چرا خداوند بهترین بندگانش را برای رهایی بشر مامور کرد؟



* زمان پاسخگویی به این سوال به پایان رسیده است *

 

چرا خدا، بهترین بندگانش را برای رهایی بشر از غفلت، جهالت و ضلالت مأمور کرده ؟

در حالیکه بشر به خاطر از خودبیگانگی و خود « بزرگ‌بینی » و خود « کم‌بینی »، با سفیران الهی بد برخورد کردند و بسیاری از آنان را اذیت و سنگسار و إخراج کردند و یا کشتند ؟

وقتی خدا می‌داند که « هدایت » پیامبرانش، برای « أکثرِ » مردم کارایی ندارد و می‌فرماید :

وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقينَ (أعراف/102)

إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ (غافر/59)

... وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ (سبأ/13)

تا جایی که خود خدا از « فسق و فساد » انسان فریادِ « مرگ بر انسان » سر می‌دهد :

قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ (عبس/17)

چرا باز پیامبران را پی در پی مأمور کرده است ؟

وقتی حضرت نوح علیه السلام بعد از 950 سال خون دل خوردن می‌گوید : خدایا ؛ من قومم را شب و روز به سوی تو دعوت كردم و دعوتم جز بر شدت فرارشان نيفزود و هر بار كه آنها را دعوت كردم تا آنها را بيامرزى، انگشتانشان را در گوشهايشان كردند و لباسشان را بر سر كشيدند که حتی مرا نبینند و بر گمراهیشان اصرار ورزيدند و بر كبرشان افزودند: (نوح/آیه5تا7)

چرا باز خدا حضرات إبراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام را مأمور کرد ؟ و وقتی آنها به خیالشان عیسی بن مریم سلام الله علیهما را به صلیب کشیدند چرا باز حضرت « محمّد » را برای « سیزده سال » سنگ خوردن و ناسزا شنیدن ‌فرستاد ؟

« نقص » کجاست ؟ آیا رسولان الهی مهارت لازم را نداشتند ؟

آیا کتابهای آسمانی و دین و شریعت نقص دارند ؟ آیا بشر، بی‌عقل و بی‌شعور است ؟

چرا خداوند دست از هدایتِ انسان بر نمی‌دارد؟

چرا وقتی خداوند دید که آخرین پیامبرش، تمام قدرت مشرکین و کفار و یهود را در جنگ أحزاب در هم شکست اما در محاصره‌ی « نفاق » قرار گرفت، چرا اجازه داد « علی » غرق در خون شود ؟ و جگر امام « حسن » ، پاره پاره شده و از گلویش بیرون بیاید ؟

چرا وقتی خداوند آن همه جهالت و لجاجت و بی‌بصیرتی و « نفاق » مردم کوفه را دید چرا باز « حسین » را با عزیزانش ، برای « نجات » همین مردمِ ناسپاس ‌مأمور کرد ؟

به نظر شما،خداوند به این پرسشها در قرآن چه پاسخی داده و چرا چنین پاسخی داده است؟

 

*************** پاسخ ***************

 

خداوند می­ فرماید :

پاسخِ « اول » من اینست که می‌خواهم با بشارت و هشدارِ پیامبرانم با تمام مردم، « إتمام حجّت » کنم :

رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيماً (نساء/165)

می‌خواهم بشر را از « ظلمت به نور » بکشانم ( لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ) شاید از خواب غفلت، « بیدار » و متنبّه شود و « تفکّر و تعقّل و تدبّر » و اطاعت کند.

 

چرا ؟ چون من سابقه‌ی این بشر کوفی صفت را خوب می‌شناسم و می‌دانم که اگر بهترین بندگانم و خصوصا « حُسینم » را مأمور نمی ­کردم، همین کوفیانِ نیرنگ‌باز فریاد مظلومانه سر می‌دادند که :

ای خدا؛ ای پیغمبر؛ ما با صدها نامه از اماممان کمک خواستیم و التماس کردیم اما او « کُنج عافیت » را بر « رنج قیام » ترجیح داد ، افسوس که نیامد اما اگر می‌آمد چه می‌شد !

