اشتباه بزرگ شیعیان



اشتباه بزرگِ شیعیان:

اشتباه بزرگ شیعیان در سال ۶۰ و ۶۱ هجری، این نبود که با سپاه إبن زیاد و عُمر سعد همراه شدند و در مقابلِ امام حسین صلوات الله علیه ایستادند.

زیرا در تاریخ نیامده است که از خواص شیعیان کوفه فردی در جنگ علیه امام حسین صلوات الله علیه شرکت کرده باشد.

اما ... اشتباه بزرگ و غیرقابل جبران شیعیان این بود که « نمایندة امام » را تنها گذاشتند.

با این بهانه که: مگر مسلم ابن عقیل « معصوم » است که به دستوراتش عمل کنیم !!

با این بهانه که: مسلم ابن عقیل جوان است و حقّ إعلام جهاد و ایستادن در مقابل دشمن را ندارد!!

با این بهانه که: فقط باید « مطیعِ خودِ امام معصوم » باشیم.

و گفتند: ما منتظر می‌مانیم تا خودِ امام معصوم بیاید و آنگاه برای او جان خواهیم داد.

البته راست می‌گفتند و همه جان دادند. اما کجا؟

قتلگاه « عین الورده » و توابین کجا؟ و کربلا و آنان که « حلّت بفنائک » شدند کجا؟

پس با همین شک و شبهه ها، نماینده امام را تنها گذاشتند و شد آنچه نباید میشد.

و قرنهاست که از این حادثه عبرت نگرفتهایم!

هنوز می‌شنویم که: مگر « ولی فقیه » معصوم است؟!

هنوز می‌شنویم که: میمانیم تا امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف خودش تشریف بیاورد تا برایش جان دهیم.

در حالی که اهل کوفه نبودن یعنی:

تا وقتی حسین صلوات الله علیه نیامده، « به دستور خودِ امام »، مُسلم، « ولی أمر » است.

چرا؟

چون او « منصوب ِ » معصوم است.

توابین، وقتی آمدند که کار از کار گذشته بود. وقتی باید میآمدند نیامدند. وقتی آمدند که کار تمام شده بود!

شیعه امروز نباید مثل کوفیان و توابین آن روز باشد،

برای « تعجیل در ظهورِ آخرین حجت الهی »،« اکنون » باید « نایب او » را اطاعت کرد.

توابین کوفه جانشان را برای امام حسین صلوات الله علیه فدا کردند و شهید شدند اما اشکالشان این بود که جان‌فشانی آنها « به موقع » نبود. لذا اثر کارشان یک هزارم کار شهدای کربلا نشد.

اگر آنها همان جهاد را برای « سفیر منصوبِ امام » انجام می‌دادند چه بسا « مسیر تاریخ » عوض می‌شد.

پس هر حرکتی، « در زمان خودش » مهم است و ارزش دارد.

و مانند مردم مصر آن روزگار که شاخص برایشان « مالک اشتر » بود و اطاعتِ او به خاطر « منصوب » بودنش « واجب » بود،

در این زمان هم شاخص برای ما « به دستور خود معصومین صلوات الله علیهم »،« ولایت فقیه » است.

« و الازم لهم لاحق » نه عقبتر و نه جلوتر.

بکوشیم تا از « لازمین » این مسیر باشیم و نقش و تکالیفمان را « به‌ موقع » انجام بدهیم. إن شاء الله تعالی


الف     1397/11/17 - 10:53
با عرض سلام خدمت شما معلم و استاد بزرگوار، حق با شماست: مُلک و فرمانروایی و منصوب خداوند بودنِ حضرت طالوت - و نه عصمت ایشان - توسط یک آیه برای مردم ثابت شد. حال سؤال من این است: آیا دلیلی محکم بر منصوب خداوند بودنِ فردی که در نظام سیاسی ایران به رهبری می‌رسد وجود دارد؟ دلیلی که استحکام آن بیش از نتیجه‌ای باشد که از بررسی کارنامه‌ی اعمال فرد می‌توان به آن رسید.

