« رسانه های شیطانی » و « مراکز آموزش استکباری » چه می کنند ؟



از مأموریتهای قرآن، أفشاگری علیه عواملِ شیطان و مزدوران استکبار است.

« سه هدف اصلی » تمام « عوامل شیطانی و استکباری » برای « إغفال و گمراهی و زیانکار کردنِ » مردم از منظر قرآن عبارتند از :

اول : آموزش « سِحر » (راههای قانون گریزی، فریب دادن یکدیگر، سرگرمي‌هاي پوچ ... ) :

... وَ لَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ... (بقره/102)

دوم : آموزش هر چیزی که بتواند خانواده را متلاشي (و زمينة فحشا را مهيا) كند :

... فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ .... (بقره/102)

سوم : آموزش هر چیزی که به « زيانِ مردم » است و سودي برایشان ندارد :

... وَ يَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَ لاَ يَنفَعُهُمْ .... (بقره/102)


شکوری     1396/06/29 - 15:51
با سلام و درود به محضر استاد معزز توضیحات جنابعالی را در پاسخ به سوال نفر قبل، این خواندم این سوال در ذهن جوانه زد که اگر محیط و وراثت عامل موثر(و نه مسلط) بر سرنوشت آدمند پس چرا حضرت نوح درباره قومش می فرماید: إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا آیا این فرزندان به حکم اینکه پدران آنها کافرند، باید کافر شوند؟ اگر چنین است پس باید بگوییم وراثت گاهی حتی عامل مسلط است، چون این فرزندان اراده دارند ولی گویی کفر و الحاد از طریق ژن و خون به آنها منتقل شده و مجبورند!! شاید بگویید این پیش بینی حضرت نوح از طریق علم غیب بوده، اما در آیه شاهدی دال بر این برداشت وجود ندارد. ضمن اینکه آیات فراوانی درباره هدایت ناپذیری و بسته بودن دل هایکافران آمده و وفور کلیدواژه هایی چون «ختم»، «طبع» قلوب، «رین»،« اکنه»، «غلف»، «قفل» و... در قرآن، موید این معناست

با سلام به شما و سلام به دقت و اظهار نظر مومنانه شما. به نظر می رسد که دعای حضرت نوح علیه السلام فقط درباره « پدران » است نه فرزندان. با این توضیح که پدران کافر ، « زمینه ساز » فجور و کفر فرزندان خویش هستند نه اینکه فرزندان آنها مجبور به قبول آن هستند. پس فرزندان کفار اگر بخواهند می توانند مانند فرزند یزید ملعون، عاقلانه عمل کنند و راه آباء و اجدادشان را دنبال نکنند. همانطور که تمام فرزندان أنبیاء و أولیاء الهی و مومنین هم افراد سالم و صالحی نبوده اند. من نمونه های زیادی را در میان دانش آموزان و دانشجویانم دیده ام که در خانواده های بی نماز و فاسق و شرابخوار و ضد انقلاب، بسیار متدین و انقلابی بوده اند و بر عکس آقازاده هایی که از مواضع اسلامی و مبارزات انقلابی پدرانشان تبری جسته و راه شیطان را دنبال کرده اند. اما اینکه چرا قرآن بارها واژه های « ختم ، طبع و ... » را برای برخی از کفار و منافقین به کار برده ، پاسخش در همان آیات و یا آیات قبل بیان شده است . مثلا می فرماید : بِما كانُوا يَكْسِبُونَ و یا : اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ، و ... یعنی « رفتار ارادی » خود آنها باعث این مجازات شده است. مانند افرادی که با چکهای بی محل خود باعث مسدود شدن حساب بانکیشان می شوند. (البته وراثت و محیط زمینه ی « آزمایش » هر فردی را فراهم می آورند) حضرت موسی علیه السلام هم « اثرپذیرترین » سنین خود را در دربار فرعون گذراند اما کمترین خصلتی را از آنجا کسب نکرد و از عقل و فطرتش منحرف نشد. محمد بن ابی بکر هم فرزند غاصب خلافت بود اما أمیرالمومنین صلوات الله علیه را « پدر » خود می دانست و آن حضرت او را « پسرم » صدا می کردند. در حالی که ظاهرا « محمد حنفیه » چنین همراهی را با آن پدر امت نداشت. در هر حال اگر کمترین احتمال « جبر » را بپذیریم باید به « عدالت و حکمت الهی » و « عادل بودن خداوند » شک کنیم و باید « بی خاصیت بودن رسالت ، إنذار ، تبلیغ ، شریعت ، امامت ، هدایت ، ولایت ، دعا ، توبه و صدها واژه دیگر » را بپذیریم. در حالی که تمام آیات قرآن ، تک تک افراد بشر را مخاطب قرار می دهند و او را فارغ از « مواضع آباء و اجدادش » به عقلانیت و هدایت دعوت می کنند و جالب اینکه برای « کفار » سفره سوره « توبه » را گشوده است. قرآن چه زیبا در آیه چهارم سوره ممتحنه می فرماید : وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ ، یعنی : دشمنیِ مومنان با مشرکان و کافران فقط به خاطر شرک و کفر آنهاست اما اگر توبه کنند باید مثل برادر با آنها رفتار کنند ( همچنان که با حُر چنین عمل شد ) اصرار « تمام » سلاطین و دیکتارتورها و عوامل و رسانه های استکبار جهانی (تحت عناوین روانشناس یا جامعه شناس و یا ... ) بر « جبر » و اصرار پیامبران و أولیاء الهی بر « مختار » بودن انسان ، می تواند مسئله را برای عموم مردم روشن کند. لطفا به من افتخار بدهید و آیاتی را از قرآن بیابید که : افراد در قیامت دیگران را مقصر و خود را مجبور معرفی می کنند اما قرآن این توهم را نپذیرفته است. موفق باشید. إن شاء الله تعالی