 

« مگر آن یهودیان بعد از موسی را ندیدید » : 

(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَني‏ إِسْرائيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى‏؟)

وقتی به پیامبرشان (حضرتِ إرمیا) گفتند : رهبری را برای ما مشخص کن تا در راه خدا (با جالوت ظالم) مبارزه کنیم. 

( إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ : ابْعَثْ لَنا مَلِكاً ، نُقاتِلْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ)

پیامبرشان پرسید : آیا اگر فرمان جهاد صادر شود احتمال دارد که مبارزه نکنید ؟

(قالَ : هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلاَّ تُقاتِلُوا ؟)

گفتند : این حرفها چیه ؟ چرا نجنگیم در حالیکه از خانه ­هایمان اخراج شده ­ایم و پسرانمان را از ما گرفته ­اند ؟

(قالُوا : وَ ما لَنا أَلاَّ نُقاتِلَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا ؟)

اما وقتی (حضرت طالوت معرفی و) فرمان جهاد صادر شد جز تعداد کمی از آنها همه نافرمانی کردند:

( فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ ، تَوَلَّوْا إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالِمينَ (بقره/246))

و وقتی پیامبرشان گفت: خداوند طالوت را برایتان برگزیده (با اعتراض) گفتند: چرا او باید رهبر ما باشد ؟ در حالی که « خود ما » به رهبری سزاوارتریم زیرا او « هیچ ثروتی » ندارد !!! :

(وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ : إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا : أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا ؟ وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ!!!)

آری، بشر چنین است و نمی‌توان حریف زبان او شد.

با هر منطقی با او سخن بگویی، حرف خودش را می‌زند.

زیرا او، موجودی « بهانه‌گیر » و « توجیه‌گر » است.

و وقتی راه فرار نداشته باشد، « نفاق » و دوروئی پیشه می‌کند.

پس مردم زمان حضرت نوح خیلی نجیب بودند که لباسشان را بر چشمشان می‌کشیدند که او را نبینند یا انگشتانشان را در گوششان فرو می­ بردند که صدای او را نشوند، اما بعدی‌ها، سنگ زدند، جگر درآوردند، به گلوی نازک شیرخوار تیر سه شعبه زدند، سر بریدند، خیمه آتش زدند ، حتی بر پیکرها اسب دوانیدند ...

تا : در جهالت خود، غوطه بخورند و از نفهمیدن خود، کودکانه لذّت ببرند و در ظُلمت، وجدانشان را بخوابانند تا بدون « سرکوفت‌های » او برای هر إبلیس و شیطان و طاغوت و کدخدایی، نوکری و بردگی کنند و به خیال خودشان و به دروغ ، با خوشی زندگی کنند.

 

و اما پاسخِ « دوم » من اینست که می‌خواهم مثل شما که هزاران خروار گِل و ماسه و سنگ را جا به جا می‌کنید و با هزاران زحمت آنها را می‌شویید تا به ذره‌ای « طلا » برسید،

من هم در میان میلیاردها « آدم ­نما » ، دنبال « افرادی طلایی و زیبا و مقاوم و گرانبها » هستم.

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لايُفْتَنُونَ (2) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ (عنکبوت/3)

زیرا بسیاری از مردم ادعای ایمان دارند اما وقتی آزمایششان می­ کنم و کمی اذیّت می ­شوند، ضعف و اشتباه خودشان را عذابِ الهی می ­پندارند و وقتی پیروزشان می ­کنم، حضور خودشان را مؤثر می ­پندارند، آيا من به آنچه در دلِهاست داناتر نيستم و مومن و منافق را نمی­ شناسم؟

: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما في‏ صُدُورِ الْعالَمينَ (عنکبوت/10))

پس من منتظرِ « إنقلابِ » افرادی مثل ساحران زمان فرعون هستم.

منتظرِ « تولّد » محمّد بن ابی‌بکرها هستم.

منتظر « رویش » مالک أشترها هستم.

منتظرِ « تحوّلِ » حرّ بن ریاحی‌ها هستم.