سلام و رحمت الهی بر شما. انسان، مخلوقی « کمال طلب » است اما « راه رسیدن » به آن را نمی داند لذا تنها نیازی که در هر نماز دو بار آن را تکرار می کند: « هدایت » است: إهدنا الصراط المستقیم. رازمه هدایت، « اطاعت » از سفیران الهی است: ... وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا ... (نور/54) سفیران الهی عبارتند از : اول: « عقل » است. که در اختیار همه است. اصول و مبانی آن تنها وجه اشتراک مردم است. حکمش ثابت است. و در تشخیص تکلیف فرد، هیچ نقصی ندارد.أعقلُكم، أطوعُكم. (قصار/382) سفیر دوم: پیامیرانی هستند که « رسالت » و معجزه دارندو عقل رسالت آنان را تصدیق می کند. سفیر سوم: رسول أکرم صلی الله علیه و آله هستند که تمام پیامبران نام و خصوصیات ایشان را قبلا گفته اند و تنها رسولی هستند که مأموریت جهانی دارند:وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (سبأ/28) اما بعد از آخرین پیامبر ، سفیر الهی کیست؟ زیرا « هر امتی » به « رسول و سفیر و هادی و منذر » نیازمند است: َ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ (رعد/7)وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فيها نَذيرٌ (فاطر/24) وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ (يونس/47) برای تشخیص سفیران چهارم و پنجم: چه باید کرد؟که ظاهرا در قرآن با « نــــــــام » ، معرفی و « جعل » نشده اند. آیا باید دنبال « معصوم » باشیم و از او اطاعت کنیم یا دنبال افرادی که « جعل و نصب » شده اند؟ چون هیچ آیه و روایتی ما را موظف به اطاعت از معصوم نکرده و چون پیامبران و امامان صلوات الله علیهم، عصمت را موجب اطاعت مردم اعلام نکرده اند و چون با اینکه « عصمت » با عقل و نقل « قابل اثبات » هست اما برای مردم « قابل احـــراز » نیست لذا باید انواع « جعل و نصب » را بشناسیم. جعل و نصب در تمام کشورها به « دو صورت » انجام می شود: اول : جعل و انتصاب خاص: (معرفی با نام) مثل: حدیث غدیر، حدیث منزلت، جعل استانداری سلمان، محمد بن ابی بکر، مالک اشتر، عبدالعظیم حسنی، مسلم بن عقیل ، نـواب أربعــه، و 313 یاوران حضرت مهدی صلوات الله علیه که بعد از ظهور در اقصی نقاط جهان نیابت خواهند کرد. و احکام استخدامی در ادارات تمام کشورها که « برای فرد خاص با نام خاص » اعلام می شود. دوم: جعل و انتصابِ عام: (معرفی با خصوصیات) مانند: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِـــــــي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (نساء : 59) حدیث سفینه نوح، حدیث ثقلین، و نوّاب عام (عالمانی که: أعلم، أفقه، أعدل، أشجع و خیرالموجودین هستند.مثل شیخ مفید)) ، مثال قانونی آن مانند:رئیس شورای أمنیت کشور « رئیس جمهور » است یعنی هر فردی رئیس جمهور شد این سمت را هم دارد. چند نمونه از « مشخصات اعلام شده برای جعل عام » توسط امامان « منصوب الهی »: توقیع امام زمان عجل الله تعالی فرجه به مرحوم ابواسحاق کلینی: ... امّا الحوادث الواقعه، فارجعوا فیها إلی رُواة أحادیثـنا فإنّـــــــــهم حجّتــــــــــــــی علیـــــکم و أنا حجّهُ الله ، فرمایش امام صادق صلوات الله علیه به عمر بن حنظله: مَن کان مِنکم قد رُوی حدیثنا و نظرَ فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا ...... فإنّـــــــــی جعلتُــــــــه حاکـماً ، َيُّهَا النَّاسُ؛ إِنَّ أَحَــــقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْــرِ أَقْـــــــــــــوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُــــــــــهُمْ‏ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ . اى مردم؛ تواناترين و داناترين مردم به « أمر خدا » برای « نیابت » استحقاق و شایستگی دارد. (خطبه 173 نهج البلاغه) اکنون « نایب عـــام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف » کیست؟ به گواهی « 170 فقیه » (مانند: آیه الله گلپایگانی و آیه الله سیستانی که اطاعت از ایشان را بر تمام مراجع هم واجب اعلام کردند)(حضرت امام خمینی رحمه الله علیه، آیه الله مرعشی، آیه الله اراکی و ... ) ، در تمام جهان اسلام، فردی « عالم‌تر، جامع‌تر، تواناتر، باتقواتر عادل تر ، فقیه تر ، مناسب تر » از « مقام معظم رهبری »، شناخته نشده و ایشان « خیرُ الموجودین » هستند.

الف     1397/11/09 - 10:36
با عرض سلام، آیا دلیل محکمی دارید که فردی که در نظام سیاسی ایران به رهبری می‌رسد منصوب امام معصوم است؟ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (بقره/۲۴۸)

با سلام به شما و سلام به پرسش مومنانه شما. برای اینکه پاسخ شما روشن شود ابتدا باید بفرمائید که آیا امامت امیرالمومنین حضرت علی صلوات الله علیه، به خاطر « عصمت » ایشان بود یا به خاطر « منصوب الهی » بودنشان؟ آیا در غدیر خم « عصمت » ایشان « مطرح » شد یا فقط « أمر و جعل الهی » را رسول أکرم صلی الله علیه و آله فقط و فقط باید « ابلاغ » می فرمود؟ در آیه 248 سوره بقره با « معرفی حضرت أرمیای نبی » و « معجزه حمل تابوت مقدس توسط ملائکه » ، « جعل الهی رسالت حضرت طالوت » اثبات شد یا « عصمت » ایشان مطرح شد ؟ آیا حضرت علی صلوات الله علیه و یا سایر أئمه صلوات الله علیهم هم باید « معجزه » می داشتند؟ آیا « یک آیه یا روایت » سراغ دارید که پیامبران و رسولان الهی و أئمه أطهار » صلوات الله علیهم، « عصمت » خود را « واجب الإطاعه » اعلام کرده باشند؟ آیا نمایندگان و والیان پیامبر أکرم صلی الله علیه و آله در یمن و سایر شهرها و جناب مالک اشتر و استانداران و نمایندگان أمیرالمومنین صلوات الله علیه چون « معصوم » بودند باید « اطاعت » می شدند؟ آیا روز جمعه ای که شخصی ظهور می کند و ادعا می کند که نام من مهدی است آیا باید « عصمت » او را احراز کنیم تا اطاعتش کنیم؟ آیا « عصمت » ایشان ، « قابل احراز » است ؟ آیا می شود بررسی کرد و فهمید که ایشان در طول دوران غیبتشان چه کار کرده اند کجا رفته اند آیا خطا و گناه کرده اند یا خیر ؟ لطفا (شما یا سایر عزیزانی که این مطالب را می بینند) با حوصله به هر کدام از این پرسشها پاسخ دهید تا پاسخ پرسش شما درباره « ولی فقیه » را در هر زمان عرض کنم و برای شما روشن شود. موفق و موید باشید و التماس صلوات