز باشد كه خشنود گردى (130)

موتور تسبیح حمد است – بدون حمد نمی شود تسبیح کرد .

این رضایت ربطی به امکانات ندارد می شود مثل حضرت یعقوب غرق در مشکلات باشد مثل حضرت ایوب مثل موسی بن جعفر اما راضی باشد .

 

از منظر قرآن انسان دو نوع حیات دارد :

1- زندگی و حیات موقت دنیوی

2- زندگی و حیات جاودانه اخروی

 

عنکبوت 64

وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿64﴾

اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏دانستند (64)

لذا خداوند از انسان عاقل و عالم انتظار دارد که زندگی دنیوی را پُل بازگشت به حیات اخروی بداند :

 

انعام 32

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿32﴾

و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند بهتر است آيا نمى‏انديشيد (32)

عقل به آن چیزی می گویند که مرا عاشق خدا میکند .

برای کسی که به عقل خود رجوع میکند ، اگر به عقل رجوع کنید متوجه میشوید که زندگی دنیا لعب و لهو است .

 

عنکبوت 64

وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿64﴾

اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مى‏دانستند (64)

علمی علم است که بفهمید آخرت ، زندگی است و دنیا لهو و لعب است

پس تمام مردم در طول تاریخ در دو گروه قرار دارند :

 

آل عمران 152

وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿152﴾

و [در نبرد احد] قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانيد آنگاه كه به فرمان او آنان را مى‏كشتيد تا آنكه سست‏شديد و در كار [جنگ و بر سر تقسيم غنايم] با يكديگر به نزاع پرداختيد و پس از آنكه آنچه را دوست داشتيد [يعنى غنايم را] به شما نشان داد نافرمانى نموديد برخى از شما دنيا را و برخى از شما آخرت را مى‏خواهد سپس براى آنكه شما را بيازمايد از [تعقيب] آنان منصرفتان كرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است (152)

 

اسرا 18

مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ﴿18﴾

هر كس خواهان [دنياى] زودگذر است به زودى هر كه را خواهيم [نصيبى] از آن مى‏دهيم آنگاه جهنم را كه در آن خوار و رانده داخل خواهد شد براى او مقرر مى‏داريم (18)

 

اسراء 19

وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا ﴿19﴾

و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد آنانند كه تلاش آنها مورد حق‏شناسى واقع خواهد شد (19)

 

شوری 20

مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ ﴿20﴾

كسى كه كشت آخرت بخواهد براى وى در كشته‏اش مى‏افزاييم و كسى كه كشت اين دنيا را بخواهد به او از آن مى‏دهيم و[لى] در آخرت او را نصيبى نيست (20)

حسنه نردبانی است که ما را به خدا برساند .

هیچ چیز در دنیا نداریم هر چه داریم امانت است امانت هر چه کمتر ، بهتر است باور کنیم هر چه داریم امانت است ، و امانت هر چه بیشتر پس باید بیشتر جواب پس بدهد و تمام زنان هم از منظر قرآن دو گروه هستند :

28 و 29 احزاب

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿28﴾

اى پيامبر به همسرانت بگو اگر خواهان زندگى دنيا و زينت آنيد بياييد تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خرم شما را رها كنم (28)

وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿29﴾

و اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتيد پس به راستى خدا براى نيكوكاران شما پاداش بزرگى آماده گردانيده است (29)

 

بازگشتن به حیات اخروی چگونه ؟؟

اگر انسان باور کند که : رحمت ، قدرت ، جبروت ، عزت و عظمت خدا بر هر چیزی غلبه دارد :

برحمتک التی وسعت کل شی

بقوتک التی قهرت بها کل شی

و خضع لها کل شی

و ذل لها کل شی

و بجبروتک التی غلبت بها کل شی

و بعزتک التی لا یقوم لها شی

و بعظمتک التی ملات کل شی

 

و اگر باور کند که ؛ هر چیزی مظهر سلطنت و وجه اسماء و علم و نور وجه الهی است :

و بسلطانک الذی علی کل شی

و بوجهک الباقی بعد فنا کل شی

و باسمائک التی ملات ارکان کل شی

و ...

و عاقلانه و عارفانه بگوید اللهم عظم سلطانک و علا مکانک و خفی مکرک و ظهر امرک و غلب قهرک و جرت قدرتک و لا یمکن الفرار من حکومتک حتما عاقلانه می پذیرد و عاشقانه دو چیز را از خدا تقاضا می کند : اسئلک بحقک و قدسک و اعظم صفاتک و اسمائک ان تجعل اوقاتی من الیل و النهار

1- بذکرک معموره

2 – و بخدمتک موصوله

و حالی فی خدمتک سرمدا = جاودانه در خدمتت باشم

 

( چقدر فرآیند زندگی در تو رخ داد – چقدر رشد داشتی ؟  – سوالی که از ما می شود )

قو علی خدمتک جوارحی ( این جهت است )

 

آیا خدا به خدمت ما نیاز دارد ؟؟

قطعا خداوند بی نیاز مطلق و غنی مطلق است و فقط انسان است که نیازمند خدمت است چرا؟؟

زیرا هیچ لذت و عزت و سعادتی بدون " تلاش" بدست نمی آید :