 و من منتظر این هستم که « صالحان » بخواهند و برای وارث زمین شدن آماده و از هر نظر شکوفا شوند:

(وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ (أنبیاء/105))

من می ­خواهم از ابوذری که برای هیچ زنده بود و برای هیچ می ­مُرد، ابوذری بیرون بیاورم که فقط برای « حق » زنده بود و برای « حقّ » حتی تنها می ­مُرد.
می ­خواهم از بلالی که تا دیروز جاهلانه به اربابش افتخار می ­کرد، بلالی بیافرینم که عاقلانه مقابل اربابش می­ ایستد و او را حقیر می ­بیند و او را راهنمایی هم می ­کند و برای مبارزه با او هم آماده است.
می ­خواهم از سلمان، آن کویر تشنه و مسافر پایدار، دریایی بسازم از عظمت و معرفت و عشق.
و من منتظر « تابش » خمینی­ ها و « عدالت­خواهان صادق » هستم.

 

برگرفته از کتاب « غدیر » مرحوم زنده­ یاد استاد علی صفایی حائری


جهانپور     1396/07/28 - 10:56
خداوند متعال برای هستی هدفی اراده فرموده (وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَ لَاكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ(253)) و حجت های خود را بنا به مردم همان زمان، پی در پی فرستاده است تا مردم را انذار کنند. ولی هنوز حجت بالغه را نفرستاده تا مردم به یقین برسند(مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ (48)) و حجت برهمه مردم جهان تمام شود.با ظهور مهدی(عج الله تعالی) حجت تمام میشود. قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعينَ (149)مردم یا اهل حق شده یا اهل باطل، اذا هیچکونه معذوریتی پذیرفته نمی شود.

با سلام و سپاس از بیان قرآنی و زیبای شما که پاسخ بخشی از پرسش را روشن نموده است. موفق و موید باشید.

جهانپور     1396/07/26 - 15:17
دنیا با حب شهوتها و خواسته ها زینت داده شده است؛ "زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ .. "(آل عمران/1) و هر لحظه در حال اختیار و انتخاب حق یا باطل است" وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُم "پیروی از شهوتها و هواهای نفسانی و ضایع کردن صلاة ،عامل اصلی غی شدن (سرگشتگی) و بالاخره جهنمی شدن آنها میگردد:* فخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُواْ الشهَّوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا(59)؛لذا کار به جایی میرسد که پیامبران و آمران قسط را به قتل میرسانند: إِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ (21/آل عمران)؛این گروه اگر توبه نکرده و موفق به عمل صالح نگردند، از داخل شدن به بهشت محروم میگردند.؛إِلَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئكَ يَدْخُلُونَ الجْنَّةَ وَ لَا يُظْلَمُونَ شَيْا(60)؛لذا خداوند بهترین انسانها، یعنی پیامبرانش را جهت این امر مهم که هدف خلقت است، رافرستاد تا با انذار و تبشیر انسانها را هدایت کنند. وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (52) چون انسان مال خداست و بسوی او باز میگردد"انالله و انا الیه راجعون" لذا هدایت و حیات یک نفررا معادل احیاء همه مردم است. لذا می بینیم که پیامبران و ائمه اطهار تا آخرین لحظه ، و برای تک تک انسانها تلاش می کنند. حضرت علی(ع) تا آخرین لحظه برای هدایت معاویه تلاش میکند. امام حسین (ع) در قتلگاه، برای هدایت حتی دشمن، تلاش میکنند. مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (32)

با سلام به شما و سلام به کرامت و نجابت آسمانی زن و تشکر از پاسخ قرآنی و مفصل شما. تمام نکاتی را که از قرآن فرموده اید بسیار درست و متین است. اما قرآن برای پرسش مطرح شده ، فقط یک پاسخ مشخص و مشهور دارد که پس از بیان آن باید علت آن توضیح داده شود. در هر حال از تلاش شما بسیار سپاسگزارم.

