تنها خانه‌اي كه فقط از داخل باز مي‌شود !



قفلِ درِ هر خانه، صندوق، قلعه­ و دژي را حتی اگر « درِ خیبر » هم باشد باز با قدرت مي‌توان به نحوي از « بيرون » شکست و گشود و وارد آن شد.

اما خداوند حكيم، « قلبِ انسان » را به نحوي آفريده است كه « هيچ قدرتي » جز « خالق یا صاحبش » نمي‌تواند آن را از « بيرون » بگشايد و بي­اجازه وارد آن شود.

پس اگر قلبِ انسان، « مریض یا قفل یا مسدود یا دچار انحراف » شود یا در « غلافش » گیر کند، برای « تعمیرِ » آن فقط باید به « خالقش » رجوع کرد :

« یا مقلّب القلوب ، ثبّت قلوبنا علی دینک »

... كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتيلاً (فرقان/32)

پس حتي شيطان نيز (جز دعوت) بر انسان هيچ نفوذ و سلطه‌اي ندارد :

وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ : إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ

فَاسْتَجَبْتُمْ لي‏ فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ .... (إبراهیم/22)


شاگرد     1396/01/16 - 10:03
با عرض سلام و احترام و تشکر. سؤالی که برایم مطرح است این است که کار قلب چیست؟ آیا صرفاً دریافت الهامات است؟ پس چگونه قرآن تعقل را نیز به قلب نسبت می‌دهد؟ أفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ (سوره‌ی حج، آیه‌ی 46)

با سلام به شما و سلام به پرسش قرآنی شما. ظاهرا هر نوع فعالیت « معنوی و فطری و روحی » انسان ، از طریق « قلب » صورت می گیرد. عقل ، اولین و سالم ترین و در دسترس ترین « رسول و حجت الهی » است و « اولین مراحل انقلاب » در انسان به کمک آن صورت می گیرد. « میدان انقلاب » انسان ، « قلب » اوست و « عامل انقلاب » انسان ، « عقل » اوست. به عبارت دیگر فطرت انسان دو جنبه دارد : 1ـ فطرت شناختی یا عقل که زیبایی و زشتی، حق و باطل، خیر و شر، تمام و ناقص ، کامل و ناقص ، خوب و بد را « تشخیص » می دهد و به آن « عقل نظری » هم می گویند. 2ـ فطرت گرایشی یا قلب که انسان را به سمت زیبایی، حق، خیر، تمام، کمال و خوبی می کشاند که به آن « عقل عملی » هم گفته می شود. و الله أعلم