آذر باد     1396/05/15 - 03:14
با سلام واحترام خدمت شما استاد گرامی.در بین مردم سحر به آن چیزی گفته می شود که یک نیروی ماورایی بد که می تواند "بخت" کسی را ببند ویا اورا بیمار کند ویا حتی با چشم زخم اورا صدمه بزند وبعضی ها سراغ کسانی می روند که نیروی ماورایی خوب دارند مثلا با یک نبات بیمار شفا می دهند ویا بخت کسی را با دعاباز می کنند ،آیا این هم مصداق سحر وقانون گریزی است؟

با سلام به شما. اولا : طبق آیات فراوان قرآن، انسان قطعا « مختار » است و وراثت، محیط، والدین، همسر، رفیق، إبلیس و هیچ عاملی از درون و بیرون نمی توانند او را به کاری « مجبور » نمایند. ثانیا : تمام عناصر آفرینش (میکربها، باکتریها، ویروس ها، ذرات گرد و خاک، گیاهان، حشرات، حیوانات، افراد جن و إنس) به « إذن حکیمانه الهی » می توانند وسیله « آزمایش » انسان باشند و برای او « بأسا و ضرّا »(انواع مسائل و گرفتاریهای بیرونی و درونی) را پدید آورند ولی (تا خودش نخواهد) هیچکدام بر او « سلطه قطعی » ندارند. همه این آزمایشات برای اینست که معلوم شود انسان در مواجهه با « تمام ابتلائات و حوادث » ، « چقدر به درگاه الهی تضرع و دعا می کند یا نه » ، « به خالقش پناه می برد یا نه » و « امورش را به خالقش، تفویض می کند یا نه » و « چقدر عاقلانه حمایت، وکالت، کفالت، کفایت خالقش را طلب می کند » و یا « با غفلت و جهالت به نفسانیت خود و خلق و راهکارهای شیطانی پناه می برد » و « چقدر از تفکر، تعقل، تدبر، تفقه، بصیرت، شعور، معرفت، اراده، ابتکار، خلاقیتهای خود استفاده می کند یا نه » و « چقدر صبر و مقاومت و استقامت دارد یا نه » . بنابراین « میزان آسیب پذیری بدنی یا روحی ، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی انسان » به باورها و عملکرد خود او بستگی دارد. ثالثا : تمام عناصر آفرینش می توانند (متناسب با قابلیت و لیاقت و ظرفیت و سنخیت گیرنده » ، « واسطه خیر یا شر » باشند. پس هیچ هدایت و دعا و استغفار و شفاعتی و هیچ إغفال و إضلال و نفرین و لعنتی ، برای انسان مختار تا لیاقتش را پیدا نکند ، « اجباری و تحمیلی و موثر نیست ». خداوند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ، بصیرت و معرفت و اراده و ایمان و امید ما را روزافزون کند و توفیق هدایت و اطاعت عطا فرماید و عاقبت ما را ختم به خیر نماید. إن شاء الله تعالی