مرى محمدى     1396/07/26 - 11:07
وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا ۖ وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ(١٢٣ انعام) و این گونه [که در مکه می بینی] در هر آبادی و شهری رؤسا و سردمداران گنهکاری قرار دادیم تا در آن [برای گمراه کردن مردم] نیرنگ زنند، ولی جز به خودشان نیرنگ نمی زنند، و [این واقعیت را] درک نمی کنند. حقيقت تلخى است كه قران فاش مى كند، همواره أكثريت مردم مصرف كننده مى باشند و پيرو افكار و انديشه ديگران هستند. مردم نيازمند امام و رهبر مى باشند. أفكار أكابر بر رهبرى جامعه اثر دارد. مفاسد و بدبختیهای اجتماع از سردمداران بی‌دین و ناپرهیزگار سرچشمه می‌گیرد، و آنان هستند که مردم را از راه حق منحرف می‌سازند.اين رهبران فاسد و مفسد، ريشه فساد هر جامعه اى هستند و تكبر آنها مانع پذيرش حرف حق مى شود. وقتى أنبياء براى هدايت مردم مى آمدند، اين بزرگان از خدا بريده تاب ديدن أطاعت مردم از گروه بهترين ها را نداشتند. بنابراين همواره در مقابل بهترين أفراد هر قريه و جامعه اى بدترين أفراد قرار دارند.

با سلام و تشکر از شما و سلام به مقام والای زن. سخنتان درست است اما نفرمودید : برای هشدار به همین مسئولین دروغگو و خائن و از خدا بریده و مردم بی بصیرت و غافل و راحت طلب و نوکرصفتی که به افرادی از جنس معاویه و یزید و ابن زیاد و عمر سعد و عمروعاص رأی می دهند اما از امام علی و امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم حمایت نمی کنندچرا خداوند باز بهترین ها را مأمور می کند ؟ مأموریت این همه نبی و امام و وصی و هادی و منذر ، وقتی « اکثر الناس » گوش نمی کند چه لزومی دارد ؟

فرشته ترابی     1396/07/25 - 13:59
با سلام واحترام فرموده بودید که آیه ای را راجع به فرمایش علی علیه السلام بیاورم من آیه ۲۵ سوره حدید را کامل تر دانستم که هدف ارسال انبیاء و برنامه آنها را دقیقاً بیان میکند مارسولان خودرا بادلایل روشن فرستادیم وباآنها کتاب ومیزان (شناسایی حق از باطل وقوانین عادلانه)نازل کردیم(وانزلنامعهم الکتاب والمیزان)تامردم قیام به عدالت کنند (لیقوم الناس بالقسط) به هر حال هدف اجرای قسط وعدل است وسپس به یکی دیگر از اهداف ارسال ونزول کتاب آفرینش وسایلی همچون آهن اشاره کرده و هدف این است که خداوند بداند چه کسی او ورسولانش را یاری می کند (ولیعلم الله من ینصره ورسله بالغیب)تا آشکار شود چه کسانی به یاری خدا ومکتب او به پا می خیزندوقیام به قسط می کنند وچه کسانی از این وظیفه سرباز می زنند به این ترتیب مسئله آزمون انسانها وجدا سازی صفوف یکی دیگر از اهداف بزرگ این برنامه بوده است تعبیر به یاری خدا مسلماً به معنی یاری دین وآیین ونمایندگان او بسط آیین حق و قسط وعدل است وگرنه خداوند نیاز به یاری کسی ندارد و همگان به او نیازمندند لذا آیه با عبارت (ان الله قوی عزیز ) پایان می یابد .

با سلام به شما و تشکر از تلاش قرآنی شما. آیا مگر خداوند نمی بیند که « أکثر الناس » به هشدار و انذار و هدایت سفیرانش توجه نمی کنند و از عزت پایدار بیزارند و عاشق ذلت و نوکری و بردگی هستند لذا از هر دروغگو و خائن و تحقیر کننده ای حمایت می کنند و هر سفیر صادق و عالم و منطقی و مهربانی را تنها می گذارند و مسخره می کنند ؟ چرا باز بهترین بندگانش را مأمور می کند ؟ امام حسین صلوات الله علیه که بدعهدی کوفیان را می دانست چرا بر اساس دعوتنامه های دروغین آنها به کربلا رفت ؟ آیا امام فریب خورد ؟