نجم 39

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿39﴾

و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست (39)

هر چقدر بیشتر زحمت بکشید لذت آن بیشتر است

پس کار برای لذت و عزت و سلامت و سعادت و تکامل و تعالی انسان یک نیاز حیاتی است چرا ؟؟

زیرا بدون کار و تلاش قابلیت ها و لیاقت ها و توانایی ها و قدر و استعدادها و فضائلی را که خدا به انسان امانت داده است هرگز شکوفا نمی شود :

در حالیکه ابراز آن امانت ها آزمون اوست :

انعام 165

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿165﴾

و اوست كسى كه شما را در زمين جانشين [يكديگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى ديگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد آرى پروردگار تو زودكيفر است و [هم] او بس آمرزنده مهربان است (165)

( این توانایی ها را خدا سوال می کند ، امانت داده است رحم یعنی فرصت دهید .

رحمانیت خدا را اگر خوب استفاده کنیم شامل رحیمیت و آنانکه استفاده نکنند رجیم می شوند )

زیرا اگر امانت های الهی خود را شکوفا نکند او کافر و معذب خواهد بود :

نساء37

الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿37﴾

همان كسانى كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه را خداوند از فضل خويش بدانها ارزانى داشته پوشيده مى‏دارند و براى كافران عذابى خواركننده آماده كرده‏ايم (37)

کتمان باعث کافر شدن می شود

انسان باید مثل گل خودش را شکوفا کند

 

فرق ما با مخلوقات دیگر چیست ؟؟

نکته خیلی خیلی مهم : انسان در تنهایی نمی تواند و کار او بهانه می خواهد پس او باید به هر نحوی " استخدام" شود : یعنی مسئولیت پیدا کند

پس همسر و فرزند و تمام دوستان و دشمنان و اشیاء و خلائق و حوادث بهانه هایی برای " استخدام " هستند

لذا افراد زنده و عاقل و شاد در هر شرایطی به بهانه ی ،همسر ، فرزند ، بستگان ، همسایگان و دوستان و دشمنان و سایر مردم و مخلوقات با ابراز توانایی های موجودِ خود برای خودشان امتیاز می گیرند :

البته هر خدمت و استخدامی عامل رشد و شکوفایی و تکامل و تعالی انسان نیست ، زیرا ابراز غیر مجاز و خدمت به طغیانگران ، عامل لعن و عذاب می شود :

و لعن الله امه اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک ....

(اسرجت زین درست می کنند و اسبها را لگام و نقاب زدند و برای جنگیدن و کشتن تو مهیا کردند )

 

14 و 15 مجادله

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿14﴾

آيا نديده‏اى كسانى را كه قومى را كه مورد خشم خدايند به دوستى گرفته‏اند آنها نه از شمايند و نه از ايشان و به دروغ سوگند ياد مى‏كنند و خودشان [هم] مى‏دانند (14)

 

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿15﴾

خدا براى آنان عذابى سخت آماده كرده است راستى كه چه بد مى‏كردند (15)

پس هر خدمتی و به هر فردی عبادت خدا هم نیست .

خود خدمت ملاک نیست ، بلکه خدمت و استخدامی عامل زندگی جاودانه است که " عاقلانه و صادقانه و مومنانه و صالح " و مجاز و عامل تقرب به حیّ قیّوم باشد :

نحل 97

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿97﴾

هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد (97)

حیات طیبه را به او تزریق می کنیم ، حیات در او جریان دارد و بر مبنای او احسن کارها پاداش می دهیم .

اینکه کار انسان مومنانه و عامل تقرب به حیّ قیوم باشد یعنی چه ؟؟

در روایتی می فرمایند :

اگر فردی در خروج از خانه بگوید " بسم الله و بالله و علی مله رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم " تمام ملائکه مامور رفع حوائج او می شوند یعنی عوامل باطنی عالم به کمک او می آیند

در روایت دیگر :

اگر فردی بی وضو از خانه خارج شد و مسائلش حل نشد خودش را ملامت کند

یعنی :  انسان ذاکر با وضو به طهارتی می رسد که حجاب ها برایش کنار می روند و او لایق حمایت های غیبی می شود .

اگر عقد ازدواج هم مومنانه و موحدانه منعقد شود رابطه زن و شوهر ، یک رابطه قدسی و ملکوتی می شود و مورد حمایت امدادگران غیبی قرار می گیرد و برکات و ثمرات آن برای هر کدام که مومن باشد پایان ناپذیر خواهد بود

 

پس فرق زنا و نکاح در چند جمله عقد نیست ( بلکه آن توجه در خطبه عقد است )

پس اگر کمترین گفتار و رفتار ما با توجه به خدا و رسول و آخرت انجام پذیرد همان کار و عبادتی بزرگ و عامل تقرب و حیات طیبه می شود

اسئلک بحقک و قدسک و اعظم صفاتک و اسمائک ان تجعل اوقاتی من الیل و النهار

1- بذکرک معموره

2 – و بخدمتک موصوله

یک چشم زدن غافل از آن یار نباشید * شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

 

برای این مطلب نظری ثبت نشده است و یا نظر شما هنوز مورد تایید مدیر سایت قرار نگرفته است