فرق قرائت و قراعت



لطفا با مراجعه به قرآن و کتب لغت بفرمائید : « قرائت » چه فرقی با « قراعت » دارد ؟


مطهره تابش     1395/08/21 - 16:56
با عرض سلام وتشکر قراعت چیزی است (با توجه به ایه 101سوره مبارکه مومنون) که باعث میشودروابط پوچ گرددبعبارتی عامل بهم ریختگی است ونیز باتوجه به ایه 4سوره تکویر قراعت باعث تعطیل شدن عشیره هاست ویا عاملی برای ازدست دادن عشار(با ارزشترین چیزهای ادم) است کلا عامل بر هم خوردن نظام انسانس است اما طبق روایت "اقرأورق" رق،از ریشه رقی است که معنای اصلی ان بالا ببر است (با کسره )پس قرائت عامل انسجام،رشد،وبالارفتن است عامل رشد وبالارفتن انسان است

با سلام و تشکر از شوق قرآن پژوهی شما. ظاهرا همینطور است که قرائت : با نفی « منیت و نفسانیت » ، « نگاه » انسان را « موحدانه » می کند و همین نگاه موحدانه ، تمام افکار و گفتار و رفتار و اخلاق و مواضع او را یکپارچه و یک کاسه و منسجم می کند و او را به اوج کمال و تعالی و تقرب می رساند. اما « قراعت » ، پیوندها و روابط و نسبت های برقرار شده با « مخلوق » را از بین می برد و هر فرد بر مبنای « میزان رعایت حق » ، « وزن » و « ارزش » دارد و در « عیشه راضیه » جاودانه خواهد بود و بر مبنای « گفتار و رفتار و اخلاق و مواضع ناحق » و « حق گریزی و حق ستیزی هایش » ، در « آتشی فراگیر و درآغوش کشنده » مجازات خواهد شد. به عبارت دیگر ، پس از « حادثه عظیم قراعت » ( و ما ادراک ما القارعه ؟) ، هر فردی به اندازه « قرائت موحدانه اش » به رستگاری و سعادت می رسد. شاید از همین رو تنها « عبارت برابر » با « قرائت حمد و سوره » ، « سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله أکبر » می باشد.

مطهره تابش     1395/08/15 - 00:26
با سلام ئتشکر بسیار با توجه ایات یوم تکون الناس کالفراش المبثوث وتکون الجبال کالعهن المنفوش....شاید بتوان گفت قراعت باعث ازهم گسیتخگی و پراکندگی است برخلاف قرائت که باعث بعثتی برمبنای توحید ویکی شدن توحیدی است یعنی قرائت انسان را به وحدت ویکی شدن میرساند وقراعت انسان را به دور شدن از هم در هم ریختگی میرساندمانند انفجار واتحاد

با سلام و تشکر از توجه دقیق شما. حالا همین نگاه و برداشت خود را لطفا با آیه : فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ (مومنون/101) و آیه : وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ (تکویر/4) و حدیث : « إقرأ و ارقَ » ، تکمیل کنید.

مطهره تابش     1395/08/13 - 19:47
با سلام وتشکر بنظر میرسد قرائت خواندنی ناشی از درک حقیقی معانی است خواندنی که از درون فرد رخ میدهد لذا عامل رشد او وشکوفایی دیگران میگردد چنانچه قرائت قران توسط عاملان به قران خو دمهمترین عامل در شکوفایی استعدادهای فطری انها میگرددپیامبر با قرائتشان باعث بعثت انسانها شده تا بتوانند به کمال برسند اماقراعت از ریشه قرع به معنی کوبیدن است کاری است که قلبهارا از جامیکندزدنی سخت است که بر خلاف قرائت،باعث کوبش عقول وقلوب انسانها گشته ولذا خودمانع شکوفایی فطرت انسان وکمال او میگرددقیامت را قارعه گفته اند زیرا دلهارا بافزع شدید ودشمنان خدارا باعذابش میکوبد

با سلام و تشکر از پیگیری شما. از این دو آیه چه « تصویری » در ذهن خطور می کند ؟ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ (4) وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (5)

مطهره تابش     1395/08/12 - 00:25
با عرض سلام شاید بتوان گفت قرائت به معنی خواندنی است که گویا در ان وجدان صورت گرفته است خواندنی که پس از شهود اتفاق می افتد قران یعنی کتاب خواندنی ودر سوره مزمل میفرماید انچه میتوانید از قران قرائت کنید یعنی به گونه بیان یکسری الفاظ به تنهایی نیست بلکه بیان با درک حقایق وفهمیدن معانی است که خود سبب رشد است اماشاید بتوان گفت قراعت از ریشه قرع،به معنی کوبیدن است مثل ضرب کردن پس شاید بتوان گفت قراعت کردن کلام یعنی بازگو کردن کلمات والفاظی بدون درک عقلی وقلبی مثل کوبیدن وضرب کردن از روی الگو

با سلام و تشکر از پیشقدم شدن شما در ابراز نظر در این زمینه. قرآن ، کتابی است که باید « قرائت » شود و « خواندن » ( به معنی روخوانی ) برای آن گویا نیست. لطفا به سوره « قارعه » مراجعه کنید و ببینید با « قراعت » چه اتفاقی می افتد و چه فرقی می کند با وقتی می خواهیم حقایقی را (پس از وجدان و شهود کردن ،) « قرائت » کنیم ؟ برای راهنمایی بیشتر به این نکته توجه کنید که : قرائت و قراعت ، کاری « متضاد » یکدیگرند. لذا بعثت و نبوت با « قرائت » شروع شد یعنی مهمترین کار و وظیفه ی « رهبر یک جامعه » ، « قرائت » است و مهمترین کار کافرین و منافقین (خصوصا از نوع إنگلیسی آن ؟؟؟ ) ، « قراعت » است. بنای حکومت اسلامی بر « قرائت » است و بنای حکومت کفر و نفـــــــاق ( ؟ ) بر « قراعت » است. مجددا از اظهار نظرتان تشکر می کنم.