ویدا موسوی     1396/07/25 - 00:02
با سلام و تشکر عقل انسان برای هدایت او کافی نبود و این که متذکر فطرت توحیدی اش شود؛ لذا خداوند (الله اعلم حیث یجعل الرساله). بهترین بندگان را برای این رسالت انتخاب کرد که بتوانند الگوی شایسته ای باشند و انسان نیز پای خود را منطبق بر جای پای آنان گذارد تا به سعادت برسد و اما طبق آیه ۲۰۹ شعرا که می فرمایند ذکری و ما کنا ظالمین، قبل از اینکه آگاهی و هدایتی بیاید آن ها را دچار عذاب نمی کنیم زیرا ما ظالم نیستیم( ذلک ان لم یکن ربک مهلک القری به ظلم و اهل ها غافلون. انعام ۱۳۱) خداوند مردم ناآگاه را هلاک نمی کند و ارسال انبیا دلیل سبقت رحمت پروردگار بر غضبش بوده و در این هدایت مسلما بهترین و شایسته ترین سزاوارتر هستند. آنچه خداوند به انبیا تعلیم داده و رسالت ایشان کامل و بدون نقص است، آن ها نیز مهارت کافی را در عصر خود داشتند اما مردم حیات نقد را ترجیح به آخرت دادند ( غرتهم الحیوه الدنیا و شهدو علی انفسهم .....). در مورد معصومین که اسما الحسنی پروردگارند و تجلی اسما او شرایط به ظهور در آمدن اسما فراهم شد. مخصوصا در مورد امام حسین (ع) که جان و آنچه داشت فدا کرد، منی باقی نگذاشت تا صحنه زیبای ایثار و عشق را به درستی ترسیم کند و چیزی را از قلم نیندازد، قلبش را تقدیم کرد و این جداشدن ها را الگوی بشریت قرار داد و وقتی در این ایثار با او همراه می شویم سریع تر به مقصد می رسیم، باز هم رحمت و لطف پروردگار که شامل بندگانش شده و اما چگونه می توان بندگی کرد که شایسته چنین خدایی باشد؟ و این سعادتمندی بشر بزرگترین دلیل برای انتخاب بهترین ها از جانب خدا بوده است.

با سلام به شما و سلام به مقام والا و آسمانی زن. ضمن تشکر از پاسخ شما. فرمودید : « عقل انسان برای هدایتش کافی نبود تا متذکر فطرت توحیدیش شود » آیا مگر همین عبارت را شما با « عقل » خود تشخیص نداده اید ؟ و آیا مگر نه اینست که مخاطب شما باید با « عقل » خود سخن شما را بپذیرد یا نپذیرد ؟ چه لزومی دارد برای تجلیل از مقام پیامبران الهی صلوات الله علیهم ، از عقل « ایراد » گرفته شود ؟ اگر عقل مشکل دارد پس چرا خداوند در قرآن (به جای اینکه بازخواست کند که چرا به پیامبرانم رجوع نمی کنید) می فرماید : چرا به عقلتان رجوع نمی کنید ؟ آیا این عاقلانه است که خداوند ما را به چیزی رجوع دهد که برای هدایت ما کافی نیست ؟ اگر عقل کافی نبود خداوند در قرآن نمی فرمود که « تمام پلیدی ها » را به شخصی می دهد که به عقل رجوع نمی کند. اگر کافی نبود خداوند نمی فرمود « شرورترین و خطرناکترین و خبیث ترین جنبنده از نظر من » فردی است که به عقل رجوع نمی کند. به نظر می رسد عقل برای هدایت و پیوند ما به « علم » پیامیران کافی است. اینکه در برخی از اشعار و در برخی از فیلمها و سریالهای داخلی و خارجی به شکلهای مختلف به « عقل » جسارت و توصیه می شود : « آدم باید به دل خود رجوع کند نه به عقلش » و اینکه در برخی از هیئت های مذهبی برخی می گویند : در محرم باید عقل را کنار گذاشت و فقط عاشق شد ، .... اینکه روانشناسی ، فقط « ذهن » را قبول دارد و تلاش دارد افراد ذهن گرا باشند و « وجود عقل و روح و اراده و غیب و آخرت و وحی ... » را انکار می کند به نظر می رسد از دسیسه های شیطان است. لطفا یکبار دیگر پرسش را با دقت بیشتر بخوانید و مجددا پاسخ دهید. ببینید اگر امام حسین صلوات الله علیه پس از دریافت آنهمه « نامه فدایت شوم از کوفیان به سمت کوفه حرکت نمی کرد » ، « چه می شد ؟ » موفق و موید باشید.

فرشته ترابی     1396/07/24 - 10:07
سلام حضرت علی علیه السلام فرمودند :خداوندپیامبران خود را برانگیخت وپیاپی بین مردم فرستادتابشر رابه اداءپیمان فطرت وادارند ونعمتهای فراموش شده خدارا یادآوری کنندوبافعالیتهای تبلیغی خودنیروهای نهفته عقل مردم را برانگیخته وبه کار اندازندو خداوند چه پاسخی در قرآن داده آیه ۵۲ سوره ابراهیم وآیه ۱۵۱ سوره بقره.

با سلام به شما و تشکر از پاسخ « علوی » شما. اما پرسش ما همین است که « چرا پی در پی » بهترین بندگانش را فرستاد ؟ وقتی می دید مردم آنها را آزار و اذیت می کنند و می کشند چرا باز تکرار کرد ؟ لطفا متن آیاتی را هم که به آن استناد کرده بودید بنویسید و رابطه آنها را با پاسختان مشخص فرمائید. شادکام و موفق باشید.

bahar borji     1396/07/23 - 20:14
سلام و درود بر شما طبق آیه 30 سوره اعراف هدایت اصلا کار خداوند است اما عده‌ای به خاطر سوء انتخاب خود مسیر هدایت را نمی روند خداوند انسان های کامل خود یعنی پیامبران را برای هدایت و رشد و تربیت انسان ها انتخاب می کند یکی دیگر از دلایل آن علاقه ی بیش از حد خداوند به بندگانش است که برای هدایت انسان از عزیز ترین بنده ی خویش امام حسین علیه السلام هم فروگذار نمی کند.

با سلام به شما و سلام به پاسخ مومنانه شما. پرسش ما همین است که چرا خداوند عشق هدایت ما را دارد وقتی که ما پیامبرانش امامانش و نایبان رسولان و امامانش را نمی خواهیم ؟ موفق و موید باشید.

خانم 71     1396/07/22 - 23:25
با سلام به نظرم علت ارسال رسل این است که زمین نمیتواند بدون حجت خدا بماند و این نشان میدهد که همه انسانها در هر زمانی نیاز به یک ولی الهی دارند تا به او اقتدا کنند و تحت ولایت او به تقرب برسند.

با سلام به شما و تشکر از اظهار نظر شما. لطفا پاسخ قرآنی را پیدا کنید. اگر زمین به پیامبران نیازمند است پس چرا می فرماید « لکم » برای شما فرستادم ؟ موفق و موید باشید. إن شاء الله تعالی

m.e     1396/07/18 - 11:32
خداوند متعال در آیه 19 سوره مائده می‌فرماید: «یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلى فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشیر وَ لا نَذیر»؛ اى اهل کتاب رسول ما پس از فاصله و فترتى میان پیامبران، به سوى شما آمد، در حالی‌که حقایق را براى شما بیان می‌کند تا مبادا روز قیامت بگویید: نه بشارت دهنده‌اى به سراغ ما آمد، و نه بیم دهنده‌اى. بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده، به سوى شما آمد و خداوند بر همه چیز توانا است. دلیل عقلی هم به نظرم اینست که انسان به حکم آدم بودنش انتخاب دارد یا می تواند حق را انتخاب کند یا باطل و بنابراین حق و باطل باید پیش رویش قرار بگیرد تا عدالت خدا زیر سوال نرود

با سلام به شما و تشکر از پاسخ شما. بخش اول اغلب پاسخ شما عزیزان تقریبا درست است اما بخش دوم پرسش در هیچ پاسخی خیلی روشن نیست. لطفا بخش دوم پرسش را هم دقیق تر پاسخ دهید. ممنون.

آذرباد     1396/07/14 - 11:27
با سلام واحترام.طبق آیه 54/انعام " کتب ربکم علی نفسه الرحمه" خداوند رحمت را برخودش واجب نموده است وبا توجه به آیه 56/ذاریات "وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون" جن وانس را خلق نکردیم مگر اینکه عبادت کنند پس زمینه سازی برای بازگشت همه انسان هابه سوی خداوند در قرآن مطرح شده است در نتیجه ابزار لازم برای این مسیر بازگشت به انسان عطا شده است همانطور که در آیه 31سوره بقره "علم ادم الاسماء کلها ..." اشاره شده است (تشخیص درونی )وابزار تشخیص بیررونی ؛ امتحان وآزمایش همه ی انسان ها .طبق آیه 1/عنکبوت که می فرماید:"احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا وهم لا یفتنون".آیا مردم گمان می کنند بدون امتحان رها می شوند ، نه هرگز بلکه همگی باید امتحان دهند .پس امتحان وآزمایش زمینه ای برای بروز وظهور قابلیتهاوصفات درونی انسان می باشد تا درنهایت طبق 31/محمد "ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم والصابرین ونبلوا اخبارکم" .ما همه ی شما را قطعا آزمایش می کنیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی وصابرین شما کیانند واخبار شما را بیازماییم .خداوند می خواهد امر الهی تحقق خارجی یابد وعینیت حاصل کند وصفوف حق وباطل مشخص شود همچنانکه در آیات 2، 3/عنکبوت اشاره شده است .امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه/قصار 93می فرمایند :"گر چه خدا وند به روحیات بندگانش از خودشان آگاهتر است ولی آنها را امتحان می کند تا کارهای خوب وبدشان که معیار کیفروپاداش است از آنها " ظاهر " گردد.پیامبران هم آزمایش می شوند همانطور که در آیه40/نحل اشاره شده "هذا من فضل ربی لیبلونی ... .پیامبران واولیای خدا با استقامت در این امتحانها که مراتب آن بسیار بالاتر وسختر می باشد و چون آفتاب هدایت با سوختن خود راهی در بیراهه هوای نفس وروشن کردن چراغ عقل برای انسان گشودند وحجت را برای همه تمام کردند تا کسی نگوید اگر پیامبران به سراغ ما می آمدند شاید هدایت می شدیم واین امتحان سنت خداوند است و باید صفوف حق وباطل از هم جدا شود.

با سلام به شما و تشکر از پاسخ زیبای شما. إن شاء الله تعالی دو هفته دیگر پاسخ ها را جمعبندی خواهم کرد.

زهرا اردبیلی     1396/07/13 - 13:40
سلام و ادب انسان به علت تزاحم با عالم مادی دچار نسیان و فراموشی می شود و عهدی که با خداوند متعال بسته را فراموش می کند. در حالی که زمان باین قالوا بلی خود انسان انتخاب کرد که غیر خداوند متعال را نپرستد. پیامبران برای تذکر آمدند. تا عهد و میثاق انسان با خداوند متعال را یادآوری نمایند. جهل انسان موجب می شود تذکر را دریافت نکند. چون همه انسانها این تذکرها را می شنوند ولی تنها عالمان آن را می پذیرند. هر کس در دنیا و عالم خلقت وظیفه ای دارد و پیامبران علیهم السلام و پیروان ایشان در راستای ابلاغ دین و تذکر مفاهیم مبتنی بر فطرت پاک انسانی مامور به وظیفه اند و نتیجه با خداوند متعال است.

با سلام و تشکر از اظهار نظر شما. اجازه دهید من نظرم را پایان ماه اعلام کنم.

لیلا بیگی     1396/07/12 - 00:19
بنام خدا چون در اینده انسانهایی قرار است به دنیا بیایند که ممکن است اهل هدایت باشند پس عدالت خداوند حکم می کند برای انها هم مسیر هدایت روشن باشد و انها هم مانند اهل کفر گذشته حق انتخاب داشته باشند واحیانا ایمان وراه هدایت را انتخاب کنند

با سلام و تشکر از اظهار نظر و نکته ی خوب و درستی که بیان نموده اید. با اجازه شما ، من نظرم را پایان ماه اعلام می کنم.